به نقل از : پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 197 ، آبان ماه 1394

 

مریم

دست های پشت پرده اقدام تروریستی پاریس !

پس از واقعه تروریستی ۱۳ نوامبر در پاریس، در رسانه های وابسته به دولت های غرب ، کمپین وسیعی برای منحرف کردن افکار عمومی از ریشه ها و واقعیات این جنایت به راه افتاد. اما بررسی تحلیل ها و اخبار غیر واقعی و جعلی ای که از سوی سازمان دهندگان این کمپین اشاعه داده می شوند، به نوبۀ خود می تواند برخی از حقایق پشت پرده را افشاء کند. رسانه های امپریالیستی در چهارچوب منافع خودشان به مقایسه دو واقعه تروریستی در نیویورک (۲۰۰۱) و پاریس (۲۰۱۵) پرداخته و به عنوان مثال به شیوه ای اغراق آمیز ابعاد این دو فاجعه را شبیه به هم جلوه دادند.

اما اگر دو حادثۀ تروریستی را نه بر اساس این تبلیغات بلکه به طور واقعی مقایسه کنیم، می بینیم که اتفاقأ اگر شباهتی بین آن ها باشد همانا یکسان بودن شیوه برخورد دولت آمریکا و دولت فرانسه و هم چنین دولت های اروپایی با این وقایع و استفاده های مشابه آن ها از این جنایات برای گسترش جنگ در خارج از مرزهای شان و سرکوب مخالفین داخلی خود و یورش به آزادی های اجتماعی در درون مرزهای شان بوده است.

پس از یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱، دولت آمریکا علیرغم مخفی نگه داشتن واقعیات پشت پرده در رابطه با آن فاجعه - واقعه ای که هنوز هم به ابهامات موجود در تبلیغات رسمی در مورد چگونگی و دست های واقعی پشت آن پاسخ داده نشده است - این رویداد را به بهانه ای برای زیرپا گذاشتن منشور حقوق بشر و دیگر قوانین متعدد بین الملل در داخل و خارج آمریکا تبدیل کرد. به راه انداختن پانزده سال جنگ و کشتار و تجاوز دائم به مردم ستمدیده افغانستان و بعدها هم عراق که با دستاویز فاجعه ۱۱ سپتامبر صورت گرفت، یکی دیگر از نتایج آن رویداد تروریستی بود. یکی از بهانه های پوچ حمله به عراق رابطه دولت صدام با القاعده و دفاع این دولت از تروریسم بود. پس از عراق هم باز شاهد بودیم که دولت آمریکا و شرکا با دستاویز "مبارزه با تروریسم" چه جنایات غیر قابل توصیفی را در دیگر کشورهای منطقه مرتکب شدند، به صورتی که هنوز هم تاثیرات فاجعه بار روزمرۀ اقدامات تبهکارانه آن ها در لیبی و سوریه برای همگان قابل مشاهده است. حال ما همین عکس العمل را از جانب دولت های امپریالیستی اروپا پس از جنایت ۱۳ نوامبر پاریس میبینیم. امپریالیست های اروپایی به تقلید از الگوی آمریکا، خیلی سریع از عملیات تروریستی پاریس برای افزایش حضور نظامی خود در خاورمیانه و در همان حال تصویب قوانین اضطراری برای محدود ساختن حقوق و آزادی های اجتماعی مردم فرانسه استفاده کردند. به عنوان مثال دولت فرانسه یکی از ناو های هواپیمابر خود را به نام "شارل دوگل" به سواحل شرقی مدیترانه فرستاد و ۳۰ جت جنگنده را نیز برای بمباران به سوریه اعزام کرد.

دولت آمریکا نیز از حادثه تروریستی فرانسه برای سرکوب مخالفین و منتقدین خود بهره برداری کرده و به عنوان مثال مقامات دولتی در سخنرانی های متعدد اعلام کردند که واقعه تروریستی اخیر نتیجه فعالیت های ضداطلاعاتی "ادوارد اسنودن" (به عنوان مثال فاش کردن رمزگذاری های تولیدکنندگان گوشی های هوشمند و تجهیزات ارتباطی دیگر) بوده است. مقامات آمریکایی تلاش می کنند که این ادعای دروغ خود را بهانه ای کنند برای از میان برداشتن محدودیت های قانونی در امر جاسوسی دولت در امور شهروندان.

اما نگاهی به برخی از اطلاعات منتشر شده از حادثه تروریستی پاریس نشان می دهد که ادعای استفاده تروریست ها از شیوه هایی مثل رمزشکنی در وسایل ارتباطی، کذب محض است. بنابر گزارشات پلیس فرانسه، هیچگونه مدرکی برای اثبات اینکه تروریست ها از رمزگذاری در ارتباطات خود استفاده کرده باشند، وجود ندارد. اتفاقأ برعکس، مدارک جمع آوری شده توسط پلیس نشان می دهد که ارتباطات تروریست ها کاملأ علنی بوده است. به عنوان مثال، بر اساس گزارش پلیس فرانسه یکی از تلفن های همراه تروریست ها در محل حادثه پیدا شده که پلیس ادعا کرده در آن از پیام های معمولی و بدون رمز برای ارتباط میان تروریست ها استفاده شده بوده است. پلیس فرانسه اعلام کرد که از طریق همین پیام ها و جی.پی.اس رمزگذاری نشده تلفن مزبور توانست محل دیگر اعضای حلقه تروریستی عامل واقعه پاریس را پیدا کند. از طرف دیگر اگر به گزارش های پلیس مراجعه کنیم، می بینیم که دستگاه های امنیتی فرانسه از قبل تروریست ها را می شناختند اما آن ها را آزاد گذاشته بودند تا در روز روشن به چنان جنایتی دست بزنند. همین امر نشان می دهد که تروریست های پاریس همچون عاملین فاجعه ۱۱سپتامبر نیویورک به قول معروف، "پشتشان گرم" بوده و در نتیجه نیازی نمی دیدند که در ارتباطات خود از رمز استفاده کنند.

بر مبنای اطلاعاتی که تاکنون پلیس پاریس از عوامل رویداد تروریستی ۱۳ نوامبر در این شهر منتشر کرده است، عاملین این جنایت اکثرأ افرادی شناخته شده نزد پلیس بودند که بارها نیز به ظن اطلاع و یا کمک به عناصر تروریست بازداشت و بازجوئی شده بودند. اما با این همه آزاد بودند و به همین دلیل هم موفق شدند در روز روشن و جلوی چشم پلیس و دستگاه های جاسوسی اروپا و آمریکا، به جنایت وحشتناکی دست زده و باز هم بهانه ای دیگر را (برای ادامه جنگ در گوشه و کنار جهان، و گسترش فضای سرکوب پلیسی در درون مرزها) در اختیار دولت های اروپایی و آمریکایی قرار بدهند.

در هر دو عملیات تروریستی نیویورک و پاریس، واقعیات متعددی پنهان نگه داشته شدند و به جای واقعیات، اطلاعات و گزارش های دروغ و غیرواقعی توسط دولت و پلیس به خورد جامعه داده شد. به عنوان مثال بر اساس گزارش های مؤثق رسانه های متعدد (بخصوص رسانه های آمریکایی) (۱) اکثر افرادی که در حادثه پاریس نقش داشتند (بخصوص فردی که گفته می شود رهبر گروه بوده) از مدت ها پیش از ۱۳ نوامبر برای پلیس و سازمان اطلاعات فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی شناخته شده و زیر نظر پلیس قرار داشتند. اما پلیس و سازمان های امنیتی تا پیش از ۱۳ نوامبر هیچ گونه اقدامی علیه این افراد شناخته شده نکرده و هیچ قدمی برای پیشگیری از وقوع چنین جنایاتی برنداشتند. (۲)

از طرف دیگر، مقامات دولتی آمریکا نیز اعلام کردند که چندین نفر از تروریست ها در لیست "ممنوعیت پرواز" آمریکا قرار داشتند، به این معنا که تروریست های پاریس برای سازمان های امنیتی آمریکا نیز شناخته شده بودند. بر اساس گزارش های رسمی، سازمان های امنیتی آمریکا، ترکیه و عراق از مدت ها پیش از ۱۳ نوامبر، در رابطه با توطئه تروریستی در حال طرح ریزی، به دولت فرانسه هشدار داده بودند. (۳)

یکی دیگر از کسانی که گفته می شود در حادثه پاریس نقش داشته، (سامی امیمور) در اکتبر ۲۰۱۲ به اتهام شرکت در توطئه های تروریستی و تلاش برای پیوستن به داعش در یمن، توسط پلیس فرانسه دستگیر شده و پاسپورت او مصادره شده بود. اما در سال ۲۰۱۳ موفق شد در حالی که زیر نظر پلیس بود (!!) به سوریه سفر کند. فردی به نام "بلال هدفی" نیز که گفته می شود در سوریه با داعش همکاری داشته، زیر نظر پلیس بلژیک بوده و تلفن او پس از بازگشتش از سوریه، توسط پلیس شنود میشده است. فردی به نام "ابراهیم عبدالسلام" نیز (به عنوان یکی از وابستگان به "عبدالحمید ابااود" که ادعا می شود از سران داعش در بلژیک است) برای پلیس این کشور شناخته شده بوده و بارها هنگام سفر به سوریه در مرز ترکیه بازداشت شده و به بلژیک باز پس فرستاده شده بود. "عبدالحمید ابااود" فردی که در ۱۹ نوامبر در درگیری مسلحانه با پلیس فرانسه کشته شد و گفته میشود رهبر عملیات تروریستی پاریس بوده نیز از مدت ها قبل به عنوان سخنگوی علنی داعش ، زیر نظر پلیس بوده است.

بر اساس گزارش "صدای آمریکا" او در یکی از مصاحبه هایش با یک مجله اینترنتی داعش (به نام دابق) در ماه فوریه پز داده بود که می تواند در روز روشن در مقابل چشم پلیس بلژیک به عملیات مسلحانه دست زده و دستگیر هم نشود. او در آن مصاحبه گفته بود که "عکس و اسم من در خبرها بود، اما من توانستم در کشورشان بمانم، عملیاتی را علیه آن ها طراحی کرده و به موقع نیز آن جا را ترک کنم". او ظاهرأ بارها توسط پلیس دستگیر شده و هر بار به دلیل "عدم شناسایی" (!!) آزاد شده بود. و این در زمانی بود که در یک دادگاه غیابی در بلژیک به جرم عضوگیری جوانان در عملیات تروریستی، به بیست سال زندان محکوم شده بود.

دلیل واقعی نامرئی بودن ظاهری افرادی مانند "عبدالحمید ابااود" (که خود ادعا می کنند این "مقدس" بودن اهداف شان می باشد که آن ها را از دید پلیس و دستگاه امنیتی قدرت های امپریالیستی پنهان نگه داشته) چیست؟ واقعیت این است که گروه های تروریستی ای که این افراد در آن ها عضویت دارند، زیر نظر و با اطلاع دستگاه های امنیتی امپریالیستی به وجود آمده و رشد کرده اند. به عنوان مثال در زمانی که عبدالحمید ابااود به عنوان یکی از اعضای داعش در جنایات این گروه ضد خلقی در سوریه نقش داشت، داعش عامل سی.آی.ا در عملیات نظامی آمریکا علیه اسد در سوریه (و تحت حمایت قدرت های امپریالیستی اروپا) بود. داعش یکی از ابزارهای امپریالیست ها برای رسیدن به اهداف شان در خاورمیانه بوده و هست، و این ادعا نیز که گویا داعش پس از اشغال موصل (در ژوئن ۲۰۱۴) به دشمن آمریکا تبدیل شد، با واقعیت انطباق ندارد. به عنوان مثال از همان زمان که ارتش های "ائتلاف" دست ساز آمریکا به ظاهر مناطق تحت کنترل داعش را بمباران می کردند اما در واقعیت صدمه ای به داعش نزده و بمب ها را روی اهداف بی ارزشی در سوریه می ریختند، کاملأ مشخص بود که داعش یکی از مهمترین ابزار امپریالیست ها برای رسیدن به اهداف شان محسوب می شود. واقعیت این است که داعش در حال حاضر نیز، در هر موقعیتی که قرار دارد، یکی از سرمایه های امپریالیست ها محسوب می شود.

اگر به واقعیت ها توجه داشته باشیم، به روشنی میبینیم که ریشه گروه های تروریستی و بنیادگرای اسلامی همچون القاعده، داعش و شاخه های متعدد آن ها را باید در طرح ها و عملیات جاسوسی - نظامی سازمان های اطلاعاتی قدرت های امپریالیستی جستجو کرد. همان طور که امروز کاملأ روشن شده، گروه القاعده از آن دسته از نیروهای عرب تشکیل شد که عوامل اجرایی اهداف ارتش آمریکا در دهه ۱۹۸۰ در افغانستان (برای ساقط کردن دولت تحت حمایت شوروی سابق) بودند. هسته های اولیه داعش نیز با حمایت دولت آمریکا و هم پیمانان آن در زمان جنگ و اشغال عراق به وجود آمدند. و سپس داعش مطابق خواست آمریکا مبنی بر تغییر رژیم سوریه به یک نیروی تروریستی قدرتمند در داخل و خارج مرزهای عراق و سوریه و عامل اصلی پیش بردن اهداف امپریالیست ها در منطقه (حداقل در عراق و سوریه) تبدیل شد. از طرف دیگر، حملات تروریستی که توسط گروه های دست ساز امپریالیست ها در داخل خاک آن ها انجام می شوند، به بهانه ای برای گسترش بیشتر قدرت و نفوذ دستگاه های جاسوسی - امنیتی قدرت های امپریالیستی (به ویژه سی.آی.ا و اف.بی.آی) و سود بردن از قساوت های مزدوران داعش در جهت حفظ منافع طبقه حاکم بر جهان تبدیل شده اند.

واقعیت این است که همین حد از اطلاعات بسیار محدودی که در رابطه با واقعه پاریس (و هم چنین یازده سپتامبر نیویورک) در اختیار افکار عمومی قرار گرفته روشن می کند که هدف و منافع عملیات جاسوسی دستگاه های اطلاعاتی امپریالیستی و عملیات تروریستی گروه های بنیادگرای اسلامی، هر دو در چهارچوب اقتصادی سیاسی - نظامی، به یک نقطه مشترک و یک تقاطع منافع می رسند.

واقعیات ِ موجود تاکنون دو موضوع غیرقابل انکار را به ما نشان داده اند. اولأ این که تبلیغات رسمی در رابطه با حادثه پاریس و دیگر رخدادهای تروریستی، اساسأ بر پایه جعلیات بوده و هدف شان منحرف کردن افکار عمومی از واقعیات و کشاندن آن ها به سمت حمایت از دولت ها و دستگاه های جاسوسی و ادعاهای آن ها بوده است. دومأ، گروه های تروریست بنیادگرایان اسلامی ، زاده سیاست های دولت های امپریالیستی (و جنگ های وحشیانه آن ها علیه توده های مردم خاورمیانه و آفریقا و آسیای مرکزی) بوده و توسط آن ها تغذیه و تقویت شده اند و بدون حمایت های مستقیم و غیر مستقیم، علنی و غیر علنی آن ها قادر به ادامه حیات و ارتکاب به چنین جنایات کثیف و ضد خلقی ای نمی گردند. تجربه عروج بنیاد گرایی اسلامی و دار و دسته های آن نشان می دهند که دولت های امپریالیستی اساسأ بنیادگرایی اسلامی را به عنوان دستاویزی برای تشدید هرچه بیشتر جنگ های امپریالیستی و پیش بردن منافع خود در مناطق ژئوپولتیک خارج از مرزهای خود، و هم چنین اعمال دیکتاتوری در درون مرزهای خود، مورد استفاده قرار داده و می دهند.

آبان 1394

زیرنویس ها:

(۱) این نکته نیز قابل توجه است که چنین اطلاعاتی را آن دسته از رسانه های آمریکایی و اسرائیلی (مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست، کانال تلویزیونی سی.ان.ان، صدای آمریکا، و غیره) مطرح کرده اند که به عنوان رسانه هایی شناخته میشوند که رابطه ی نزدیکی با سازمان های اطلاعاتی امپریالیستی دارند.

(۲) به عنوان مثال یکی از تروریست ها (اسماعیل عمر مصطفی) از سال ۲۰۱۰ برای دولت فرانسه شناخته شده بوده و در سال ۲۰۱۳ در لیست امنیتی پلیس فرانسه قرار داشته است.

(۳) رجوع کنید به بخشی از سخنرانی "دیک (ریچارد) دوربین" سناتور ایالت ایلینوی که در واشنگتن پست شماره ۱۹ نوامبر منتشر شده است. و رجوع شود به عنوان مثال به سخنرانی او در لینک زیر که به ضرورت برداشتن موانع قانونی سر راه جاسوسی سی.آی.ا علیه شهروندان آمریکا اشاره می کند.

http://www.gettyimages.ca/detail/video/illinois-senator-richard-durbin-says-the-terrorist-news-footage/497871068