به نقل از : پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 217 ، تیر ماه 1396

 

پیام فدایی: آن چه در زیر می آید ، متن گفتگوی "رادیو همراه" در سوئد با رفیق چنگیز قبادی فر در مورد "انتخابات" ریاست جمهوری رژیم ضد خلقی جمهوری اسلامی ست که در تاریخ 15 ماه می 2017 (25 اردیبهشت ماه 1396) صورت گرفته است. پیام فدایی این مصاحبه را از حالت گفتار به نوشتار تبدیل و با برخی ویرایش های جزئی ، آن را به اطلاع خوانندگان نشریه می رساند. فایل صوتی این مصاحبه از طریق لینک زیر برای علاقه مندان قابل دسترسی ست.

https://www.youtube.com/watch?v=Qpz4rN704CA

 

(بخش دوم و پایانی)

متن مصاحبۀ "رادیو همراه" با رفیق چنگیز قبادی فر،

پیرامون انتخابات در جمهوری اسلامی

رادیو همراه: بله! شنوندگان گرامی با رفیق چنگیز قبادی فر از چریکهای فدایی خلق پیرامون انتصابات اخیر گفتگو می کنیم و اگر مایل هستید پرسشی داشته باشید (شماره تلفن) در اختیار شما قرار داره رفیق چنگیز! کارگزاران علنی و سابق رژیم و به اصطلاح اپوزیسیون ملی-مذهبی مثل عبدالکریم سروش می گه ما از دمکراسی همین برای ما مونده ، به آن بچسبید. با رای دادن همه چیز حل نمی شود اما با رای ندادن هیچ چیز حل نمی شود. از طرفی هم خامنه ای جنایت کار همون طور که شما گفتید می گه مهم نیست که به چه کسی رای می دهید، مهم اینه که همه بیایید. این گفتارها که خیلی نزدیک به هم هست رو شما چگونه می بینید وقتی که مطهری در همین یکی دو روز پیش می گه که باعث تمام بدبختی ها و حصر و این طور چیزها خامنه ای است؟

پاسخ: خُب ببینید مجموعه این صحبتی که کردید و اون نقل قولی هم که از سروش آوردید، نمایان گر بخشی از تبلیغاتی هست که در سطح جامعه یکبار دیگه سازمان داده شده، بخصوص در مقطع انتخابات و ما توی مناظره ها هم یک حدی این تبلیغات رو دیدیم که می خواد این پیام رو پخش کنه که بله! در جمهوری اسلامی تضادهایی وجود داره و دو طرف این تضاد با این که هر یک جناحی از هیات حاکمه هستند ولی گویا مثلا ما جناحی داریم که بهتر از دیگری ست، جنایتکار نیست؛ و یا مثلا برای منافع مردم می خواد تلاش کنه و می خواهد برای برآوردن مثلا یک سری از خواسته ها و مطالبات مردم ، زنان، کارگران، جوانان کار کنه ؛ چنین تبلیغاتی سازمان داده می شه و در چهارچوب یک همچنین تبلیغاتی ما شاهد این هستیم که یک سری برخوردهایی نظری و حرفی هست بین این ها در لحظه حاضر؛ مثلا همین حرفی رو که به عنوان فاکت آوردید، اگر ما بیاییم و از (گویندۀ) همین حرف حرکت کنیم و مثلا سروش رو بررسی کنیم می بینیم این حرف رو سروشی می زنه که واقعا یکی از نظریه پردازهای این سیستم تبهکار و ضد زن و کارگر ستیز جمهوری اسلامی بوده. او یکی از این مسئولین "انقلاب فرهنگی" جمهوری اسلامیه با جنایاتی که تئوریزه می کرد، او خودش جنایت کاری بوده که دو سال درب دانشگاه های این مملکت رو بست؛ در مناظره های بعد از قیام هم در اون شرایط ملتهب واقعا با چنگ و دندان هر طور که توانست از جمهوری اسلامی و از این نظام دفاع کرد ولی خُب به هر حال دست روزگار او را کرده "اصلاح طلب" و به خارج کشور انداخته و حالا او که راهی نداره و حرفی نداره ممکنه بیاد در این انتخابات همین حرفی رو که ازش آوردید بزنه و بگه چیزی که برامون از "دمکراسی" مونده همینه و بیاد مردم رو تشویق کنه که به هر دلیلی بیایید و توی انتخابات در یک رژیم ورشکسته بحران زده و سراپا ضد خلقی و ضد مردمی شرکت کنید. چرا؟ برای این که همین الان هم همون وظیفۀ سابقش رو در یک شکل دیگه ای داره پیش می بره. می گه با این حرف ها بیایید به طول عمر این رژیم نکبت بار علیه مردم ما اضافه کنید.

البته این تنها سروش نیست؛ ما طیف اصلاح طلب های حکومتی رو داریم؛ اصلاح طلب هایی رو داریم که با وجود این که مستقیما در داخل دستگاه حکومتی نیستند ، کل نظام حکومتی رو قبول دارند و با وجود "مخالفت" هایی که با جمهوری اسلامی می کنند ، باز هم می آیند و این نظام رو تبلیغ می کنند و می گویند که بیایید بروید توی انتخابات این رژیم شرکت بکنید. به جز این طیف، ما اکثریتی ها و توده ای های خائن و این دار و دسته های جنایت کار و همچنین شبه اکثریتی ها یی رو داریم که اون ها هم در همین انتخابات باز هم به تلاش و تکاپو افتادند و می گن که بیایید بروید و از میان مثلا کاندید "جنایتکار" و "جنایتکار تر" (تازه همین کلمات رو هم به کار نمی برند) می گویند "بد" و "خوب" یا در بهترین حالت "بد" و "بدتر"، به "بد" رای بدهید؛ ولی واقعیت اینه که ما در این اظهار نظر ها و صحبت هایی که می شه، یک چیزی رو اول باید بهش اشاره کنیم . این صحبت ها برخا نشون می ده یک واقعیتی رو که در جمهوری اسلامی یک تضادهایی بین جناح های مختلف هیات حاکمه وجود داره که خودش رو در امر انتخابات هم انعکاس می ده. ولی وقتی که ما می آییم و بررسی می کنیم ماهیت کسانی که دارند این تبلیغات رو می کنند، می بینیم که اون ها به نحوی از انحاء به این نظام، به این نظام نکبت بار، به این نظامی که با استثمار و غارت و سرکوب بخش مطلق و بزرگ این جامعه داره واقعا به حیات انگل وار خودش ادامه می ده ، به اون نظامی که فحشاء، بیکاری، فساد، دزدی، حق کارگر رو خوردن، حقوق مردم رو زیر پا له کردن، به این نظام زن ستیز، کارگر ستیز، به نحوی از انحاء وابسته اند و واقعا در حفظ این نظام منافعی دارند و از اون جاست که این صحبت ها رو می کنند و تشویق می کنند مردم رو که برید در انتخاباتی که انتخابات نیست هم شرکت کنید.

ولی حالا حرف های این ها چیه؟ مثلا در یکی از صحبت هاشون الان، به خصوص در میان این اکثریتی- توده ای ها این طور مطرح می شه که گویا همه تبلیغات الآن به ضرر روحانی یه و اگر شما نرید و رای ندهید به روحانی، رییسی می شه رییس جمهور که خودش یک جنایت کار و جلاده. خُب حالا شما بیایید همین حرف رو بررسی کنید. درسته. رییسی یکی از اون افرادی یه که در هیات مرگ بوده و دستش به خون هزاران تن از بهترین جوون های این مملکت از نسل "آفتابکاران جنگل" آلوده ست. ولی خُب؛ همین کسانی که این حرف رو می زنند و این فریب کاری رو می کنند که به خاطر این که رییسی وجود داره برید و به روحانی رای بدهید ، چرا این واقعیت رو لاپوشانی می کنند که تمام اون کارها و احکامی رو که در اون دهه خونین، امثال رییسی در اون هیات مرگ صادر کردند ، مگر خود روحانی در راس شورای امنیت ملی به عنوان دبیر اون شورا ، مگر امضاء کننده اون احکام نبوده؟ مگر روحانی در تمام اون دستوراتی که آمده و در بالاترین نهادهای رژیم، از بیت رهبری تا همین نهاد شورای عالی امنیت ملی تصویب شده و بعدش هم یک مزدورانی رفتند و با تبهکاری تمام، اون دستورات رو اجرا کردند مگر روحانی در راس این تصمیم گیری ها و در سطوح بالایش نبوده؟ مگر همین روحانی از موقعی که آمده و کابینۀ خودش رو از چهار سال پیش معرفی کرده در دور اول و پس از برنده شدن در انتخابات، مگر وزیر دادگستری اش (مصطفی پورمحمدی) یکی از همکاران رییسی در همان هیات مرگ نبوده که حالا روحانی اون رو به عنوان وزیر خودش معرفی کرده؟ در نتیجه روحانی با رییسی تا اونجایی که به جلاد بودن و تبهکار بودن و منافع هر دوی این ها در حفظ نظام برمی گرده، کمترین تفاوتی نداره. و این یک فریبکاری بزرگه که ما بخواهیم با استناد به جلادی و تبهکار بودن رییسی، جلادی و تبهکار بودن به همون اندازۀ روحانی و امثالهم رو بپوشانیم.

از طرف دیگه، مثلا در همین اطلاعیه هم که از طرف چریکهای فدایی خلق ایران آمده به یک واقعیتی اشاره کرده در مورد انتخابات و گفته که همۀ، اگر کلمه به کلمه این نوشته رو نگم، گفته که همۀ جنایتکاران حاکم با وجود هر اختلافی که با هم دیگر دارند در سرکوب و چپاول مردم با هم دیگر هم داستان و هم نظرند. کسانی می خواهند مردم ما را تشویق کنند که به روحانی یعنی قهرمان اعدام، رای بدهند در مقابل رییسی، کسانی می آیند و در مقابل رییسی می خواهند مطرح کنند و البته تلاش کنند که مردم ما رو بفرستند بروند به روحانی رای بدهند. روحانی ای که در جریان شورش دانشجویی-مردمی سال 1378 در همه جا عربده کشی راه انداخته بود و سخنرانی می کرد و فریاد می زد که اگر ملت ما نبودند همین "بسیجی های ما ، دانشجوها رو تکه تکه کرده بودند"؛ (در مقابل) دانشجویانی که فقط به خاطر کمترین خواست ها و مطالبات عادلانه شون بلند شده بودند، روحانی این طور عربده می کشید.

همه این واقعیات نشون می دن که این ها (کاندیداها) از یک تبارند و در یک کشتی ای نشسته اند که خودشون می فهمند که اگر این کشتی سوراخ شود، همه سرنشینانش رفته اند. این ها با هم اختلاف دارند. اختلافات واقعی هم دارند. اختلافات ریشه های اقتصادی داره؛ ریشه های بچاپ بچاپ و دزدی داره؛ هر رییس جمهوری که از هر جناح حکومتی بیاد روی کار معنی اش عوض شدن هزار شهردار و فرمانداره در سراسر کشور که از باند طرف مقابل میان و یا از باند خودی میان و جایگزین نفر قبلی می شوند و این هم یعنی میلیاردها تومان و صد ها میلیارد تومان سهم از بابت چاپیدن اون ثروتهایی که در اختیار اون کسانی بوده که توی این موقعیت بودن و امکان این کار رو به این ها می دن. این ها اختلافات خیلی مشخصی دارند ولی یادمون نره که هر دو در یک کشتی ای نشسته اند که حاضر نیستند، و می فهمند که اگر این کشتی سوراخ شه در اثر این تضادها غرق می شه و کل دم و دستگاه این ها رو با هم دیگر به زیر آب می بره. ما باید روی این واقعیت ها در این انتخابات، نمایشات انتخاباتی تاکید کنیم. ما باید این تلاش هایی رو که از طرف اکثریتی ها، توده ای ها، از طرف وابستگان به این نظام، از طرف کسانی که به نوعی ار انحاء منافعی در حفظ وضع موجود دارند و آگاهانه مردم رو می خواهند سوق بدهند به طرف این انتخابات و می گن رای بدهید تا حرف "رهبر" رو متحقق کنند ما باید در مقابل اون ها وایستیم و واقعا خواست قلبی اکثریت مطلق این جامعه که تحریم این انتخابات و نه تنها تحریم بلکه سرنگونی کلیت این ها هست رو تبلیغ کنیم و صدای اون ها رو تا جایی که می تونیم به گوش جهانیان برسونیم.

رادیو همراه: بله! خیلی ها هستند که در این کشتی نشسته اند مثل موسوی که اون جنبش "سبز" رو راه انداخت؛ مثل کروبی که رییس مجلس، موسوی که 8 سال کابینه نخست وزیری خودش رو دقیقا در دهه 60 داشت و حالا میان لباس مطهری تنش می کنند و می گویند که این اصلا هیچ آگاهی ای از این کشتار ها در زندان ها نداشت. به نظر شما با توجه به بحران حکومتی، سیاسی اقتصادی ای که در ایران داره بیش از پیش شدت می گیره، و اعتراضات و نارضایتی های سراسری و فلاکت و بیکاری مردم ، شنونده ای تماس گرفت که می گفت مردم می گن راه حل چیه؟ این صحبت هایی که شما می گین همه رو ما می دونیم؛ مردم با پوست و گوشت خودشون (لمس می کنن) و می دونن که چه اتفاقی در اون جا می افته، راه حل چیست؟ این شنونده تاکید داشت!

پاسخ: به نظر من این راه حل یک چیز نامعلوم و نامشخص نیست. اگر ما همین الآن با توجه به حرفی هم که شنونده عزیز شما زدن و می گن مردم ما می دونن این یک حقیقتی داره. در داخل اگر ما به روندهای عینی رجوع کنیم، ما این رو کاملا به طور روشنی می بینیم که به نظر من برخلاف برخی از تبلیغاتی که می شه به خصوص از طرف نیروهای ضد مردمی و یا از طرف خود رژیم، خواست اکثریت مردم ما واقعا رها شدن از زیر بار این نظام استثمارگرانه تبهکار و جلاد، از زیر بار این دیکتاتوری ای که به جز فقر و بیکاری و بدبختی و فحشاء و فساد و... برای مردم ما چیزی نیاورده، خواست این مردم هست. ولی حالا در این رابطه ما می بینیم که مساله تنها این نیست که مردم به این مسایل آگاهند؛ بلکه اون ها این واقعیت رو در حرکات و مبارزات شون در هر جایی که زیر سلطه این دیکتاتوری تونستن خودنمایی کنن، ابراز کرده اند و نشون دادن خواستشون رو؛ در مبارزات وسیع کارگران ما که هیچ وقت قطع نشده، در مبارزات زنهای ما ، در مبارزات جوون های ما در هر فرصتی که برای عرض اندام مردم پیش آمده در این جامعه تحت سلطه تا جلوی سرکوبگران حاکم بایستند؛ که یکی از نمونه هاش رو ما در همین جنبش 88 دیدیم؛ و در طول 38 سال گذشته حاکمیت رژیم هم مرتبا نمونه های اون رو دیدیم، مردم ما حتی راه رهایی شون که در سرنگونی این رژیم هست رو می دونند.

این ها چیزهایی نیست که به نظر من ما بخواهیم راجع بهشون به مردم آگاهی بدهیم که این رژیم دشمن شماست و باید بره. بحث بر سر اینه که چطور این انرژی های مبارزاتی مردم رو که الآن جویبارهای کوچک و پراکنده ای هستند توی کشور، ولی هستند و وجود دارند رو به یک دریای وسیع و به یک امواج اگر درست مثال بزنم، منهدم کننده و طوفانی تبدیل کرد و چه طور آن ها را سازمان داد. این مساله اصلی ای هستش که جلوی جامعه ما، جلوی نیروهای انقلابی و روشنفکر جامعه و بخصوص جلوی جوون های آگاهی که در داخل هستند و هر روز به شکلی با کلیت این رژیم مبارزه می کنند قرار داره. در نتیجه مساله این چه باید کرد، اینه که چطور می شه اون جریان های مبارزه رو اولا به هم دیگر وصل کرد، اون مبارزات توده ای و کارگری و سایر اقشار مردم رو که جریان داره به هم وصل کرد و (دوما و) مهمتر از اون این رو بر اساس واقعیات به مردم و جوون ها گفت که تا این رژیم و دیکتاتوری مطلق العنانش بر سر کار است، با مبارزه مسالمت آمیز نمی شه به رهایی و آزادی رسید. مبارزات موجود که خیلی هم دلاورانه ست همون جور که تجربه تمامی جنبش های 30-40 سال اخیر (اگر من نخواهم که عقب تر بروم) در زمان این رژیم نشون داده، اگر این مبارزات باید متشکل بشه و باید واقعا با اعمال قهر در مقابل اون قهر ضدمردمی و ضد انقلابی که رژیم به طور روزمره اعمال می کنه بایسته. اون قهر رژیم رو که عامل اصلی بقایش تا الآن بوده باید هدف قرار داد اون هم با استفاده از قهر انقلابی. در نتیجه جوون های ما باید این مبارزاتی که هست رو متشکل کنند و باید سعی کنند جوون های آگاه که خودشون متشکل شوند و این جهت گیری رو داشته باشند که جمهوری اسلامی و تمامی این جناح های منحوسش که یکی از یکی تبهکار ترند، جز در چارچوب یک مبارزه قهر آمیز و مسلحانه از بین نمی ره. این اون چالش اصلی ای هستش که جلوی جنبش های امروزه و جنبش های حق طلبانه و مبارزاتی امروزه که در برابر رژیم ایستادند قرار داره.

رادیو همراه: محمد علی امانی رییس ستاد انتخاباتی مصطفی میرسلیم در باره وضعیت کاندیداتوری حزب اصولگرای موتلفه گفته که من هنوز اخبار مربوط به کناره گیری میر سلیم رو تایید نمی کنم. زیرا که اول باید جلسه شورای مرکزی حزب موتلفه برای بررسی این موضوع تشکیل بشه. ایسنا از امانی پرسیده که چه زمانی جلسه شورای مرکزی حزب برگزار می شه؟ که او جواب می ده از این موضوع خبری ندارم. خیلی جالبه! خودش می گه این جلسه باید تشکیل بشه و بعدش هم میگه که از این مساله هیچ خبری نداره. به هر حال تیتر زدن که ستاد میرسلیم می گه او هنوز هست. بریم سراغ قانون اساسی جمهوری اسلامی که شروط بسیاری رو برای نامزدان جمهوری اسلامی قایل شده. رجل مذهبی و سیاسی و ایرانی الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، نیروی معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران، نیروی معتقد به مذهب رسمی کشور. خُب زنان هم جزو این شروط می شوند ، ولی ما شاهد این هستیم که جمهوری اسلامی از انتخاب شدن زنان در هراسه. نظر شما در این رابطه چیه؟

پاسخ: ببینید! این یک واقعیته. همین صحبتی که شد یکی از تجلیات زن ستیزی این رژیم و نظامی یه که در کشور ما بر جان و مال مردم ما حاکمه. اگر یادتون باشه توی یکی از این دوره ها ، این دختر طالقانی آمد و خیلی از همین اکثریتی ها و وابستگان به رژیم و هر جا هم که من از اکثریتی ها اسم می برم اجازه بدهید این رو اضافه کنم که این ها یک بخشی از این نظام هستند و نه یک مثلا نیروی منحرف اپوزیسیون. این ها بخشی از این رژیم هستند که منافع شون واقعا گره خورده با بقای این رژیم و منافع این رژیم. حالا این نیروها یک سری تبلیغاتی می کنن که حتی در این قانون اساسی جمهوری اسلامی وقتی گفته می شه رجل سیاسی منظور معنی لغوی کلمه "رجل" به مفهوم مرد نیست و زن ها هم حتی می تونن در این انتخابات ها شرکت کنند و بیایند کاندید شوند و از این حرف ها. ولی دختر طالقانی در حاشیه این بحث ها گفت که می خواد بره کاندید بشه و بهش هم گفتند که برو کاندید شو. گفت می خواد بره بفهمه که آیا یک زن می تونه بره بشه رییس جمهور توی ایران یا نه. گفتند برو بشو. آمد و رفت و کاندید شد و بعدش هم که صلاحیتش تایید نشد؛ در حالی که ما می دونیم که امثال دختر طالقانی ها به هر حال بخشی از کل این نظام و از نیروهای "خودی" این نظام بودند و هستند. ما می بینیم که این رژیم واقعا یکی از تجلیات زن ستیزی اش رو در همین انتخابات های مختلف و انتخابات ریاست جمهوری هم نشون می ده.

مطابق نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی وقتی می گه رجل سیاسی، در عمل یعنی نیمی از جامعه ما که زنان هستند رو محروم می کنه که وارد کارزار انتخاباتی بشوند و بخواهند که مثلا کاندید تایید شده ای برای ریاست جمهوری و مثلا جزو یکی از این پنج شش نفری که الآن هستند باشند. در عین حال این که رژیم این رو نمی خواد ولی حضور زن ها در پای صندوق های رای رو خیلی شدید می خواد. و البته تنها در مورد انتخابات هم نیست که ما سیاست زن ستیزی جمهوری اسلامی رو می بینیم. در همه جای زندگی واقعی در نظام جمهوری اسلامی ما می بنیم که این رژیم علیه زن هاست و حقوق اون ها رو در هر زمینه ای پایمال کرده، در مورد شغل، ازدواج، حق سفر، در مورد حق نگهداری از بچه ها و ... و واقعا از نظر جمهوری اسلامی بخصوص در شرایط بحران نظام سرمایه داری، زن "خوب" زنیه که توی خونه باشه و برای مرد و بچه ها آشپزی کنه و بچه بیاره! ولی اجازه بدید که حالا که من این حرف ها رو زدم به یک نکته مهم اشاره کنم. ببینید در زن ستیزی جمهوری اسلامی شکی نیست و این که نیمی از جامعه مون رو همون طور که پیشتر گفتم مطابق همین سیاست جمهوری اسلامی حتی نمی تونن بیان کاندید بشوند، کاندیدی که رد بشود از (مرحله) تایید صلاحیت، و کاندید ریاست جمهوری ای بشوند که از صافی بگذرند و بروند جایی که مردم بخواهند به اون ها رای بدهند، یعنی بخواهند رای جمع کنند، در این شکی نیست که این یکی از تجلیات (سیاست زن ستیزی جمهوری اسلامی) است. ولی اجازه بدید من این رو هم بگم که در سیستم موجود، و این دیکتاتوری ای که در کشور ما حاکمه، حتی اگر یک زن هم الآن جای روحانی و یا رییسی و یا کاندیداهای دیگه بود، باید ما توجه کنیم که فرقی در این اوضاع نکبت بار نمی کرد. این نبود که به خاطر صرف جنسیت، اگر الآن یک زنی کاندید بود - هر کدام از این زن های طبقه حاکم - اون موقع ممکن بود که وضع جامعه ما مثلا بهتر بشه و یا آبی برای مردم ما از بعد از انتخابات ریاست جمهوری بعد از این که یک زن رییس جمهور شد ، گرم بشه. چون مساله، مساله طبقاتیه، نه جنسی. این به این معنی نیست که اگه یک زنی بره اون جا، اون موقع مثلا حقوق زن ها در ایران برآورده شده. در نتیجه این یک نکته ایه که ما باید بهش توجه کنیم.

جمهوری اسلامی با تمام توانش زن ستیزی اش رو نشون می ده. در همین انتخابات ریاست جمهوری هم با عدم اجازه دادن به زن ها برای این که بیان و به طور واقعی کاندید بشوند، این رو نشون می ده. ولی این زن ستیزی از بین نخواهد رفت ، حتی اگر یکی از نمایندگان زن طبقه حاکم بیاید و رییس جمهور بشود.

رادیو همراه: بله! رفیق چنگیز. در بین این کاندیداها شخصی مثل رییسی می آید و می گه من نماینده کارگران هستم، کشاورزان هستم، (نماینده) مردم فقر هستم . این من رو به یاد ویدئو کلیپی می اندازه که گزارشگر رفته در سطح شهر مشهد و از مردم پرسیده که این عکس رو می شناسید و عکس رییسی رو نشون می دن. تقریبا 90 درصد نمی شناسندش. یعنی این آدم چگونه به خودش اجازه می ده که با توجه به اون سوابق پنهانی که الآن داره در رابطه با کشتار (دهه 60) و این چیزها رو می شه بیاد و ادعای ریاست جمهوری بکنه. ولی در بین این شخصیت ها، شخصیت های منفور و مشهور نظام هم بودند که رد صلاحیت شدند. مثل محمود احمدی نژاد، رییس جمهور پیشین و یا حمید بقایی معاون اجرایی محمود احمدی نژاد در دولت های قبلی. به نظر شما این دعواهای بین خودشون و این که رد صلاحیت می شوند، یا نمی شوند رو چگونه می بینید شما.

پاسخ: تا اون جایی که این آمار نشون می ده، یک چیزی حدود 1700 نفر حالا اگر اشتباه نکنم، کمی این ور یا آن ور، آمده اند و اعلام کردند موقعی که اسم می نوشتند که ما حالا می خواهیم برویم برای ریاست جمهوری. از میان این افراد همون طور که دیدید یک سری مسخره بازی هایی و یا یک چیزهای فکاهی ای ساخته شد که نشون می داد فلان فرد هم بلند شد و از گوشه خیابون رفت و یک قول های آن چنانی ای داد که من این مملکت رو این جور می کنم، آن جور می کنم، و مثلا در این ویدئو کلیپ ها هم برای خنده همین موارد را گذاشتند که مثلا چنین آدمی رفته و شده کاندید ریاست جمهوری! از این که بگذریم، البته این رو هم بگم که این مسخره بازی ها و قسمت های فکاهی یک حدی تبلیغ برای این است که ما خیلی سیستم دمکراتیکی داریم که هر کسی می تونه حتی از یک روستایی بلند شه بدون این که هیچ تحصیلاتی داشته باشه، بیاد و کاندید بشه. این البته تبلیغ برای این سیستم ضد دمکراتیک و تبهکارانه هم بود. ولی از میان این 1700 تا که به هر حال از جاهای مختلف آمده بودند ما دیدیم که نهایتا 6 نفر به هر حال از صافی شورای نگهبان گذشتند و اتفاقا خود این حذف هایی که انجام شد نشون دهنده ماهیت رسوا و ضد دمکراتیک این نمایش انتخاباتی رژیم که به اسم انتخابات آزاد راه می اندازه هستش که نشون می ده بدون اجازه رهبر، حتی فداکارترین و وفادارترین خادمان این نظام که احمدی نژادی که اسمش رو بردید بدون تردید یکی از اون ها بوده، اگر نیازهای نظام ایجاب نکنه راحت مثل یک دستمال کثیف بیرون انداخته می شوند. در مورد احمدی نژاد خُب همه می دونن که رفته بود و مشورت کرده بود که آیا من برم کاندید بشوم یا نشوم؟ خامنه ای به هر حال پیامی می ده که "صلاح نیست". و او هم بدون در نظر گرفتن چنین دستوری رفت ولی خیلی راحت شورای نگهبان انداختش بیرون، با دار و دسته اش و این اتفاقا نشون می ده که منافع و مصالح نظام اصله و ما شورای نگهبانی داریم که کارش همینه: غربال کردن اون عده ای که از هر جناح و دسته ای میان کاندید می شن تا مطابق خواست نهادهای رهبری و بیت رهبری یک ترکیبی رو هم جلو می گذارند و بقیه رو هم غربال می کنند. این هم خواست بلند پایه ترین مقامات رژیم و رهبری (نظام) هستش. و کار اون ها همیشه اینه که این کاندیداها رو غربال کنند و چند نفری که التزام عملی شون به رهبر تردید ناپذیر باشه رو تایید کنن. و ما باید اون موقع مطمئن باشیم که هر کسی از هر جناح و دسته ای این اصله - از صندوق مارگیری رژیم بیرون بیاد بعد از این انتخابات، او کسی ست که در ولایت فقیه "ذوب" شده است و التزام بی چون و چرا داره به اراده رهبری و ارادۀ این نظام. این حرف ها (رد و قبول صلاحیت کاندیداها) رو باید توی این چهارچوب بررسی کرد.

رادیو همراه: خیلی ممنون رفیق چنگیز! اگر شما صحبت پایانی ای دارید می شنویم.

پاسخ: ببینید ، من فقط یک چیزی رو اشاره کنم. واقعا اشتباه نشه یک عده ای می روند و به اون دلایلی که در صحبت هام گفتم رای می دهند و رژیمی که در نظر داشته باشید همیشه، یک قدرت دولتی، یک پول بی حساب نفت و یک تشکیلات گسترده در سراسر جامعه داره، رژیمی که میلیون ها بسیجی و پاسدار داره، رژیمی که واقعا مزدوران و ایادی خودش رو داره، و رژیمی که به خصوص به خاطر رشد یک قشری در جامعه ما به خصوص در این یکی دو دهه اخیر، که قشر خرده بورژوازی مرفهی هم هست و به خاطر امتیازاتی که در همین نظام بدست آورده، وضعیت زندگی ای برای خودش درست کرده و هر گونه تغییر در وضعیت این نظام وضعیت اون رو هم به هم می زنه، این ها مجموعه نیروهایی هستند که با این خصوصیات در رژیم یک پای ثابت رای دادن ها هستند در انتخابات. ولی ما به هیچ وجه نباید فریب تبلیغات رژیم رو بخوریم. نشانه ها و شواهد بسیار آشکار نشون می ده که اکثریت مردم ما این قدر آگاه بوده اند و به خاطر شرایط عینی زندگی خودشون، تجارب خودشون این رو می دانند که از شرکت توی این نمایشات انتخاباتی هیچ آبی برای اون ها گرم نخواهد شد و واقعا خواست این مردم، خواست اکثریت مطلق جامعه ما سرنگونی این رژیم با تمام جناح هاش هست و نه شرکت در انتخابات این رژیم. این چیزیه که ما باید رویش تاکید کنیم و خواست مردم مون رو به گوش بقیه برسونیم و با گرایشاتی هم که می کوشند این واقعیت رو زیر پا بگذارند و برای رژیم مشروعیت بخرند برخورد کنیم ، اون ها رو افشا کنیم. یک نکته هم من آخر بگم. در روز انتخابات در لندن و فکر می کنم چند جای دیگه تظاهراتی هست در جلوی کنسولگری از طرف نیروهای مخالف و مبارز گذاشته شده برای اعتراض به این نمایشات انتخاباتی رژیم. برای افشای این رژیم و رسوندن صدای مبارزاتی مردم ما حرکت هایی شده که فعالین (سازمان) ما هم می روند و در آن ها شرکت می کنند. خواستم در جریان بگذارم تون. اگر چنین حرکت هایی هست خیلی خوبه که ما که در این خارج کشور هستیم به عنوان ادای بخشی از اون وظیفه خودمون در حمایت از مبارزات و خواست های مردم ایران بریم و در این حرکت ها شرکت کنیم. خیلی از شما متشکرم به خاطر وقتی که به من دادید. یکبار دیگه به همه شنوندگان عزیزتون درود می فرستم.

رادیو همراه: خیلی ممنون رفیق چنگیز از این که با ما همراه بودید. بدرود.