به نقل از : پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 202 ، فروردین ماه 1395

 

"اسناد پاناما": یک افشاگری مهندسی شده!

 

افشای اسناد پاناما که از آن به عنوان "بزرگترین افشاگری اطلاعات در تاریخ" نام برده می شود، یک بار دیگر گوشه ای از فساد ویران گر ذاتی نظام سرمایه داری در سطح جهانی را به نمایش در آورد و نفرت افکار عمومی جهان نسبت به دزدان و تبهکاران حاکم بر این سیستم پوسیده و فاسد و علیه نابرابری های موجود را برانگیخت. در اثر افشای اسنادی که مربوط به سال های 1977 تا 2015 (یعنی قریب به 4 دهه) می باشند، برخی مقامات دولت ها نظیر نخست وزیر ایسلند در میان موج خشم و نفرت مردم این کشور و تظاهرات گسترده آن ها مجبور به استعفا شدند. این افشاگری ها همچنین دولت پاناما را شدیداً به دست و پا انداخت و در مقابل تهدید سایر دولت ها نظیر فرانسه، رییس جمهور این کشور عاجزانه قول "تحقیق" و "همکاری در تحقیقات" را داد و از صاحبان سرمایه ها که علیرغم این افشاگری ها نام اکثریت شان پنهان نگهداشته شده - خواست که این سرمایه ها را از پاناما خارج نکنند.

 

آن چه که به طور خلاصه تاکنون و رسما در جریان افشاگری سازمان یافته این بزرگترین رسوایی سرمایه داران حاکم و دولت ها و نخبگان و نمایندگان آن ها رو شده و ادعا شده که تحقیق در باره آن یک سال طول کشیده ، عبارت از این است که یک لیست متنوع و طولانی شامل معروف ترین و بزرگ ترین سرمایه داران جهانی ، 150 تن از سیاست مداران فعلی و سابق - که نیمی از آن ها هنوز رییس دولت هستند - چهره های ورزشی و هنری در نظام سرمایه داری با تاسیس هزاران شرکت های جعلی و دروغین در پاناما برای سال های متمادی از پرداخت مالیات، به طور "قانونی" معاف شده و در واقع سیستم حاکم ، یک "بهشت مالیاتی" برای سوداندوزی هر چه بیشتر در اختیار آنان گذارده است.

 

در این افشاگری از یک مؤسسۀ حقوقی پانامایی به اسم "موساک فونسکا" نام برده شده که با کسب دستمزد و در زیر سایه و حمایت قدرت دولتی در این کشور، بیش از 200 هزار شرکت و موسسه جعلی و کاغذی را با ایجاد یک صندوق پستی برای هر یک در پاناما به ثبت رسانده تا آن جا که این شرکت های صوری به "شرکت های صندوق پستی" معروف شده اند. "موساک فونسکا" به این ترتیب صاحبان این شرکت ها را قادر ساخته تا در چارچوب "قانون" ، بزرگ ترین خلاف های غیر قانونی و اعمال ضد مردمی و غارت گرانه خود را با آزادی کامل به پیش ببرند. بخش مهم تر از "خدمات" گران بهای این موسسه به مشتریان خود اعطای حق برخورداری از عدم تفحص و تحقیق در حساب ها و اصولا عملکرد سرمایه های متعلق به آنان توسط مراجع قانونی می باشد.

 

در افشاگری سازمان یافته اخیر، یکی از نقاط تمرکز بر "فرار مالیاتی" سرمایه داران و سیاست مداران و محدود ساختن تبهکاری آنان به این مورد بوده است. در حالی که نپرداختن مالیات از طرف بورژواهای رذل و دندان گرد که از قِبَل کار و زحمت دیگران ارتزاق می کنند ، تنها بخش بسیار کوچکی از امتیازاتی ست که سرمایه های در گردش در پاناما از آن برخوردار بوده اند. جذب سرمایه های به یغما رفته از کیسه کارگران و زحمت کشان در سراسر دنیا به این حساب ها، پول شویی سیستماتیک، در اختیار قرار دادن امکان دور زدن "تحریم ها" مثلا در مورد جمهوری اسلامی ، معاملات قاچاق ، تغذیه مالی و تسلیحاتی دار و دسته های وابسته به امپریالیسم از طریق این شرکت ها و بسیاری دیگر از فعالیت های اقتصادی که امکان پیشبرد بزرگترین سیاست های ضد خلقی را در اختیار کارتل ها و دولت های امپریالیستی قرار می دهند ، بخش هائی هستند که در "اسناد" افشا شده "پاناما" به طور کلی به آن ها پرداخته شده است. به واقع ، درست جزییات و حقیقت همین بخش های حساس است که سعی می گردد تا از افکار عمومی استتار گردند.

 

از سوی دیگر گفته می شود که افشاگری های تا کنونی حاصل "درز" کردن یازده و نیم میلیون سند "محرمانه" از این شرکت مخوف به "بیرون" می باشد. اما هنوز معلوم نیست که این اسناد که طبیعتا با توجه به ماهیت شان فوق محرمانه تلقی می شدند ، چگونه "درز" کرده و هویت عاملین درز این اسناد به بیرون چیست؟ اما همین ادعا به نوبه خود از توانایی قدرت و یا قدرت های بزرگی خبر می دهد که به عنوان موتور محرک در پشت این افشاگری ها قرار دارند.

 

دستگاه های تبلیغاتی سیستم امپریالیستی که در جریان این افشاگری ماسک قهرمان و طرفدار حقیقت به چهره زده اند، در تبلیغات روزمره خود هیچ علاقه ای به کند و کاو در عمق این رسوایی و ماهیت تمام افراد و به ویژه قدرت های اصلی که در آن درگیر بوده اند را نشان نمی دهند. این واقعیت نیز به نوبه خود نشان گر آن است که آن چه که این روزها به عنوان بزرگترین افشاگری تاریخ از آن نام برده می شود به قولی تنها نوک یک کوه یخ در اقیانوس را نشان می دهد. نیروهایی که در ورای این "افشاگری" مهندسی شده قرار دارند تا کنون با خست تمام از افشای حجم و مبلغ سرمایه های مورد بحث - که در واقع بخش اعظم آن ثروت های ملی متعلق به اکثریت توده های غارت شده بوده - و با استفاده از این امکانات به "بهشت سرمایه داران" منتقل شده اند نیز خودداری کرده اند. اما وجود نام غول های عظیم مالی نظیر بانک "اچ اس بی سی" انگلستان و بانک سوییس در این اسناد و یا اشاره به نام بزرگ ترین سیاست مداران ضد خلقی حاکم از ملک سلمان ، پادشاه عربستان گرفته تا رییس جمهور اوکراین و گردانندگان امپراطوری پوتین و از مقامات حاکم بر چین، یکی از غول های اقتصادی دنیا گرفته تا نخست وزیر ایسلند و انگلستان، یا دبیرکل سابق سازمان ملل (کوفی عنان) و بالاخره مقامات رژیم ضد خلقی و وابسته جمهوری اسلامی نظیر احمدی نژاد در این رسوایی نشانگر عمق و وسعت فساد در سیستم امپریالیستی حاکم است که اسناد پاناما تنها گوشه هایی از آن را نشان داده است. بنا بر برخی از گزارشات منتشره، حجم ثروت هایی که سالانه از به ویژه کشورهای "در حال توسعه" (جوامع تحت سلطه و وابسته ای نظیر ایران) به خارج هدایت شده و به طور مخفی در بهشت های مالیاتی نظیر پاناما مستقر شده اند ، به یک هزار میلیارد دلار سر می زند.

 

این نه اولین و نه آخرین باری ست که در شرایط خاصی و از جمله بر بستر رشد تضاد های درونی بین استثمارگران و غارتگران حاکم، نمونه هایی از رسوایی ناشی از دزدی های سرمایه داران و تبهکاری های مالی سیستماتیک و نهادینه شده در نظام سرمایه داری در معرض دید توده های تحت ستم قرار می گیرد. اما یکی از ویژگی هایی که افشاگری کنونی را مهم و برجسته می سازد، توجه به شرایط عمومی نظام سرمایه داری جهانی و بحران عمیقی ست که این رسوایی در متن آن علنی می گردد ؛ بحرانی که نفس صدها میلیون تن از توده های ستم دیده تحت حاکمیت امپریالیسم را بریده و زندگی آن ها را در چنگال فقر و بیکاری و گرسنگی و آتش جنگ و ناامنی تدریجا منهدم کرده است. افشای وجود صدها میلیارد دلار ثروت های از مالیات معاف شده یک اقلیت زالو صفت و انگل طبقه حاکم در کشور پاناما در شرایطی ست که میلیون ها کارگر بنگلادشی ، ویتنامی ، چینی ، ایرانی و آفریقایی در زیر نظم استثمارگرانه موجود محکوم به کار مشقت بار با سخت ترین شرایط و دستمزدهای بخور و نمیر، گاه در حد برابر با چند سنت در ساعت برای سیر کردن شکم خود و خانواده های شان می باشند. این ثروت های غارت شده و موجود در حساب های بانکی در یکی از بهشت های متعلق به سرمایه داران آزمند یعنی پاناما در حالی بر روی هم انباشته شده که روزانه هزاران تن از توده های محکوم به زندگی در زیر خط فقر و فنا در جهنم سرمایه داری و کودکان آن ها از گرسنگی و بیماری و قحطی و تشنگی می میرند و کمتر کسی از آن مطلع می شود. در حالی که تنها چند درصد ناچیز از همین ثروت های انباشته شده برای نجات جان تمامی این انسان های محروم کفایت می کند. اما سرمایه داران لاشخور و درنده خو حاکم که خود مسبب وجود چنین وضعیتی می باشند ، با بی شرمی تمام از "کمبود منابع مالی" و "سرمایه" برای برکندن این فجایع دم می زنند و در عوض هر روز با تصویب قوانین ضد خلقی برنامه های ریاضت اقتصادی را به توده ها تحمیل کرده و خواهان استثمار شدیدتر کارگران و زحمتکشان و پرداخت مالیات های بیشتر از سوی آنان و "انعطاف نیروی کار" می گردند و در همین حال ضرورت بازگشت به "اصول اخلاقی" و "درست کاری" در جامعه را موعظه می کنند.

 

از طرف دیگر یکی از جلوه های بارز بحران سرمایه داری جهانی ، شعله ور شدن هر چه وسیع تر جنگ های امپریالیستی می باشد ، جنگ هائی که توسط قدرت های امپریالیستی و دار و دسته های وابسته به آنان نظیر القاعده و داعش برافروخته شده و زندگی صد ها میلیون تن از توده های محروم در سوریه و عراق و لیبی و یمن و افغانستان... را با عواقبی نظیر مرگ و گرسنگی و آوارگی و مهاجرت در خود می سوزاند. سودهای ننگین ناشی از این جنگ ها که با شدت تمام ادامه دارند ، به جیب همان طبقه سرمایه دار حاکم می رود که امروز رقابت آن ها با یکدیگر موجب افشای اسناد مورد بحث گردیده است.

 

با اندکی توجه می توان دید که به واقع پولی که خون خواران حاکم با استفاده از پناه گاه های مالیاتی خویش در چهار گوشه جهان از جمله پاناما آن را "مشروع" ساخته و ذخیره می کنند ، پول دسترنج کارگران و زحمتکشان و پول خون توده هائی است که در جنگ های وحشیانه و بی رحمانه امپریالیستی کنونی بر زمین ریخته می شود.

 

با توجه به آن چه شرحش رفت، حال سئوال اصلی این جاست که در ورای کارزار "اسناد پاناما" چه نیرو ها و طبقاتی قرار دارند و از افشای اسناد پاناما کدام اهداف مادی تعقیب می گردد؟ آیا آن طور که روایات رسمی در صدد حقنه به افکار عمومی هستند ، افشاگری های اخیر نتیجه کار گروهی از ژورنالیست های "آزادی خواه" بوده که صرفا برای افشای حقیقت این اسناد را منتشر ساخته اند؟ و یا این که این کار، یک افشاگری مهندسی شده در جهت تأمین منافع بخشی از سرمایه داران و در جهت پوشاندن یک حقیقت بزرگ تر است؟

 

کنکاش در منبع اصلی افشای اسناد و علنی کردن آن ها نشان می دهد که افشاگری های اخیر ظاهرا از سوی یک موسسه به نام "کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاران تحقیقی" (ICIG) صورت گرفته که مقر آن ها در واشنگتن است. اما نگاهی به تامین کنندگان مالی این "گروه روزنامه نگاری" و سوابق آن شکی در این باقی نمی گذارد که کنسرسیوم مزبور یکی از ابزارهای ژورنالیستی خدمتگزار دولت آمریکا و پیش برنده سیاست های توسعه طلبانه آن در سطح جهانی می باشد. بنا به گزارشاتی که در کوران رسوایی پاناما و در چارچوب تضادهای درونی سرمایه داران حاکم ، منتشر شده ، روشن گردیده که بزرگ ترین و سرشناس ترین گروه های مالی و سرمایه داران آمریکا نظیر "بنیاد فورد" ، "راکفلر" و "کلاگ" و یا میلیاردر حامی کمپین هیلاری کلینتون به نام "جورج سوروس" حامیان مالی اصلی "کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاران تحقیقی" یعنی موسسه ای می باشند که امر انتشار و افشای مهندسی شده اسناد پاناما را به پیش می برد. این امری پوشیده نیست که کنسرسیوم مزبور یکی از ابزارهای تبلیغاتی امپریالیسم آمریکا در سطح بین المللی ست که از سوی "آژانس آمریکا برای توسعه بین المللی" (USAID) یعنی یکی از نهادهای نزدیک به سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) نیز حمایت می گردد. از روی ماهیت همین "حامیان" می توان به ماهیت واقعی افشا کنندگان پی برد و می توان بخشا دلیل این واقعیت را درک کرد که چرا در جریان "افشاگری" های اخیر، تاکنون بیش تر، مخالفین آمریکا و قدرت های متنازع با این دولت هدف قرار گرفته اند.

 

تا آن جا که به نتایج این افشاگری و اهداف آن باز می گردد نیز باید گفت که رویدادهای تاکنونی نشان داده اند که نخستین نتیجه این افشاگری مهندسی شده و با برنامه ایجاد یک زمین لرزه در بهشت امن سرمایه های جهانی متمرکز شده در پاناما بوده است. انعکاس این واقعیت در اظهارات روسای "موساک فونسکا" نیز مشهود است. تا جایی که یکی از گردانندگان شرکت مزبور افشاگری اخیر را "حمله به پاناما" نامیده و گفته است که "تعدادی از کشور‌ها ، وضعیت رقابتی ما در جذب شرکت‌ها را برنمی تابند." بدون شک این اظهار نظر دور از حقیقت نیست و با توجه به وجود نهاد هائی هم چون "بنیاد فورد" ، "راکفلر" و "کلاگ" در پشت سر افشا کنندگان این اسناد ، می توان کسانی را که از این افشاگری بیش ترین سود را می برند بهتر شناخت.

 

این امر پوشیده ای نیست که در سال های اخیر دولت آمریکا برای ایجاد شرایط لازم به منظور جذب هر چه بیشتر سرمایه های غیر آمریکایی به سیستم بانکی آمریکا ، به سیاست مشابهی روی آورده و شروع به ایجاد بهشت های مالیاتی کرده است. برای نمونه اکنون در برخی از ایالات آمریکا نظیر "نوادا" ، "دلاویر" ، "داکوتای جنوبی" و "وایومینگ" قوانینی به تصویب رسیده است که می توان در آن جا به افتتاح حساب های بانکی ای پرداخت که اطلاعات آن ها کاملا "محرمانه" باقی مانده و از هر گونه "بازرسی قانونی" ، "مصون" می باشند یعنی درست مثل همان وضعیت کثیفی که دولت پاناما برای سرمایه داران جهانی ایجاد کرده بود. صاحبان این گونه حساب ها به گزارش نشریه آلمانی "یونگه ولت" مجاز به انجام "هر کاری" هستند. بنابراین واضح است که در نتیجۀ افشاگری های اخیر، سرمایه های موجود در پاناما به سوی آمریکا سرازیر شوند چرا که دولت آمریکا قادر است با جذب مشتریان تازه ، همان تسهیلات و خدمات ضد مردمی و کثیف ارائه شده توسط پاناما را در داخل آمریکا در اختیار سرمایه داران قرار دهد. به عبارت دیگر عواقب بسیار بزرگ ناشی از افشای مهندسی شده اسناد پاناما از سوی محافل قدرت در آمریکا امکان چشم گیری برای انتقال حجم عظیمی از سرمایه هایی که در جریان گردش کار سیستم سرمایه داری انباشته شده اند به بانک های آمریکا را فراهم کرده است. امری که بویژه در شرایط بحران و رکود، ابزار موثری برای تقویت اقتصاد بیمار آمریکا در اختیار این کشور می گذارد.

 

اسناد پاناما و افشای آن ، باز هم گوشه ای از رسوایی های مالی و فساد ذاتی نظام سرمایه داری یک درس دیگر برای تمامی انسان های آزادی خواه و نیروهای مبارزی که در تمام جهان با سودای نابودی این نظام و برقراری یک نظام دمکراتیک و انسانی و عاری از ظلم و ستم تلاش و مبارزه می کنند ، دارد. رسوایی کنونی سرمایه داران و نظام نکبت زده و بیمارشان بار دیگر حقانیت مارکسیسم و کمونیسم که بر ضرورت انقلاب علیه این نظام ضد خلقی تأکید می کند را یادآور می شود. در جهانی که تحت سلطه امپریالیسم می باشد ، مناسبات پوسیده و بیمار سرمایه داری در تمام جوانب حیات خویش ، جلوی رشد و ترقی جامعه و برقراری یک نظام عادلانه را سد کرده است. این امر روشنی است که سرمایه داری هرگز قادر به اصلاح ماهیت خود نیست و در این سیستم امکان برقراری یک جامعه آزاد و دمکراتیک که در آن فقر و نابرابری و ستم و سرکوب و جنگ از بین رفته و حقوق اقتصادی و سیاسی و اجتماعی تمامی انسان ها خارج از رنگ و نژاد و دین و... به رسمیت شناخته شود ، وجود ندارد. این سیستم هیچ چشم اندازی جز گرسنگی و فقر و سرکوب بیش تر در مقابل 99 درصد مردم جوامع بشری قرار نمی دهد. چرا که سرمایه داری نظامی است که در آن بدون فقر و فلاکت اکثریت جمعیت جامعه امکان سود اندوزی و انباشت سرمایه مهیا نمی شود. به رغم مواعظ مرتجعین مدافع نظام سرمایه داری ، تاریخ "پایان" نیافته بلکه در مسیر حرکت رو به جلوی خود با همه قدرت ، ضرورت نابودی این سیستم فاسد و ضد خلقی و یک انقلاب اجتماعی گسترده را با تمام وجود فریاد می زند. افشای فساد مالی اخیر تنها یکی از نشانه های پوسیدگی و زوال سیستم ضد خلقی و وحشی سرمایه داری می باشد، سیستمی که بر ویرانه های آن طبقه کارگر امکان برقراری جامعه آزاد و دموکراتیک خود را خواهد یافت.