تهیه و تنظیم از: آراز بهرنگی

بخش اول

 

ترکیه در یک نگاه *

قبل از انتخابات و حرف های مردم

هفته ی آخر انتخابات زود هنگام در ترکیه مصادف بود با تشديد مبارزات انتخاباتی نامزدهای اصلی شرکت کننده در ترکیه و وضعیت تنش آمیزی که در نقاط مختلف به ویژه در مناطق کردنشین همراه بود. پس از پنج ماه بحران سیاسی و بگیر و به بند حزب حاکم، مردم ترکیه بار دیگر می خواستند به پای صندوق های رای بروند، تا در دومین انتخابات (بیست و ششمین انتخابات پارلمانی ترکیه در ۸۱ استان) آن هم به فاصله ی پنج ماه شرکت داشته باشند. انتخایات اول نوامبر سرنوشت دولت جدید را که در چند ماه گذشته معلق مانده بود، مشخص می کرد. مردم معتقدند که در تاریخ معاصر ترکیه انتخابات کنونی می تواند بیشترین تاثیر را بر سرنوشت و آینده این کشور داشته باشد. مهمترین بخش این سناریو ، کوشش رجب طیب اردوغان و حزبش پیروزی با آرای بالا، برای تغییر قانون اساسی ترکیه و ایجاد سیستم ریاست جمهوری و حذف پست نخست وزیری ترکیه بود. با این وضعیت مردم در گفتگوهای خود، رجب طیب اردوغان را با ولادیمیر پوتین که در فکر تبدیل شدن به "پوتین کبیر" (هم طراز با "پتر کبیر" معمار روسیه تزاری) به عنوان معمار و بنیانگزار روسیه نوین مقایسه می کنند و اعتقاد دارند که او هم مثل پوتین خود را "مردی برای تمام فصول" می داند و می خواهد به هر قیمتی باقی بماند.

برخی معتقدند، فارق از هرگونه نتیجه در انتخابات اخیر ، به نظر نمی رسد راه حل مناسبی برای پایان مشکلات در ترکیه رقم بخورد. مسئله دمکراسی و بی ثباتی در ترکیه رابطه ی مستقیمی با سیاست های این کشور در مورد کردها و بویژه سوریه دارد و به همین منظور پیش بینی می شود نتیجه ی این انتخابات هرچه که باشد کمکی به حل معضل پیچیده ای که با بودن حزب حاکم چه در قدرت و چه بدون آن وجود خواهد داشت نخواهد نمود و فقط سقوط و برچیدن این حزب و تفکراتش در تمامیت آن می تواند تضمین کننده ی ثبات و آینده ی سیاسی در ترکیه باشد. حزب حاکم در ترکیه و جاه طلبی های رهبرانش، بویژه رجب طیب اردوغان که نشان داده هیچ گاه به کم قانع نبوده و هرگونه اختلاف نظری را با تعقیب و فشار پلیسی جواب می دهد، در دادگاهی تحت نام "دادگاه قانون اساسی" در تاریخ ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹ "حزب سوسیال دمکرات" را به اتهام ارتباط با "حزب کارگران کردستان" (پ ک ک) ممنوع الفعالیت اعلام کرده و هرگونه فعالیت ۳۷ عضو این حزب را در پارلمان ترکیه و عضویت در هر حزب سیاسی به مدت پنج سال منع کرده بود، خود نمونه ای روشن از برخورد فاشیستی و انحصارطلبانه حزب حاکم در ترکیه است. احمد تورک (رئیس حزب سوسیالیست ترکیه و عضو پارلمان و شهردار شهر "ماردین") که یکی از آن سی و هفت نفر و یکی از سیاستمداران کرد در ترکیه است طی مصاحبه ای با خبرگزاری" الشرق الاسط "مصر گفته بود که: "داعش با کمک ترکیه در پی تسلط بر منطقه و ایجاد نظامی جدید در منطقه است". سرکوب در داخل کشور و کمک به مخوف ترین گروه تروریستی به نام داعش که اتفاقا ساخته و دست پرورده ی امپریالیست ها به رهبری آمریکا است، اهدافی است که اردوغان و شرکای تبهکارش آن ها را مهندسی می کنند. بد نیست به نقل از "پیام فدایی، ارگان چریک های فدایی خلق ایران" شماره ۱۹۲، خرداد ماه ۱۳۹۴ ، اشاره شود که بر طبق اسناد منتشر شده، "پنتاگون در سال ۲۰۱۲ یعنی چند سال قبل از رشد سرطانی داعش، با ارزیابی اوضاع سوریه از امکان بر پایی یک حکومت خلافت اسلامی، متحد القاعده در شرق سوریه سخن گفته و از آن به مثابه یک "فرصت استراتژیک" در راستای "دستیابی به اهداف ایالات متحده در منطقه" نام می برد. مطابق سند منتشر شده "خلافت اسلامی دقیقا همان چیزی است که حامیان اپوزیسیون سوریه" یعنی ایالات متحده و متحدانش خواهان آن بوده اند و داعش نتیجه مستقیم "استراتژی آمریکا" در منطقه می باشد".

"سباهات توخل" یکی از نمایندگان در همین رابطه یعنی انتخابات اول نوامبر در ترکیه به نقل از سایت "خبرگزاری بین المللی کردپرس" ، شورای اجرایی دفتر هماهنگی های عمومی "کانتون"های کردستان سوریه طی صدور بیانیه ای کتبی از عموم مردم برای شرکت حداکثری شان در خواست نمود. در این بیانیه اشاره ای به حرکت بزرگ مردم در انتخابات هفت ژوئن شده بود." در نخستین سال های قرن ۲۱ شاهد تغییرات گسترده ای در گوشه و کنار جهان بودیم. این تغییرات در ترکیه به حدی رسیده اند که دیگر حکومت ها نمی توانند آن ها را انکار کنند. ثابت شده است که دیگر دیکتاتورها نمی توانند تنها به خواست خود تغییری ایجاد کنند".

در ادامه این بیانیه تاکید شده است که: "حکومت حزب عدالت و توسعه (AKP) قدرت مقابله با خواست مردم را ندارد" در بيانيه تصریح شده است که AKP با افزایش حمایتش از گروه های تبهکار در سوریه و شمال سوریه، در واقع به خاطر شکست در انتخابات ۷ ژوئن درپی گرفتن انتقام است.

شورای هماهنگی کانتون های کردستان سوریه از مردم ترکیه، از کرد و ترک، درخواست کرد حضوری پر رنگ در انتخابات اول نوامبر داشته باشند و به حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) رأی بدهند و تأکید کرد که پیروزی HDP پیروزی صلح و راستی است.

در میان این هیاهوها، مردم اشاره ای به هشدار "عبدالله گل" یازدهمین رئیس جمهور ترکیه و از اعضای موسس حزب عدالت و توسعه داشتند. عبدالله گل طی سخنانی به سران حزب عدالت و توسعه هشدار داده بود که، "عدم تشکیل حکومت ائتلافی و تلاش برای برگزاری انتخابات زود هنگام، تبعات وخیمی برای حزب عدالت و توسعه در بر خواهد داشت". یکی از اختلافاتی که بصورت علنی بین اردوغان و عبدالله گل رسانه ای شده است، مربوط به اتفاقات اخیر در ترکیه است. آن جا که اردوغان "برکین الوان" نوجوان ۱۵ ساله ترک را که بر اثر پیامدهای شلیک گاز اشک‌آور در تظاهرات تابستان سال گذشته ۹ ماه را در اغما گذراند و سرانجام (۱۴ مارس/ ۲۳ اسفند) درگذشت، تروریست نامید، آغاز شد. اما بر خلاف او عبدالله گل در واکنش به مرگ این نوجوان گفت: "باید تلاش کنیم تا چنین حوادثی دیگر تکرار نشود".

بدیهی است این تمام اختلافات آن ها که هر دو اتفاقا از بنیانگزاران حزب اسلامگرای عدالت و توسعه هستند نبوده و نیست. رجب طیب اردوغان حزب جمهوری‌خواه خلق ترکیه، بزرگ‌ترین حزب مخالف دولت را به طراحی توطئه‌های داخلی و خارجی متهم کرد. اما عبدالله گل با کمال قلیچ‌داراوغلو رهبر این حزب دیدار کرد و پس از این دیدار گفت که پیام مخالفان را دریافت کرده است و جای هیچ نگرانی نیست.

اختلافات ابعاد تازه ای به خود می گیرد و پس از دیدار با کمال قلیچ‌داراوغلو رهبر حزب جمهوری‌خواه خلق ترکیه ، این بار و برخلاف دیدگاه رجب طیب اردوغان، عبدالله گل به دنبال حمله انتحاری روز شنبه آنکارا که ۱۰۲ کشته و ۲۵۰ زخمی برجای گذاشت، در تماس تلفنی با "صلاح الدین دمیرتاش" رئیس حزب دمکراتیک خلق ها به وی تسلیت گفت. مکانی که هزاران تن از فعالان مدنی و دمکراسی خواه، از شهرهای مختلف ترکیه در میدان راه آهن شهر آنکارا تجمع کرده بودند تا با نام صلح و دمکراسی تا میدان مرکزی این شهر دست به راهپیمایی بزنند، دو انفجار پی در پی در میان تظاهر کنندگان رخ داد. حزب دمکراتیک خلق ها، دولت و رهبری سیاسی کشور را مسبب این انفجارات اعلام نمود و رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه نیز خواستار تحقیق و روشن‌گری در مورد این انفجارها شد. اردوغان انفجارهای آنکارا را به شدت محکوم کرد و گفت، هدف از آن ضربه زدن به "یکپارچگی، همبستگی و صلح" در کشور بوده است. در همین رابطه رادیو "دویچه وله فارسی" آلمان به نقل از صلاح‌‌الدین دمیرتاش، یکی از دو رهبر حزب دمکراتیک خلق‌ها در پاسخ گفت"این حمله، حمله‌ای به یکپارچگی یا نظیر آن نیست، بلکه حمله دولت است به مردم." او افزود‌‌: "شما قاتلید. دستانتان به خون آغشته است."

او خاطر نشان ساخت، دولت اسلام‌گرای محافظه‌ کار ترکیه نه حمله به فعالان طرفدار کردها در ماه ژوئیه در شهر سوروچ و نه حمله به تجمع انتخاباتی حزب دمکراتیک خلق‌ها در ماه ژوئیه در شهر دیاربکر را روشن ساخته است و به گفته ای دیگر این نه خواست آن ها بوده و نه در توان آن ها است که رو در رو با مردم حقیقت را بگویند. عاملین این جنایت ها هرگز خود را افشاء نخواهند کرد.

هر چند که عبدالله گل رئیس جمهور سابق ترکیه می گوید: "حضور نمایندگان مخالفان کرد در مجلس ترکیه بهتر از رجوع به سیاست های امنیتی - نظامی است". اما باید یادآور شد که این نوع گفته ها فقط گوشه ای از رسیدن به قدرت و حتی تحمل شنیدن افکار مخالف در حزب عقب مانده ی "عبدالله گل، رجب طیب اردوغان و شرکا است. آن ها که هر کس به نوبه ی خود برای اربابانشان دم تکان می دهند، باید بدانند که مردم فریب این خیمه شب بازی های سیاسی را نمی خوردند. حزب برای فردای شکست خود می خواهد آلترناتیو مناسبی پس از شکست تفکرات اردوغان داشته باشد.

چندی پیش روزنامه "طرف" چاپ ترکیه در گزارشی نوشت: "اظهارات عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه و دفاع وی از نظام پارلمانی موجب شوک در درون حزب عدالت و توسعه شد". به همین منظور برخی در حزب و در حمایت از اردوغان اعلام کردند که، افکار عبدالله گل با طرح های آینده این حزب در تضاد است.

به نوشته ی همان روزنامه در ترکیه، "خیرالنساء گل" همسر عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه در ضیافتی که چندی پیش در کاخ چانکایا برگزار شد ، گفت: "رفتارهای اشتباه و بی احترامی های زیادی علیه عبدالله گل صورت گرفت اما وی به علت وقارش سکوت کرد".
همسر رئیس جمهور سابق ترکیه گفت: "بی احترامی هایی را که در این دوره شاهد آن بودیم حتی در دوره ۲۸ فوریه ۱۹۹۷ میلادی (اولتیماتوم فرماندهان ارتش ترکیه و سقوط دولت نجم الدین اربکان) نیز شاهد آن نبودیم"..
این اظهارات خیرالنساء گل که حرکت خود را مانند "انتفاظه" اعلام می کند و می گوید: "من آن را آغاز خواهم کرد" در درون حزب عدالت و توسعه همه را حیرت زده کرد، اما اعضای حزب عدالت و توسعه برای این که موضوع به رسانه ها کشیده نشود، هیچ واکنش مستقیمی از خود تاکنون نشان نداده اند.

احمد داوداوغلو، رهبر حزب حاکم (عدالت و توسعه) که در انتخابات اول نتوانسته بود اکثریت آراء را بدست بیاورد، در چند شهر برای هوادارانش سخنرانی کرده بود. داوداوغلو در روز پنجشنه به تاریخ ۲۲ اکتبر و در شهر "شانلی اورفه" واقع در جنوب ترکیه حربه ی مرتجعانه ی خود را بکار گرفت و گفت در صورت پیروزی در انتخابات اول نوامبر، توجه ویژه ای به مجرد ها خواهیم داشت. او گفت: "به محض تصمیم به ازدواج، اول سراغ والدین تان بروید، اگر خدا بخواهد آن ها برای شما همسر خوبی پیدا می کنند. اگر پیدا نکردند، به سراغ ما بیآیید". این حزب در اساس می خواهد برای جلب آراء نقش "آژانس همسریابی" را در ترکیه برای جوانان بازی کند. او هم چنین وعده داد که "ما به شما کار، غذا، یک همسر و یک خانه می دهیم".

او هم چنین در شهر "قونیه" گفت: "در این انتخابات رکورد خواهیم زد". و برای این که مهر تائید از این شهر بگیرد، خطاب به هوادارانش در این شهر گفت: "قونیه به تمامی مخالفان ما درس خواهد داد. بله ما جمهوری مردمی خود را می سازیم". با نگاهی به گفته های این عنصر مرتجع خواهیم فهمید که ارتجاع در هر لباسی می تواند ظاهر شود.

به غیر از وعده های هیجان انگیز حزب حاکم برای جوانان، باید به نقش سرکوب و خفقان همراه با عملیات تروریستی در فاصله دو انتخابات اشاره کنیم. در جریان مبارزات انتخاباتی، یکی از شعارهای حزب حاکم، "دولت اقتدار" و "حزب واحد" بود. عکس العمل مخالفین همراه با تمسخر عده ای از مردم، یاد آوری شعار هیتلر و حزب نازی (یک ملت، یک حکومت، یک پیشوا) در آلمان بود. هر چند که طرفداران رجب طیب اردوغان در مورد او دو نظر متفاوت دارند. طرفداران ناسیونالیست ترک او را در ردیف و رتبه ی ملی با "مصطفی کمال پاشا (معروف به آتاتورک به معنای پدرترک ها) و بنیان گذار جمهوری ترکیه (اولین رئیس جمهور ترکیه) یکسان میدانند. گروه دوم از طرفداران رجب طیب اردوغان که بیشتر به مذهب اسلام گرایش دارند، او را فراتر از "آتاتورک" می دانند و وقتی از آن ها علت را می پرسی، می گویند: "آتاتورک برای ملت ترکیه فقط کارخانه ی آبجو سازی به ارث گذاشته است و دقیقا غربی ها ما (ملت مسلمان ترکیه) را با این کارخانه می شناسند و مدرنیته در ترکیه را به واسطه کارخانه آبجوسازی قبول و تائید می کنند". لازم به یادآوری است این مورد در زمان نخست وزیری رجب طیب اردوغان طی سخنانی در کنگره جهانی قانون گزاران مشروبات الکلی مطرح شده بود. او در آن زمان ضمن طرد تبلیغات دولت های سکولار سابق در ترکیه که "آبجو ترکیه" را به عنوان مشروب ملی در ترکیه معرفی کرده بودند، اعلام کرد که: "متاسفانه آبجو توسط دولت های قبلی به عنوان مشروب ملی ما معرفی شده بود، در حالی که نوشیدنی ملی ما دوغ است". پس از سخنان زنده از تلویزیون توسط نخست وزیر مذهبی و مرتجع ترکیه در آن کنگره، موج بزرگی از اعتراضات در سطح شبکه های اجتماعی، مجازی در ترکیه و جهان برعلیه اردوغان و حزب اسلامگرایش به راه افتاد. مضمون بسیاری از این اعتراضات در مورد ارتباط این نوشیدنی با آتاتورک داشت. بطور مثال چنین مطرح می کردند که: "نوشیدنی ملی ترکیه همان طور که پدرمان (آتاتورک) گفته، راکی است".

مخالفین اردوغان و حزبش، پس از آن عکس های آتاتورک را با یک لیوان مشروب "راکی" همراه با اعترض به نمایش گذاشتند و دخالت اردوغان را در امور خصوصی مردم محکوم کردند و در ادامه به او و یاران هم فکرش یادآوری می کردند که "تو برو توی مسجد دوغت را بخور، ما هم راکی می خوریم و به تو هم هیچ ربطی ندارد که ما چی می خوریم".

با نگاهی به تاریخ در می یابیم که، اصول ناسیونالیست های آلمانی در جنگ جهانی دوم خون، خاک، پاکدامنی (Blut, Boden & Ehre ) بود، اصولی که فاشیست های ترک به رهبری ادوغان و شرکا در برابر کردها مورد استفاده قرار می دهند. در هم صحبتی با کردهای مخالف حزب حاکم، آن ها به روشنی از توطئه ی اردوغان در آشوب کشاندن ترکیه، آن هم در آستانه ی انتخابات می گفتند. آن ها می گفتند: "یکی از اهداف دولت فاشیست و مرتجع که اتفاقا حامی تروریست ها و به ویژه آدمخواران داعش است، با ایجاد فشار به کردها و "پ ک ک" و وادار کردن آنان به اقدامات افراطی است و در نهایت سوءاستفاده از این ماجراها و تحریک احساسات ملی گرایانه در نزد ترک ها و بطور طبیعی در نزد ناسیونالیست های ترک در بهره برداری به موقع در انتخابات پیش رو است". در همین راستا عده ای بر این اعتقاد هستند که: "اردوغان در صورت پیروزی در انتخابات، موقعیت خود را به عنوان نوعی حکومت عثمانی در عصر جدید، به ثبت خواهد رساند". مردم از اشتیاق سیری ناپذیر اردوغان برای برقراری امپراتوری عثمانی می گویند. امپراتوری که هویت مذهبی و بویژه هژمونی ترک ها را می تواند زنده نگاه دارد.

در یک گفتگو با یکی از طرفداران "حزب دمکراتیک خلق ها" اشاره ای شد به "نجم الدین اربکان" پدر خوانده بنیادگرايان در ترکیه. نخست وزیری (رهبر حزب رفاه که در سال ۱۹۹۶به قدرت رسید و فقط یک سال در قدرت بود) که خاطره ای خوش از خود به جا نگذاشته است، همواره از او به عنوان "عوام فریب"، "فاسد در امور مالی" یاد می شود. شخصی که اردوغان در دهه ی نود میلادی افتخار شاگردی اش را داشت. اولین نخست وزیر اسلامگرای ترکیه، رهبر حزب اسلام‌گرای سعادت ترکیه، و یکی از پیشگامان تأسیس احزاب اسلامی در کشور ترکیه بود.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور فعلی ترکیه که یک دورانی از شاگردان شناخته شده اربکان و حزب رفاه بود، با چرخشی حساب شده از اربکان جدا شد و حزب عدالت و توسعه را تاسیس کرد. در زمان مرگ اربکان (فوریه ۲۰۱۱ ) او در سمت نخست وزیر بود، و در آن وقت اردوغان با صدور بیانیه‌ای تصریح کرد که "عرصه سیاست ترکیه فردی ممتازی را از دست داد، فردی که عمر خود را وقف یادگرفتن و یاد دادن کرده بود". اردوغان با تقدیر از شخصیت مبارز و نمونه نجم الدین اربکان برای وی طلب آمرزش و رحمت کرد و به ملت ترکیه تسلیت گفت. هرچند که نظر اربکان در باره ی او بسیار متفاوت بود، او که از اردوغان نیرنگ و دو رویی دیده بود چنین از او یاد کرده بود: "اردوغان شاگرد مردودي است كه از در پشت مدرسه گريخته است." از سوی دیگر عبدالله گل رئیس جمهور وقت ترکیه که وی نیز از شاگردان اربکان به شمار می رود، با صدور بیانیه‌ای درگذشت این شخصیت اسلام گرا را به جامعه کشورش تسلیت گفت.

اربکان با باندبازی همراه با فساد سیاسی، حزب و حکومتی را رهبری می کرد که در آن رفاه گرایی و تجمل تحت لفافه "اسلام" و "تقوا" را به راه انداخته بود، کاری که اردوغان آن را حال در پیش گرفته است. در ادامه او از جاه طلبی های اردوغان و از کاخ جدید رجب طیب اردوغان (کاخ یا قصر سفید) که هم زمان با سالروز بنیانگذاری ترکیه نوین و محل کار جدید اروغان رونمایی شد، یاد کرد و گفت: "حزب ما همراه با دو حزب دیگر دعوت رسمی حزب عدالت و توسعه را برای افتتاح این کاخ رد کرد. جالب است بدانید که در انتخاب نام این کاخ هم اردوغان و حزبش حساب شده عمل کرده اند تا مردم کاخ "چانکایا" که اصطلاحا "کاخ صورتی" هم گفته می شد و در طی گذر تاریخ، دوازده رئیس جمهور را در خود دیده بود فراموش کرده و حال محل کار جدید اردوغان به عنوان رئیس جمهور ترکیه به کاخ تازه ساخت منتقل شده است را ملکه ذهنشان قرار دهند. مردم کاخ جدید را با نام "آک (آق) سارای" می شناسند. کاخ و یا قصر سفید"آک"، این نام به نوعی یادآور"آ ک پ" که بر گرفته از نام حزب حاکم "عدالت و توسعه" همخوانی و نزدیکی بسیاری دارد. کاخی که وزیر اقتصاد ترکیه، که اتقاقا از یاران و نزدیکان اردوغان است، می گوید: "هزینه احداث کاخ جدید ریاست جمهوری بیش از ۶۰۰ میلیون دلار است که قبلا نیمی از آن به عنوان هزینه پیش بینی شده بود". کاخ اردوغان با بیش از ۱۰۰۰ اتاق، سی برابر کاخ سفید باراک حسین اوباما، ارباب اردوغان است. وزیر یاد شده در پاسخ به یکی از وکلای اپوزیسیون مجلس کفت: "این کاخ حدود ۳۷.۱ میلیارد لیره ترکیه برابر با ۴۹۰ میلیون یورو، ۶۱۵ میلیون دلار هزینه شده است، که بیش از ۱۳۵ میلیون دلار آن از محل بودجه سال ۲۰۱۵ که در آن زمان هنوز نرسیده بود، تامین شده است".

هم زمان با ریاست جمهوری رجب طیب اردوغان (مراسم تحلیف) ، هواپیمای اختصاصی (ایرباس A300-220) وی هم از آمریکا وارد فرودگاهی در استانبول شد تا تحویل مقامات ترکیه شود. ترکیه این هواپیما را دو سال و نیم پیش سفارش داده بود و طراحی و بازساخت آن در شهر "سن آنتونیو" آمریکا انجام شده است. قیمت این مدل هواپیما ۲۲۱ میلیون دلار بوده که حدود ۱۰۰ میلیون دلار بیشتر جهت اختصاصی‌سازی و نصب تجهیزات اضافه پرداخت شده است. این هواپیما می‌تواند بدون توقف ۱۵۰۰۰ کیلومتر مسافت را طی کند.

اگر در یک حساب سر انگشتی این ایرباس مجهز را با کاخ جدید، جمع ببندیم خواهیم دید که حزب حاکم در روند تجمل گرایی، تاکنون ۸۲۱ میلیون دلار هزینه روی دست مردم ترکیه گذاشته است. این در حالی است که بر اساس گزارش رویترز، آمارهای اخیر، برگرفته از بانک مرکزی ترکیه نشان می دهد که تورم ماهانه این کشور پس از رشد ۴۳ درصدی در فوریه ی سال جاری، به ۱۳/۱ درصد در ماه مارس جاری کاهش يافته است.

در همین رابطه باید به حملات سازمان داده شده ی طرفداران حزب حاکم به مخالفان خود، بویژه به دفاتر و میتینگ های "حزب دمکراتیک خلق ها" اشاره کرد. اما چرا این فاشیست ها به "حزب دمکراتیک خلق ها" این چنین یورش می برند؟ باید یادآوری کرد که این حزب پنج ماه قبل یعنی در انتخابات یکشنبه ۷ ژوئن برابر با ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ "حزب عدالت و توسعه" را پس از ۱۲ سال که اکثریت قاطع را در پارلمان ترکیه داشت، به شکستی سخت وادار نمود. مردم ترکیه خوب بیاد دارند با آغاز رای‌گیری از ساعت ۸ صبح هفتم ژوئن، موج وسیعی از تخلفات و تقلب‌های انتخاباتی حزب حاکم عدالت و توسعه‌ (آ.ک.پ) و فشار علیه طرفداران حزب دموکراتیک خلق‌ها‌ (ه.د.پ) به جریان افتاد. بر اساس گزارشات در این انتخابات، از جمله نیروهای امنیتی، پلیس، نظامیان، فرمانداری‌ها، استانداری‌ها و تمامی نیروهای دیگر دولتی به نفع حزب حاکم عدالت و توسعه فعالیت می کردند. در حقیقت از تمامی امکانات دولتی بر خلاف قوانین برای حزب و نامزدان خود استفاده می کردند. "کمال قلیچدار اوغلو" رهبر حزب جمهوری خلق ترکیه، پیشاپیش و قبل از آغاز انتخابات اخیر و اعلام نهایی آن، در سخنرانی هایش اتحادیه اروپا را به ریاکاری متهم می کرد و عواقب آن و کمک کردن به حزب حاکم را خطرناک اعلام می کرد و می گفت: "کمک کردن و مجددا به قدرت رسیدن یک نظام سرکوبگر، خطرات جدی برای آینده ی ترکیه خواهد داشت". حزب حاکم هر چند که در گفتار به غرب می تازد، اما همیشه در تلاش بودند و هستند که از جهان به اصطلاح "مدرن و مترقی" مشروعیت کسب کنند. از آن جمله سفر فشره ی "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان در یکشنبه ۱۸ اکتبر، قبل از انتخابات و به رسمیت شناختن حزب حاکم به عنوان طرف رسمی و قابل اطمینان در ترکیه بود. هرچند که مرکل در این سفر حامل طرح پیشنهادی اتحادیه اروپا برای کمک به دولت ترکیه در ارائه خدمات به پناهجویان این کشور بود، اما بر کسی پوشیده نیست که این بسته حمایتی به ارزش نزدیک به سه میلیارد یورو بود، اما به مانورهای تبلیغاتی برای اردوغان و شرکای حزبیش تبدیل شد.

برای روشن شدن این فریب و تاکیک امپریالیستی بد نیست به چهار مفاد دیدار خانم مرکل با اردوغان و داوود اوغلو توجهی داشته باشیم.
یک/ اتخاذ مواضع مشترک علیه مسئله تروریسم در ترکیه
دو/ تلاش برای جستجوی راه حلی مناسب جهت بحران مهاجران در ترکیه و اتحادیه اروپا
سه/ تاکید بر حذف ویزا برای شهروندان ترکیه که در آلمان و یا در کشورهای اروپایی زندگی می کنند و به مورد اجرا گذاشته شدن توافقنامه اعاده مهاجران غیر قانونی
چهار/ شتاب گیری روند عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا

شتاب در این دیدار آن هم قبل از انتخابات اول نوامبر، نه تنها مردم ترکیه بلکه جامعه جهانی را کمی شگفت زده کرد. چطور خانم مرکل و سیاستمداران آلمانی که همیشه مخالف عضویت کامل ترکیه در اتحادیه اروپا بودند، حال این چنین سراسیمه این برگ برنده را درون یک سینی به سران فرصت طلب حاکم و حامی تروریسم در ترکیه پیش کش می کنند. آلمان ها قبلا پیشنهاداتی مثل "اعطای عضویت با امتیاز به ترکیه در اتحادیه اروپا" به جای "عضویت کامل در این اتحادیه " را مطرح می کردند و شاید به گفته ای دیگر می گفتند "این هم از سرتان زیاد است".

اما آن چه که از این دیدار شتاب زده در ذهن مردم ترکیه مانده نشستن مرکل بر روی صندلی های بزرگ طلانشان (با سمبل هلال در بالای آن) و غافلگیر شدن توسط اردوغان بود. مردم با مطرح کردن این رویداد، ضمن افزوده شدن خشم و نفرتشان از اردوغان، به تمسخر می گویند: "مرکل در کاخ یلدیز در شهر استانبول خام شد و به اردوغان بله گفت".

ترکیه در این پنج ماه به بلاتکلیفی اقتصادی که باعث ضرر میلیاردها "لیر ترک" شد، شاهد ناآرامی های بیشماری هم بود. آتش بس خیالی و پوچ در این دو سال بین "پ ک ک" و دولت به شکست کشیده شد. مذاکره با عبدالله اوجالان که از سال ۲۰۰۹ برای خلع سلاح "پ ک ک" به شکست نهایی خود رسید و به گفته ی کردها: "این تفکر که ترک ها به تعهدات خودشان پایبند بمانند، از اول هم اشتباه بود، و همان بهتر که به شکست انجامید". حزب اردوغان از وضعیت به وجود آمده به عنوان ابزاری برای پیروزی در انتخابات استفاده کرد و با ایجاد رعب و وحشت، همراه با دستگیرهای حساب شد، آن هم در آستانه ی انتخابات، مردم را به سکوت و عقب نشینی وادار کرد. حزب اردوغان این تفکر را در ذهن توده ی عامی زنده نگاه داشت که "اگر ما برویم، ترکیه مثل عراق و سوریه خواهد شد. تروریست ها همه جا رخنه خواهند کرد و کشور از یک پارچگی خارج شده و به چند تکه خواهد شد".

نگرانی مردم در رابطه با آینده ی ترکیه در فردای پیروزی حزب عدالت و توسعه بیشتر از پیش حس می شد. آن ها می گفتند: "اردوغان می خواهد قوانین ترکیه را عوض کند. نظام حکومتی را از پارلمانی به نظام ریاست جمهوری (دیکتاتوری تک حزبی به سبک امپراتوری عثمانی) تغییر دهد".

"دولت باغچه لی"، رئیس حزب "حرکت ملی"، که شدیدا با این ترفندهای اردوغان برای به بیراه کشاندن قوانین ترکیه مخالفت داشته و دارد، دریک اظهارات بی پرده و روشن، پیرامون دخالت های ترکیه در امور داخلی کشور همسایه سوریه اعلام کرد: "احمد داووداوغلو نخست وزیر ترکیه و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه با فرستادن سلاح به گروه های تروریستی و عصیان گر مسلح در خاک همسایه به وطن، ملت و دولت خیانت کرده است". او در ادامه می گوید: "چه تضمینی برای آینده ترکیه است، وقتی که آن ها قدرت را بیشتر به دست بگیرند و در پی اشغال و فتح کشورهای همسایه اقدام کنند". او برای این که تیر خلاص را بزند، چنین گفته بود: "تمام اعضای حزب "عدالت و توسعه" و رئیس جمهور ترکیه مدعی شده بودند که محموله های ارسالی به سوریه، داروهایی است که برای مردم جنگ زده سوریه بویژه "ترکمن ها" فرستاده شده است. امنیت ملی ترکیه و اسرار محرمانه دولت بهانه لازم برای مخفی کاری های حکومت ترکیه در این زمینه بود. به دروغ عنوان کرده اند برای ترکمن ها کمک های بشر دوستانه می فرستند. آن ها بی شرمانه وجود سلاح در کامیون ها را همواره رد کرده اند. حتی نیروهای ژاندارمری که مانع ادامه راه این کامیون ها شده و آنان را متوقف کرده بودند اکنون در زندان به سر می برند! برای دادستان این پرونده نیز زندگی را زندان کرده اند".

"دولت باغچه لی" از مدارکی حرف می زند که آشکارا این ادعا را در نزد مردم روشن تر می سازد. وی اذعان داشت: "اکنون تمام حقایق با انتشار عکس هایی به هر نحوی از هر مرجعی برملا شده است. در داخل این کامیون های به اصطلاح دارو، مهمات و سلاح هایی بود که قابلیت آن را داشت که یک شهر را نابود کند. معاون حزب عدالت و توسعه اعتراف کرده است که این سلاح ها را به "ارتش آزاد سوریه" می فرستادند. اردوغان چگونه می تواند کشور را به چنين پرتگاه خطرناکی بکشاند؟

وی در ادامه افشاگردی های خود تصریح نمود: "حکومت ترکیه با تکیه بر کدام قانون و اصول اخلاقی کشور همسایه خود را به درگیری وحشیانه تشویق می کند؟ احمد داووداوغلو این دروغ های دنباله دار را به خاطر منافع کدام گروه تروریستی در خاک همسایه انجام داده است؟ یک سال و نیم است که اردوغان ملت را فریب داده است. حزب عدالت و توسعه دیگر تبدیل به تاجر و قاچاقچی سلاحی شده است که فقط با خون تغذیه می کند.

"باغچه‌لی" در پایان خاطرنشان کرد: "این وضعیت شرم آورد جامعه ترکیه را در مقابل دیدگان جوامع بین المللی شرمگین و خجالت زده کرده است. اردوغان با تکیه بر کدام اختیارات به گروه های تروریستی در خاک سوریه سلاح فرستاده است؟ سلاح هایی که توسط ترکیه به سوریه منتقل شده است اکنون در دست چه کسانی قرار دارد؟ ما منتظر شفاف سازی از جانب حکومت ترکیه هستیم".

 

در پایان باید یادی از یک رفیق ترک در رابطه با سقوط اردوغان و شرکای دزد و حامی سرمایه و نوکران امپریالیسم، داشته باشم که گفت: "اردوغان نباید برود، بلکه او را بخاطر خیانت ها و جنایاتی که انجام داده، بايد آویزانش کرد، تا اربابان سرمایه بفهمند که ما بیداریم".

سوئد ۱۵ نوامبر ۲۰۱۵

)ادامه دارد)

* لازم به یادآوری است، این نوشته حاصل گفتگو هایی است که من در سفرم به جنوب ترکیه و آن هم یک هفته مانده به انتخابات زودهنگام ، با مردم داشتم.