به نقل از: ماهنامه کارگری، ارگان کارگری چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 82 ، پانزدهُم آبان ماه 1399

 

 

"ساماندهی کولبران"، توجیهی جهت کشتار کولبران

 

تیراندازی به کولبران به خصوص در کردستان و به خاک و خون کشیدن آنها واقعیتی ست که هر از چندگاه به یکی از تیترهای خبری در این منطقه بدل می گردد. ابعاد و وسعت جنایات روزمره علیه کولبران تا آنجاست که بی وفقه شاهد اخباری مبنی بر شلیک پاسداران و مرزبانان جمهوری اسلامی به کولبران و کشته و مجروح کردن آنها و داغدار شدن تعداد دیگری از خانواده ها و عزیزان کولبران محروم منطقه می باشیم. از جدیدترین نمونه ها می توان به تیراندازی نیروهای مرزبانی جمهوری اسلامی در عصر پنج‌شنبه ۱۵ آبان ماه به سوی دسته‌ای از کولبران در مرزهای چالدران استان آذربایجان‌غربی اشاره نمود که در نتیجه این تیراندازی، یک کولبر ۳۸ ساله به نام حسن دالایی‌ میلان اهل روستای قاشقابلاغ چالدران، متاهل و پدر سه فرزند، کشته شد. همچنین تیراندازی به یک کولبر اهل روستای الیە مران از توابع سردشت در 8 آبان (1399) در مناطق مرزی سردشت که منجر به زخمی شدن این کولبر زحمتکش گشت، نام برد. در 4 آبان ماه نیز نیروهای نظامی به یک کولبر در مناطق مرزی هنگە ژال بانه تیراندازی نمودند که بر اثر شلیک مستقیم این نیروهای سرکوبگر، کولبر نامبرده مجروح گشت. کولبر مزبور در گزارش خبرگزاری هرانا، اهل روستای ننور در منطقه بانه معرفی شده است.

 

شلیک به سه کولبر در طی یک ماه، تنها نمونه هایی از کشتار وسیع کولبران در کردستان هستند. وسعت این کشتار تا آنجاست که نهادهای مدافع حقوق بشر چندی پیش اعلام کردند که تنها در تیر ماه در استان های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه حدود 8 کولبر کشته و 19 نفر زخمی شده اند. در رابطه با این واقعیت است که همزمان با کشتار سیستماتیک کولبران محروم توسط رژیم، مقامات حکومت که از خشم و نفرت فزاینده مردم نسبت به جنایات خود در حق کولبران آگاه اند، می کوشند تا با ادعای حل این معضل، به جای دستور عدم آتش باری بر روی کولبران بی گناه و کمین گذاردن بر سر راه این زحمتکشان بی دفاع با ادعای "ساماندهی کولبران" به فریبکاری در افکار عمومی پرداخته و از تلاش شان برای حل این معضل داد سخن دهند.

نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی با ادعای مبارزه با قاچاق و جهت جلوگیری از تردد به قول آنها "تروریست ها" و تامین امنیت مرزها، جنایات خود را توجیه می کنند. اما واقعیت این است که اگر صحبت از قاچاقچی و تروریست در میان باشد، قاچاقچیان و تروریست ها همانا سرمایه دارانی می باشند که کالاهای آنها روی کول زحمتکشان کولبر و به بهای خون و هستی آنها حمل می شود. همه می دانند که کولبران به عنوان آسیب پذیر ترین بخش طبقه کارگر، نه قاچاقچی هستند و نه تروریست. کولبران کارگرانی هستند که در شرایط تشدید بحران اقتصادی و گسترش وسیع بیکاری، بویژه در استان کردستان، جان خود را به کف گرفته و با حمل گاه بیش از 50 کیلو بار با پشت خود نیروی کارشان را به سرمایه دارانی می فروشند که صاحب و مالک کالا می باشند. بررسی گزارشات گوناگونی که در رابطه با شرایط کار و زندگی کولبران منتشر شده است، نشان می دهند که من حیث المجموع در بین کولبران کسی صاحب و مالک کالایی که بر کول خود حمل می کند نیست. کولبر، کارگر دردمندی است که برای دست یافتن به چندر غازی به این کار خطرناک تن داده تا بتواند لقمه ای نان بر سر سفره خالی خانواده خود بیاورد. کولبری شغلی است که جدا از تیراندازی مرزبانان جمهوری اسلامی، خطر پرت شدن از کوه و یخ زدگی در زمستان و ... را نیز در بر دارد.

در شرایطی که نیرو های سرکوب جمهوری اسلامی، کشتار کولبران را با امر مبارزه با قاچاق توجیه می کنند، و در شرایطی که کل سردمداران رژیم از مبارزه با قاچاق دم می زنند در همان حال سرداران سپاه که رئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی آنها را "برادران قاچاقچی" می نامید، با در اختیار داشتن اسکله های خاص خود، کشتی کشتی کالای قاچاق وارد کشور کرده و جلوی چشم همه مسئولین دولتی این کالاهای قاچاق را بدون پرداخت یک ریال مالیات و یا گمرک در سراسر کشور توزیع و به فروش می رسانند. این قاچاق که با "دعای خیر" سپاه پاسداران همراه بوده و هر روز انجام می شود، در حدی است که بخش بزرگی از اقتصاد کشور را به خود اختصاص داده است و به اعتراف خودشان واردات کالا های قاچاق "برادران قاچاقچی" عملا ضربات غیر قابل جبرانی به تولید داخلی وارد می کند. این در حالی است که خود مقامات دولتی اذعان می‌کنند که حجم کالای وارد شده توسط کولبران در مقایسه با قاچاق از سایر مبادی بسیار ناچیز است. اما سپاه پاسداران که خود از عاملین این قاچاق می باشد، برای نشان دادن پیگیری خود در امر مبارزه با قاچاق، سلاح های مرگبار خود را به سوی کولبران نشانه گرفته و کارگرانی که جان خود را وثیقه تهیه لقمه نانی کرده اند را می کشد و یا مجروح می کند.

 

ابعاد جنایات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی علیه کولبران در سال های اخیر آنچنان وسعت یافته و کشتار خاموش زحمتکشان کُرد آنچنان نفرتی را در افکار عمومی مردم کردستان و سراسر ایران موجب شده که در هراس از این واقعیت، حتی صدای بخش هایی از طبقه حاکمه هم در آمده است. افراد این بخش از طبقه حاکم می کوشند با نشان دادن همدردی ظاهری با کولبران مردم را فریب داده و بازار توهم پراکنی های خود را گرم کنند. در همین رابطه نماینده جمهوری اسلامی از اشنویه در مجلس یازدهم گفت: "شلیک به کولبربرادر کشی است ... حذف کولبر است، نه کولبری". درجریان چنین اعتراض هایی نمایندگان مجلس در سال های اخیر از طرح هایی همچون "ساماندهی کولبران" سخن گفتند. اما کسی که جمهوری اسلامی را شناخته باشد می داند که هر وقت پای جناح های درونی رژیم به مساله ای باز شود به تنها امری که پرداخته نخواهد شد همانا مشکلات کارگران و ستمدیدگان و نیازهای آنها می باشد. در این تجربه نیز خیلی زود معنای اصلاحات و قانونمندی و "ساماندهی کولبران" و جلوگیری از "برادر کشی" مورد نظر آنها نیز روشن شد. همان هایی که دم از پشتیبانی از کولبران می زدند مدعی شدند که لازم است "کولبران به منظور برخورداری از تسهیلات آئین‌نامه ساماندهی مبادله کالا در بازارچه‌های غیر رسمی، اقدام به ثبت نام در سامانه تجارت ایران نمایند". به این ترتیب کولبران "پس از ثبت‌نهایی پرونده"، " بایستی برای تکمیل عملیات واردات خود اقدام به ثبت منشا ارز نمایند". سپس معلوم شد که "کاربران در پرونده‌های متعلق به نقش کولبر حقیقی" تنها مجازند که "کالا‌های با تعرفه‌های مجاز برای ثبت‌سفارش کولبران، که قبلا در همین کانال اطلاع رسانی شده است"، ثبت کنند. یعنی کولبری که نان ندارد بخورد حالا اول باید با پرداخت هزینه های خارج از توانش لقب "کولبر حقیقی" را کسب کند و سپس به مثابه یک تاجر، "منشاء ارز" خود را ثبت نماید تا بتواند تنها کالاهای مجاز را حمل کند! در حالیکه در زندگی واقعی کولبر کسی است که کالائی را از کارگزاران سرمایه دارها در مرز ایران و عراق تحویل گرفته و در خاک کردستان عراق آنرا تحویل رابط همان سرمایه دار می دهد؛ و دوباره کالای دیگری را تحویل گرفته و در کردستان ایران تحویل می دهد و از طریق این تجارت، سودهای کلان به جیب گروهی از سرمایه داران دو کشور ریخته می شود. چنین رنجبری نه امکانات ثبت نام به عنوان "کولبر حقیقی" را دارد و نه قادر است "منشاء ارز" را روشن کند و نه می تواند نوع کالایی را که بر دوش حمل می کند را تعیین نماید. به واقع او کولبر است نه تاجر!

 

حال، هر کسی می تواند معنای "ساماندهی کولبران" را با در نظر گرفتن وضع معیشت کولبری که جانش را به دست گرفته تا لقمه نانی به دست آورد، بهتر درک کند. به همین ترتیب وقتی که فرمانده مرزبانی ناجا اعلام می کند که "باید با همکاری وزارتخانه ها و نهاد های مربوطه لیستی از کولبرانی که ساکن نقاط مرزی هستند" مشخص شود تا به "آنها اجازه کولبری از مسیرهای قانونی و اصلی داده" شود، با توجه به غیر عملی بودن این کار، به واقع صرفا دارد جنایات خود و نیروهای مسلح تحت فرمانش را در حق کولبران توجیه می کند. با توجه به چنین واقعیاتی است که باید گفت که چریکهای فدایی خلق محق بوده و هستند که همواره تأکید می کنند که دیکتاتوری حاکم به علت ماهیت ضد مردمی خود همواره با سرکوب اقتصادی، سیاسی و فرهنگی توده ها و بسط سلطه بورکراسی فاسد با مردم سخن می گوید.

 

واقعیات فوق، یک بار دیگر نشان می دهند که هیچ یک از جناح های درونی حکومت هر چقدر هم با چرب زبانی و ظاهراً با دلسوزی خود را طرفدار کارگران و زحمتکشان ما جلوه دهند، از آن جا که یا خود سرمایه دار هستند و یا به نمایندگی از سرمایه داران رشته ای از کار رژیم ضد کارگر و جنایتکار جمهوری اسلامی را به دست دارند، در مقابل آنها قرار گرفته و علیه منافع ستمدیدگان ما عمل می کنند. از این رو کارگران و در این جا کولبران هرگز نباید فریب جناح های درونی جمهوری اسلامی و تبلیغات دولتی را خورده و دچار این توهم شوند که از این دارو دسته ها آبی برای آنها گرم خواهد شد. تجربه نشان داده که جمهوری اسلامی با تمامی جناح های درونی اش دشمنان کارگران و ستمدیدگان می باشند و رنجبران تنها با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته اش و بر پائی جامعه ای که سرمایه داران در آن راه ندارند، می توانند به خواست ها و مطالبات خود دست یابند.