به نقل از : ماهنامه کارگری ، ارگان کارگری چریکهای فدائی خلق ایران

شماره 55 ، پانزدهم مرداد ماه 1397

 

قیام های توده ای و طبقه کارگر

 

از خیزش بزرگ دی ماه 1396 که کارگران و توده های ستمدیده در نزدیک به 140 شهر و روستا بپاخاستند و فریاد "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر جمهوری اسلامی" سر دادند و خواهان "نان، کار و آزادی" شدند تا به امروز شاهد تداوم تظاهرات و شورشهای مردمی در گوشه و کنار کشور بوده ایم. این موج های بزرگ مبارزاتی در حالی که پوسیدگی و ورشکستگی جمهوری اسلامی را در مقابل چشم همگان قرار داده، چهره سیاسی جامعه را نیز دگرگون نموده است.

 

وجه مشخصه این خیزش ها فقدان سازمان و رهبری و بالطبع خود به خودی بودن آنها در حین حضور گسترده کارگران و ارتش بیشمار کار، ارتش گرسنگان در آنها می باشد. پتانسیل عظیم اعتراضی در صفوف کارگران، جوانان تهی دست و بیکار به مثابه ارتش ذخیره کار و انرژی نهفته در بین همه اقشار و طبقات ستمدیده جامعه انعکاس شرایط بس ظالمانه و طاقت فرسای حاکم بر زندگی آنهاست؛ و همه اینها بیانگر شرایط بسیار دشوار و دهشتناکی می باشد که رژیم جمهوری اسلامی به مثابه یک رژیم وابسته به امپریالیسم هم با اجرای فرامین صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، این ارگان های امپریالیستی، و هم با سرریز کردن بودجه مملکت به میدان های جنگهائی که به نفع امپریالیستها در منطقه جریان دارد، برای کارگران و دیگر توده های تحت ستم جامعه ما به وجود آورده است. از این روست که خشم و نفرت توده های دربند ما از جمهوری اسلامی و نظم ظالمانه حاکم، هر روز به هر بهانه ای به آشکاری بروز پیدا می کند و  مبارزات خود به خودی آنان گاه به قیام هائی در این شهر یا آن شهر هم فرا می روید. اما، برغم این واقعیت و علیرغم حضور گسترده کارگران و بی چیزان در مبارزات توده ای ، شاهدیم که برخی تحلیل های سیاسی با بهانه ها و توجیهات مختلف و از جمله فقدان رهبری کارگری بر سر این مبارزات، بهای لازم را به جنبش انقلابی کنونی نمی دهند.

 

این تحلیل ها که اغلب در لفافه های "چپ" مطرح می شوند، سعی دارند چه قیام های توده ای دیماه و چه مبارزات انقلابی بعد از آن را به گونه ای ، امری نامربوط به طبقه کارگر ایران نشان دهند. از قرار، چنین نیرو هائی ، کارگر را صرفا در محیط کارخانه به عنوان کارگر می شناسند! و اشکال مبارزات کارگران را هم به مبارزه آنان در کارخانه و به امر توقف تولید از سوی کارگران خلاصه می کنند. از این رو گاه حتی به صراحت مطرح می شود که شکل اعتراضات کارگران به گونه ای نیست که در قیام های توده ای در این یا آن شهر بروز می کند. برخی حتی تا آنجا پیش می روند که حضور پر رنگ کارگران در مبارزات توده ای را انکار نموده و حتی به کارگران رهنمود می دهند که نباید به این اعتراضات بپیوندند. چنین رهنمود های پاسیفیستی ای به کارگران مبارز ایران یادآور رهنمودهائی است که اکونومیستها به مثابه نیروهای کوته بین در طول تاریخ جنبش طبقه کارگر به آنان داده اند و لنین در کتاب "چه باید کرد" از زوایای مختلف ، پته آنها را روی آب ریخته و از جمله نشان داده است که "کسی که توجه و حس مشاهده و ذهن طبقه کارگر را فقط و فقط و حتی در اکثر موارد به خود وی معطوف می دارد، سوسیال دموکرات نیست." (منظور از "سوسیال دموکرات" در آن دوره، همان "کمونیست"، طرفدار واقعی طبقه کارگر می باشد.)

 

جان باختن یک کارگر ۲۵ سالهِ افغانستانی بر اثر تخریب دیواره چاه

روز چهارشنبه ۳ مرداد ماه، سخنگوی سازمان آتش‌نشانی اعلام کرد که : ظهر چهارشنبه تعدادی از کارگران در بخش پارکینگ یک مجتمع مسکونی در جاده مخصوص کرج، خیابان بیمه دو، مشغول حفر چاه بودند که در عمق ۱۰ متری به یک‌باره بخش زیادی از دیواره‌های چاه و همچنین قسمت انباری چاه تخریب می‌شود. وی با بیان اینکه آتش‌نشانان سامانه ۱۲۵ پس از وصول خبر بلافاصله به محل حادثه رفتند، افزود: آتش‌نشانان عملیات رهاسازی و خاک‌برداری را آغاز کردند و پس از مدتی تلاش موفق شدند یک کارگر ۲۵ ساله تبعه کشور افغانستان را که در انتهای انباری چاه در زیر خاک گرفتار شده بود را خارج کنند و به عوامل اورژانس تحویل دهند. پس از معاینات مشخص شد که وی جان خود را از دست داده است.

 

 
در حقیقت کسانی که امروز، در شرایطی که یک جنبش انقلابی در جامعه جریان دارد، سعی دارند وظیفه کارگران را تنها مبارزه برای تحقق خواستهای صنفی خود و یا صرفاً ایجاد تشکل های کارگری در محل کار خود جا بزنند و سرنوشت کارگران ایران را از دیگر توده های دربند ایران جدا جلوه می دهند، اینان نه دوست کارگران بلکه در لباس دوست در مقابل آنها قرار دارند و خواسته یا ناخواسته در جهت حفظ وضع ظالمانه موجود حرکت می کنند، چرا که در واقعیت امر، سرنوشت کارگران در دوران بحرانی کنونی، به سرنوشت همین جنبش انقلابی جاری در جامعه وابسته است. لذا اینان که خود سعی در تقویت این جنبش نمی کنند و کارگران را نیز از شرکت آگاهانه در این جنبش باز می دارند ، نه به کارگران ، بلکه به دشمنان کارگران یعنی کسانی که خواستار حفظ سیستم سرمایه داری حاکم می باشند خدمت می کنند.

 

ایده های انحرافی فوق برای بازداشتن کارگران از شرکت و ارتقاء جنبش های خودبخودی کنونی در شرایطی توسط پاسیفیستهای وطنی تبلیغ و ترویج می شوند که دستگاه های سرکوب نظام و اتاقهای فکر آنها نیز با سرکوب وحشیانه این جنبش ها و تلاش برای به انحراف بردن و کنترل آنان می کوشند کارگران یعنی نیروی انقلابی اصلی جامعه ما را از شرکت و تلاش برای تعمیق و گسترش این جنبش ها باز دارند. طبقه کارگر مبارز ایران امروز باید بیش از هر وقت دیگر دریابد که وظیفه اصلی اش حرکت در جهت کسب قدرت سیاسی به دست خود می باشد و این اوست که رسالت رهبری جنبش انقلابی توده های ستمدیده ایران را به عهده دارد. باید بداند که در شرایط کنونی تلاش و کوشش کارگران آگاه و رزمنده جهت متشکل شدن در گروه های سیاسی نظامی و حرکت در جهت سازماندهی مسلح ستمدیدگان گامی مهم در این جهت می باشد. از این رو طبقه کارگر ما باید در کنار انجام مبارزه اقتصادی اش که برای تأمین معاش و دفاع از انسانیت و شرفش صورت می گیرد، عمده توجه خود را به شرکت هر چه آگاهانه تر و جدی تر در جنبش انقلابی جاری معطوف دارد.

 

واقعیت این است که خواستهای عمومی ستمدیدگان جامعه از خواست نان، کار و آزادی گرفته تا خواست برای رفع ستم از زنان و پایان دادن به ستم ملی و مذهبی و غیره همگی خواستهای متعلق به طبقه کارگر نیز می باشند و تنها این طبقه است که می تواند و باید در جهت پایان دادن به این ستمها و رهائی خود از قید هر گونه ستم و استثمار حرکت کند و این حرکت را به سرانجام برساند.