به نقل از : ماهنامه کارگری ، ارگان کارگری چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 25 ، بهمن ماه 1394

 

کارگران مس سرچشمه و وحشت رژیم از گسترش اعتراضات کارگری!

 

گسترش روز افزون اعتصابات و تجمعات اعتراضی کارگران در سراسر کشور ، سردمداران جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته است. به همین دلیل هم روزی نیست که شاهد تعرض جدیدی از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به تجمعات کارگری نباشیم. در شرایطی که همگان در چهار گوشه کشور شاهد تعرضات رژیم به اعتصابات و تجمعات کارگری هستند و روزی نیست که خبر بازداشت و یا احضار تعدادی کارگر معترض به بیدادگاه های رژیم منعکس نشود، سردمداران جمهوری اسلامی به این هم اکتفاء نکرده و در حالی که با بیشرمی، کارگران معترض و مبارز ایران را "اغتشاش گر" می نامند خبر آماده شدن برای مقابله با این به اصطلاح اغتشاش گران را هم با آب و تاب در رسانه های خود منعکس می سازند. به واقع آن ها نیروهای سرکوب خود را هر روز آموزش داده و برای مقابله با کارگران آماده تر می کنند که یک نمونه از این نوع اقدامات سرکوبگرانه را می توان در استان گلستان که خبر آن اخیراً انتشار یافت مشاهده نمود.

 

روز جمعه ۱۶ بهمن ماه گردان‌های "بیت‌المقدس" وابسته به بسیج استان گلستان به طور رسمی به منظور "آمادگی کامل نیروهای بسیج" برای مقابله با اعتراض‌های کارگری مبادرت به یک مانور نمودند. به گزارش خبرگزاری هرانا، در این مانور یک تجمع اعتراضی کارگران بازسازی می شود و سپس نیروهای بسیج با حمله به کارگران معترض که در این گزارش "اغتشاش گر" نامیده می شوند ، آن ها را پراکنده و تعدادی را بازداشت می کنند. جالب است که اخبار و تصاویر این مانور وسیعأ در سایت های محلی درج شده تا قدرت سرکوب گردان‌های "بیت‌المقدس" جهت ایجاد رعب و وحشت در میان کارگران و کل جامعه بیشتر و بهتر به نمایش گذاشته شود.

 

اما تنها نگاهی به شرایط زندگی کارگرانی که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی بیشرمانه آن ها را "اغتشاش گر" می نامد، خود افشاگر ماهیت چنین تبلیغات فریبکارانه ای است. به واقع کارگرانی که عموما برای دریافت دستمزدهای پرداخت نشده شان دست به تجمع می زنند را "اغتشاش گر" جلوه دادن، اوج رسوائی دار و دسته جنایتکار حاکم می باشد. برای این که بهتر روشن شود که جمهوری اسلامی چه کسانی را "اغتشاش گر" می نامد لازم است یکی از تازه ترین اقدامات سرکوب گرانه این رژیم را از نظر گذراند که مربوط به حمله وحشیانه نیروهای انتظامی و امنیتی به تجمع کارگران مس خاتون آباد شهر بابک در روز سه شنبه ۶ بهمن ماه می باشد.

 

بر اساس گزارش خبرگزاری های خود دستگاه حاکم، روز سه شنبه ۶ بهمن ماه تجمع مسالمت آمیز و بر حق کارگران مس خاتون آباد شهر بابک مورد حمله وحشیانه نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت. در طی این حمله تعداد زیادی از کارگران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و سرکوب گران حداقل ۲۸ کارگر را بازداشت و بلافاصله آن ها را به زندان شهر بابک اعزام نمودند.

 

نگاهی به چرائی و چگونگی اعتراضات کارگران مجتمع مس خاتون آباد خود به روشنی ترس جمهوری اسلامی از مبارزات صنفی کارگران و توسل به نیروی سرکوب جهت جلوگیری از گسترش آن ها را در مقابل دید همگان قرار داده و نشان می دهد که سردمداران این رژیم وابسته به امپریالیسم با دیدن تجمعات کارگری و قدرتی که در دل آن نهفته است خود را ناچار می بینند که برای فریب آحاد جامعه، برچسب اغتشاش گر به کارگران زده و امر سرکوب آنان را موجه جلوه دهند.

 

بر اساس گزارشاتی که در خود رسانه های جمهوری اسلامی نیز درج شده است در ابتدای کار پروژه مجتمع مس خاتون آباد، مدیرعامل آن زمان این پروژه ، ضمن پرداخت دستمزد بسیار کم به کارگرانی که برای برپائی این پروژه کار می کردند به آن ها قول داده بود که به هنگام راه اندازی این پروژه همه آن ها را استخدام رسمی خواهد کرد. این تعهد خود باعث شده بود که کارگران همه سختی ها و کمبودهای شرایط کار و کمی دستمزد را در طول آن سال ها به امید استخدام رسمی در مجتمع مس به جان بخرند. اما در ۳۱ تیر ماه تعدادی از کارگران به بهانه تمام شدن پروژه ها، از کار بیکار شدند و معلوم شد که سرمایه دار مربوطه در طول سال هائی که دسترنج کارگران را به جیب زده، حال به وعده های داده شده عمل نکرده و از استخدام تعدادی از آن ها سرباز می زند. کارگران رنجدیده خاتون آباد چاره ای جز برپائی تجمعات اعتراضی در مقابل خود نمی دیدند و از این رو دست به تجمعات گوناگونی زدند. با گسترش اعتراضات، این بار ارگان های حکومتی وارد قضیه شدند و شورای تأمین شهرستان تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت که هیچ کدام از ۲۸۵ کارگر شرکت مس نباید اخراج شوند. با چنین مصوبه ای این طور جلوه داده شد که امنیت شغلی کارگران تامین شده است و در نتیحه سعی شد از اوج گیری مبارزات کارگران جلوگیری شود. اما کارگزاران سرمایه داران زالوصفت در شرکت مس می دانستند که چگونه برای پیشبرد کار خود مصوبه مزبور را از سر راه خود بردارند. آن ها تصمیم گرفتند تا از طریق برپایی یک آزمون، وضعیت استخدامی کارگران مزبور را روشن سازند. به دنبال این ترفند ریاکارانه، این آزمون در مهر ماه سال جاری برگزار شد و با اعلام نتیجه این امتحان روشن شد که وضعیت استخدامی تعداد ۱۵۰ نفر از این کارگران تغییر و مابقی آن ها که تعدادشان حدود ۱۳۰ نفر می‌شود اخراج و یا به قول شرکت، تعدیل خواهند شد.

 

در تاریخ ۶ بهمن حمله ددمنشانه مزدوران رژیم به کارگران خاتون آباد که هر روز همراه خانواده های خود در مقابل درب مجتمع مس خاتون آباد مبادرت به تجمع اعتراضی می نمودند، در شرایطی صورت گرفت که معاون ذوب و پالایشگاه مس خاتون آباد در رابطه با این اعتراضات به ترفند ریاکارانه شرکت مس به رسانه‌های محلی گفت: "سه هفته است که ما شاهد تجمعات و اعتراضات از سوی افرادی که در آزمون حد نصاب نمرات را کسب نکرده اند هستیم، خانواده های این افراد نیز آنان را همراهی می کنند و عملا اجازه فعالیت را از کارگران و پرسنل گرفته اند و ما را در شرایط سخت کاری قرار داده اند." به واقع این یک زمینه چینی برای سرکوب کارگران مس خاتون آباد توسط نیروهای سرکوبگر حکومتی بود که در مانورهائی هم چون مانور بسیجی ها در استان گلستان آموزش حمله به کارگران به اصطلاح "اغتشاش گر" را می بینند. اگر شیوه برخورد دیکتاتوری حاکم با کارگران خاتون آباد که تنها خواست شان بازگشت به "کار" بود را در ارتباط با رزمایش رژیم در استان گلستان در نظر بگیریم آن گاه بهتر متوجه می شویم که جمهوری اسلامی به چه منظوری مانورهای نمایشی برگزار کرده و دستگاه سرکوب خود را آموزش می دهد. به واقع این رژیم در چنان شرایط بحرانی و نابسامانی قرار دارد که حتی تحمل اعتراضات صنفی و مسالمت آمیز کارگران را هم ندارد و آن چنان درمانده است که آشکارا جانب کارفرمایانی را می گیرد که حتی مصوبه های نهادهای دولتی خودشان را نیز زیر پا می گذارند، و خود را مجبور می بیند که در حمایت از آن ها ، اراذل و اوباش حکومتی را به جان کارگران بیاندازد. اعتشاش گر نامیدن کارگران نیز در شرایطی که کارگران رنجدیده در جستجوی کار و حقوق های پرداخت نشده خود و به عبارتی دیگر به خاطر یک لقمه نان و حق طبیعی خود برای زنده ماندن صدای فریادشان فلات خونین ایران را درنوردیده - نه تنها بیان گر نهایت بی شرمی این رژیم است بلکه گویای ضعف و زبونی آن نیز می باشد که صرفاً با "امدادهای غیبی" اربابان خود یعنی امپریالیست ها در قدرت باقی مانده اند.

 

توقف تولید و اعلام اعتصاب یکی از مهم ترین سلاح های طبقه کارگر در مقابله با بورژوازی طماع حاکم می باشد. با توجه به نقش انکار ناپذیر اعتصابات و تجمعات کارگران جهت آموزش و آبدیده نمودن طبقه کارگر، جمهوری اسلامی از طرق مختلف از سرکوب گرفته تا "اغتشاش گر" نامیدن کارگران اعتصابی می کوشد در راه اعتصابات کارگری که عملا "مدرسه جنگ" کارگران تلقی شده و آن ها را برای نبردهای بزرگی که در پیش دارند آماده می سازد، سنگ اندازی نموده و کارگران را خلع سلاح نماید.

 

در شرایطی که خود زندگی نشان می دهد که اغتشاش گران واقعی سرمایه داران و کارفرمایانی هستند که به تنها چیزی که می اندیشند سود خودشان می باشد، سودی که جز از طریق استثمار بی پروای کارگران حاصل نمی شود. در شرایطی که این سرمایه داران در سایه حمایت رژیم حاکم به هیچ حرف و قول و وعده ای پای بند نبوده و با در اختیار داشتن رسانه های رژیم جمهوری اسلامی به هر ترفندی علیه کارگران دست می یازند، و در شرایطی که همین سرمایه داران زالوصفت از طریق رژیم حامی خود با اعمال یک دیکتاتوری لجام گسیخته زندگی را برای کارگران و زحمتکشان به جهنمی واقعی تبدیل کرده اند، آری در چنین شرایطی، واقعیات تلخ و تحمل ناپذیر هر روز عملاً و در جریان خود زندگی به کارگران مبارز ایران می آموزند که آن ها برای خلاصی از وضع وحشتناک و نکبت بار حاکم ، راهی جز نابودی سرمایه داران و سرنگونی رژیم شان، این "اغتشاش گران" واقعی در جامعه، در مقابل خود ندارند. می آموزند که کارگران ایران حتی برای دست یابی به حقوق صنفی خود ناچارند در مقابل قهر ضدانقلابی آنان به قهر انقلابی متوسل شوند تا در جریان مبارزات قهرآمیز خود به تدریج با تضعیف و در نهایت با نابودی آنان، دنیای آزاد و زیبای کمونیستی خود را برپا سازند.