به نقل از : پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 200 ، بهمن ماه 1394

 

همسایه

 

چهل و پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل را گرامی می‌داریم !

 

۱۹ بهمن امسال چهل و پنج سال از ۱۹ بهمن سال ۴۹ می‌گذرد. رویداد تاریخی‌ای که سر آغاز جنبش مسلحانه در ایران بود. ۱۹ بهمن ۴۹ سال شلیک گلوله‌های رزمندگان سیاهکل به ژاندارمری آن محل، سال شکفتن نخستین جوانه‌های جرأت در فلات تشنه جامعه ماست. سال حضور عینی سازمان سیاسی نظامی و پاسخ به نیازهای مبارزاتی جامعه‌ای که دیکتاتوری امپریالیستی خفقان و سرکوب را بر آن حاکم کرده بود. تجربه نشان داد که مبارزه مسلحانه‌ای که از سیاهکل آغاز شد در تئوری و عمل تأثیری عمیق بر جامعه گذاشت و در عمل دریچه تازه‌ای روی جنبش انقلابی ایران گشود. و به پیشاهنگ انقلابی امکان داد نقبی به قدرت تاریخی توده‌ها بزند و انرژی انقلابی آن ها را در جهت نابودی رژیم سرکوب گر حاکم کانالیزه نماید.

 

خیلی از جوانان این روزها سئوال می‌کنند که چرا سیاهکل چنین موقعیت خود-ویژه‌ای در تاریخ ایران پیدا نمود؟ و چگونه نیروی کوچکی توانست در سد دیکتاتوری تا بن دندان مسلح شاه شکاف اندازد؟ و در شرایطی که ساواک شاه اجازه نمی‌داد هیچ نیروی مخالفی نفس بکشد ، چطور شد که چریکهای فدائی خلق با همه فراز و نشیب‌هائی که از سر گذراندند توانستند در زیر ضربات دشمن تا دندان مسلح پایدار بمانند و در دل توده‌ها جا باز کنند تا آن جا که توده‌ها وقتی به خیابان آمدند فریاد زدند "فدائی تو افتخار مائی"؟

 

گر چه پاسخ به این پرسش‌ها به نگارش مطلبی مفصل نیاز دارد اما اگر بخواهم در موجزترین شکل در این جا به آن ها پاسخ دهم باید تاکید کنم که همه مسئله از آن جا ناشی می‌شد که جنبش مسلحانه را تئوری انقلابی‌ای هدایت می‌کرد که از دل جامعه بیرون آمده بود، و تئوری و عمل چریکهای فدائی خلق با هم در انطباق بود. این تئوری با واقعیت انطباق داشت و به سوالات دیرینه روشنفکران مبنی بر چگونگی ارتباط روشنفکر با توده‌ها و چگونگی به صحنه مبارزه آوردن توده‌ها پاسخ داد. البته خود تئوری مبارزه مسلحانه حاصل سال‌ها کار و فعالیت کمونیست‌های ایران بود.

 

در بستر شرایط عینی خاص و موقعیت ویژه، پس از چهار سال تحقیقات و بررسی وضعیت اقتصادی اجتماعی ایران در شهر و روستا به دنبال اصلاحات ارضی شاه که سرمایه‌داری وابسته کاملا بر ایران حاکم شده بود، تئوری رزمندگان سیاهکل توسط رفقا مسعود احمدزاده و امیر پرویز پویان تدوین شد. تئوری‌ای که پروسه رشد سلطه امپریالیسم در ایران را تحلیل کرده و برای اولین بار دیکتاتوری لجام گسیخته نظام حاکم را منتج از نظام سرمایه‌داری وابسته به سرمایه انحصاری جهان دانسته و می‌داند. با تکیه بر همین تحلیل است که به پرسش‌هایی که اصلاحات رژیم شاه ایجاد کرده بود پاسخ داده می‌شود و بر اساس آن شکل اصلی مبارزه و استراتژی مسلحانه طولانی مدت با صراحت طرح و اثبات می شود. اگر در آن سال ها امر ایجاد حزب طبقه کارگر به مشغله ذهنی روشنفکران انقلابی تبدیل شده بود در چهارچوب همین تئوری است که به این مشغله پاسخ واقعی داده می شود و تاکید می شود که ایجاد دو ارگان حزب طبقه کارگر و ارتش خلق، دو ارگانی که وجودشان برای قطع سلطه امپریالیسم الزامی است در پروسه مبارزه مسلحانه امکان پذیر می گردد. البته برای توضیح مفصل در این باره باید به کتاب ارزشمند رفیق احمدزاده یعنی مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک مراجعه نمود.

 

واقعیت این است که شکل اصلی مبارزه نه اختراع و تمایل روشنفکران بلکه بر گرفته از شرایط عینی جامعه است که پیشاهنگ آن را کشف می کند. اشکال متنوع مبارزاتی که توده ها به کار می گیرند، سازماندهی آن مبارزات و ارتقاء دادن آن ها به سطحی بالاتر، از وظایف پیشاهنگ انقلابی است که باید همه این اشکال را حول شکل اصلی سازمان دهد. دوآلیستی که بعدها در زندان های شاه تحت عنوان مبارزه صنفی سیاسی و یا به قول رفیق جزنی پای دوم جنبش مسلحانه مطرح شد ربطی به تئوری مبارزه مسلحانه نداشت. در واقعیت این تزها خواهان رفرم در جنبش مسلحانه بود و ارائه دهنده آن ها یعنی رفیق بیژن جزنی می خواست پلی بین جنبش مسلحانه و کار آرام سیاسی ایجاد کند.

 

دیدگاه نامبرده در ابتدا دیدگاهی درون تشکیلاتی نبود، چرا که در بیرون تشکیلات "سازمان چریکهای فدائی خلق ایران" شکل گرفته بود اما به تدریج به درون سازمان اشاعه یافت و ما بعدها نتایج مخرب آن را در پراتیک اجتماعی شاهد بودیم.

 

بر عکس کسانی که مبارزه مسلحانه را به صرفا تاکتیک دفاع از خود و یا حداکثر تبلیغ مسلحانه تنزل می دادند سیاهکل اعلان جنگ به رژیم وابسته به امپریالیسم شاه بود، جنگی که در تداوم آن افسانه قدرقدرتی رژیم و افسانه ضعف توده ها را شکست. همان طور که رفیق پویان در جزوه "ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا" پیش بینی کرده بود، سیاهکل "جزیره ثبات و آرامش" امپریالیسم در خاورمیانه را به لرزه درآورد و در تداوم خود نقبی به مبارزات توده ها زد. گر چه سیاهکل به خون نشست ولی این خون و خون های چریکهایی که اجازه ندادند سلاح رزمندگان سیاهکل بر زمین بماند در تداوم خود "ایران را سراسر سیاهکل می کنیم" را به شعار توده های قیام کننده در سال ۵۷ تبدیل نمود. تجربه شکست قیام بهمن و تدام جنبش خلق کرد در زیر یورش های وحشیانه جمهوری اسلامی نشان داد که تئوری راهنمای رزمندگان سیاهکل تنها تئوری منطبق با واقعیت در شرایط ایران زیر سلطه امپریالیسم می باشد. امری که یک بار دیگر خود را در جریان جنبش توده ای سال ۸۸ نشان داد و ثابت کرد که راهی جز اعمال قهر انقلابی و در هم شکستن قدرت نظامی دشمن قادر به ایجاد شرایط پیشروی و پیروزی جنبش آزادیخواهانه مردم ما نخواهد بود.

 

بهمن ۱۳۹۴