به نقل از : پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 229 ، تیر ماه 1397

 

 متن گفتگوی کانال تلگرام "بذرهای ماندگار" با رفیق سارا نیکو

 

در باره سیاست "بازدارنده" ترامپ مبنی بر جدا کردن فرزندان مهاجرین ‏از والدین

 

پرسشگر بذرهای ماندگار:  با گرمترین درودها به شنوندگان عزیز کانال تلگرام بذرهای ماندگار چریکهای فدایی خلق ایران. همان طور که می دونید ، اخیرا دولت ایالات متحده آمریکا ، جهت جلوگیری از ورود مهاجرین و پناهندگان کشور های آمریکای لاتین به این کشور ، مبادرت به اجرای یک سیاست ضد انسانی ، مبنی بر جدا کردن فرزندان از والدین شان کرده است.  به دنبال اجرائی شدن این سیاست ، چندین هزار کودک ، در سنین مختلف از والدین شان جدا و به مکان هائی که بیشتر به زندان شباهت دارند ، برده شده اند. این سیاست وحشیانه چنان با اعتراض بخش بزرگی از مردم آمریکا مواجه شده است و چنان جو ملتهبی را سبب شده که نزدیک به دو هفته بعد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا ، با رسوائی تمام مجبور شد طی فرمانی ادامه اجرای جدا کردن فرزندان از والدین شان را به طور موقت به عقب بیندازد.  با توجه به اهمیت این رویداد در شناخت ماهیت سیاست های سرکوبگرانه امپریالیسم آمریکا علیه توده های ستمدیده و پوشالی بودن ادعا های این قدرت ضد مردمی ، نسبت به حقوق بشر، بر آن شدیم که برای آشنایی بیش‌تر نسبت به چرایی و چگونگی چنین فاجعه عظیمی ، گفتگوئی داشته باشیم با رفیق سارا نیکو از فعالین چریکهای فدایی خلق ایران در آمریکا.

 

پرسشگر"بذرهای ماندگار" :  رفیق سارا با درود و با سپاس از اینکه دعوت ما را برای این گفتگو پذیرفتید. از آنجا که موضوع گفتگوی ما مربوط می شه به سیاست دولت آمریکا مبنی بر جداکردن فرزندان مهاجرین و پناهندگان در مرزهای جنوبی آمریکا ، که میدانیم با اعتراض وسیع مردم این کشور مواجه شده ، بهتر است پرسش اول را به این امر اختصاص بدیم که اساسا مساله چگونه شروع شد؟   آیا این فشار بر روی مهاجرین و پناهنده ها امر جدیدی هستش؟ و اینکه در دوران ریاست جمهوری های قبلی وضع چگونه بوده؟

 

رفیق سارا نیکو: با درود به شما و شنوندگان کانال بذرهای ماندگار. همان طور که در جریان کمپین انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا در سال ۲۰۱۶ شاهد بودیم ، ترامپ به مثابه عنصری نژاد پرست و ضد خارجی ، تلاش کرد که با حمله به اقلیت های متفاوتی که در آمریکا زندگی می کنند ، احساسات ناسیونالیستی عقب مانده ترین بخش جامعه آمریکا را بخودش جلب کند.  ‌وی در تبلیغات انتخاباتی خود خارجی ها را تحقیر می‌کرد و به طرفدارانش قول داد که با کشیدن دیوار در مرزهای آمریکا با مکزیک و آنهم با خرج دولت مکزیک ، به مشکل ورود مهاجرین غیر قانونی به آمریکا ، خاتمه خواهد داد.  در عین حال قول داد که جلوی ورود شهروندان کشورهای غالبا مسلمان را هم بگیرد.  ترامپ به مثابه نماینده هارترین بخش بورژوازی آمریکا با کسب قدرت ریاست جمهوری ، امروز با دستی باز بیشتر حقوق اجتماعی مردم را زیر پا گذاشته و با بی اعتنایی به همان قوانینی که توسط خود حاکمیت در آمریکا تصویب شده اند ، شرایط بسیار سختی را بر بخش بزرگی از جامعه حاکم کرده است.  در وحله اول ، سیاست ترامپ در مورد جلوگیری از ورود شهروندان کشورهای مسلمان ، با اعتراض عظیم مردم آزادیخواه در آمریکا روبرو شد و از طرف دادگاه های عالی کشور هم رد شد و همچنین وادار کردن دولت مکزیک برای پرداختن هزینه دیوار در مرز ها هم به شکست انجامید.  دولت ترامپ که از نژاد پرست ترین عناصر سیاسی بورژوازی در آن شرکت دارند ، سیاست عدم تحمل مطلق در پذیرش مهاجرین کشورهای آمریکای لاتین در مرز ها را اعلام کرد و به این ترتیب ، تهدید کرد که پدر و مادرانی که به شکل غیر قانونی از مرز عبور میکنند و وارد آمریکا بشوند ، باید بدانند که ما همه آن ها را در زندان نگه خواهیم داشت و قاطعانه فرزندان آنها را از آن ها خواهیم گرفت و از آنها جدا خواهیم کرد. جف سشن وزیر دادگستری ترامپ که معروف به داشتن گرایشات  نژاد پرستی است ، برای موجه جلوه دادن این عمل شنیع با نقل قولی از کتاب مقدس ، تلاش کرد که توجیه مذهبی هم برای این سیاست شدیدا غیر انسانی خودش نیز پیدا کند.

بدنبال اعلام این سیاست ، ‌کمپ هایی در مرزهای آمریکا در شهر های مختلف ایالات تگزاس ، کالیفرنیا و آریزونا براه انداخته شدند و ماموران مرزی بسرعت ، تمامی پناهندگانی که حتی بعضی از آن ها با پرداخت پس اندازی که  با یک عمر کار خودشان جمع کرده بودند و به قاچاقچیان انسان داده بودند ، با هزار مشقت و رنج‌ ، بعد از تحمل خطرات جانی که خیلی از آنها را طعمه مرگ می‌کند ، به مرز های آمریکا رسیده بودند ، در مرز ها دستگیر و زندانی کردند.  فرزندان آنها که از سن کودکان ‌شیرخوار تا نوجوانان ۱۷ ساله بودند را در مواردی با زور و در مواردی با فریب از آن ها گرفتند و به یکی از کمپ های شهر های مختلف  فرستادند. شرایط وحشتناکی ایجاد شده بود که شاید در تاریخ معاصر آمریکا کمتر دیده شده. ‌پدر و مادر ها هیچ خبری از این که فرزندان شان در کجا و در چه شرایطی بسر می برند ، ندارند.  کودکان خردسال در نبود والدین شان فقط گریه می‌کنند.  کودکانی که کمی بزرگ‌تر بودند ، با التماس از مسئولین می خواستند که مادران آن ها را پیدا کنند.  دولت ترامپ حق ورود هیچ خبرنگاری با دوربین را به درون کمپ کودکان نمی داد.  نوار های صوتی که بطور مخفیانه از درون این کمپ ها بیرون آورده شده اند ، فقط گوشه ای از شرایط رنج آور ی که کودکان در آن بسر میبرند را بازگو می کنند که هیچ انسانی نمی تواند در مقابل این همه رنج و زجر بی تفاوت بماند.

بسیاری از سخنگویان ترامپ ، از جمله همان جف سشن - وزیر دادگستری ، در برنامه های تلویزیونی ، از سیاست های جدید جدا کردن کودکان از والدین شان ، بی شرمانه به عنوان سیاست "بازدارنده" برای مهاجرین بعدی ، یاد می کردند.  آن ها معتقد بودند که پخش خبر امکان از دست دادن کودکان ، انگیزه مهاجرت به آمریکا را در مهاجران بعدی کم خواهد کرد !   به دنبال این سیاست ، در بسیاری از مواقع ، پدر و مادر های دستگیر شده را بدون پس دادن کودکان شان ، از آمریکا اخراج کرده اند.  بسیاری از روانپزشکان معتقد هستند که لطمه روحی که به کودکان مهاجر خورده است ، در دراز مدت جبران ناپذیر خواهد بود.  بسیاری هم جدا کردن کودکان از پدران و مادران را "شکنجه" کردن مهاجرین اعلام کرده اند. به زعم کابینه ترامپ خاصیت دیگه سیاست جدا کردن کودکان مهاجر از والدین شان ، زیر فشار گذاشتن کنگره برای تصویب سریع بودجه ساختن دیوار مرزی بود که البته بدون بدست آوردن رای لازم ، دو لایحه پیشنهادی آنها در کنگره هم با شکست روبرو شد.

در واقع برای مدت نامعلومی یا برای همیشه ، در اثر سیاست به اصطلاح  "بازدارنده " دولت ترامپ چندین هزار کودک از آغوش پر مهر و محبت والدین شان کنده شدند و چندین هزار پدر و مادر از دیدن جگر گوشه های شان محروم شدند . برای این که توجه خبرنگاران به عمق این برنامه های پلید جلب نشود ، ‌دولت با عجله  بسیاری از این کودکان را شبانه با اتوبوس ها  یا هواپیما به ایالت های دیگر فرستاده است ، بطوری که الان بسیاری از این کودکان در بیش از ۱۷ ایالت در کمپ هائی که با سیم خاردار محافظت می‌شوند ، به سر می برند و این در حالیست که والدین شان با فاصله های بسیار دوری در ایالت های دیگری هستند.  

اما پرسیدید که آیا این سیاست فشار بر مهاجرین پناهنده امر جدیدی هست و این که در دوران رییس جمهوری های دیگر وضع چطور بوده ؟  باید بگم که بر اساس نیازها و منافع نظام سرمایه داری، آمریکا، کشوری که خود با تجاوز به خاک بومیان و نابود کردن نسل سرخپوستان شکل گرفت ، کشوری که خود توسط مهاجرین اروپائی ساخته شده ، امروز به یکی از کشورهای ضد خارجی و ضد مهاجر تبدیل شده است. در دولت های قبلی هم مهاجرین کشورهای آمریکای لاتین با شرایط مشابهی برای وارد شدن به آمریکا روبرو بودند. تازه  ‌وقتی با هزاران بدبختی می توانستند از مرز عبور کرده و وارد آمریکا بشوند ، همواره جزء محرومترین بخش جامعه بوده اند. آنها همیشه ارزان‌ترین نیروی‌کار در خدمت به تامین منافع سرمایه داری آمریکا بوده اند.  در دوران اوباما که آمار مهاجرت های غیر قانونی به آمریکا به نقطه اوج خودش رسید ، میلیون ها نفر دستگیر و‌ فورا به خاک مکزیک اخراج شدند.  از این رو اوباما به عنوان "رییس جمهور اخراجی" مشهور شد.   ‌اما سیاست دولت ترامپ که به چاشنی فاشیسم هم آغشته شده ، همه مرز های جنایات رییس جمهوری های گذشته را هم درید و با جدا سازی یا در واقع دزدیدن کودکان این پناهندگان ، برگ سیاه جدیدی به تاریخ جنایات آمریکا در حق بشریت اضافه کرد.  در هشت سال حکومت اوباما ، تعداد مهاجرین اخراج شده را به دو و نیم میلیون نفر تخمین می زنند و در دوران بوش پسر حدود دو میلیون ، ولی همان طور که گفتم کابینه های قبلی ، سیاست جدا کردن کودکان از والدین شان و محبوس کردن کودکان آن ها را در پیش نگرفته بودند.

 

پرسش: کلا چه تعداد کودک از والدین شان جدا شده اند و آیا حال که سیاست قبلی کنار گذاشته شده ، این کودکان به خانواده شان باز گردانده می شوند؟

 

پاسخ : سخنگویان دولت ترامپ تلاش می‌کنند که تعداد کودکان دستگیر شده را کمتر از آن چه هست ، نشان بدهند و اعلام می‌کنند که که حدود دو هزار و پونصد کودک در کمپ ها هستند ، در حالی که سازمان های مستقلی که به شکل خدماتی برای کمک به این مهاجرین فعالیت می‌کنند ، این تعداد را به بیش از سه هزار و هفتصد نفر تخمین می زنند. اما در مورد بازگرداندن این کودکان به والدینشان!  همان طور که مطلع هستید ، حرکت ضد بشری ترامپ با واکنش شدید مردم در آمریکا روبرو شد.  ترامپ که فکر می‌کرد اکثر مردم آمریکا و به خصوص سفید پوستان ، از این حرکت نژاد پرستانه او‌ حمایت خواهند کرد، یک باره خود را با موج عظیمی از اعتراضات بر حق مردمی روبرو دید که در مقابل کاخ سفید ، در مقابل همه کمپ های بازداشتی ، دست به اعتراضات وسیعی زدند و خواهان بازگشت فوری کودکان به والدین شان شدند. تحت تاثیر این فشار ها شرکت های هواپیمایی که برای حمل و نقل کودکان به ایالات دیگر مورد استفاده قرار می گرفتند اعلام کردند که به این کار ضد بشری ادامه نخواهند داد.   همه این فشار ها باعث‌ شد که ترامپ مذبوحانه کاغذ پاره ای را امضا کند که دستور توقف موقت سیاست جدا سازی را داد که برای یک دوره بیست روزه بود و این کار را فرصتی برای دادگاه اعلام کرد که در این بیست روز جوانب قانونی بودن این عمل را تائید کند. 

در این مدت از ارتش هم خواسته شده که امکاناتش را برای حبس و جا دادن مهاجرین دستگیر شده در کنار فرزندان شان بکار گیرد. البته این عمل فقط شامل حال کسانی می‌شود که تازه وارد خاک آمریکا می شوند و نه هزاران هزار اسیری که از قبل در این کمپ ها بسر می برند.

 در ضمن، اعلام کردند که ما برنامه خاصی فعلا برای وصل کردن این کودکان به والدین شان نداریم.  و واقعیت اینه که اونها عملا هم به راحتی قادر به چنین کاری نیستند. از آن جائی که هیچ سیستم درست اداری هم بر این پروسه نظارتی نداشته ، حتی در صورت قبول بازگرداندن این کودکان به والدین، اساسا پیدا کردن و ‌وصل کردن آنها به والدین شان امر آسانی نیست.  تا به حال خیلی از پدر مادر ها را از مرز اخراج کرده اند ، در حالی که کودکان شان هنوز در یکی از این کمپ ها اسیر هستند. از طرف دیگر، اگر چه وزیر امنیت ملی ، کِرستن نیِلسون در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که تمام مشخصات کودکان جدا شده و والدین آن ها را ثبت کرده اند ، ولی بسیاری از کارشناسان روی دو تا مسأله تأکید می کنند. یکی این که کودکان خُردسالی که قادر به حرف زدن و نام بردن از والدین خود نیستند را مشکل بتوان به والدینشان وصل کرد. دوم این که دولت ترامپ قادر به توضیح این که فرزندان دستگیر شدگان در کدام شهر و کدام کمپ به سر می برند نیست. اینها از مشکلاتی هست که نتیجه مستقیم و هدف اولیه سیاست بیرحمانه ترامپ تحت نام "بازدارنده" بوده است. به طور مشخص دولت ترامپ خواستار آن شده که  به پروسه اخراج مهاجرین سرعت بیشتری داده شود و همین امر نشان می دهد که آنها خواهان حذف مسئله مهاجرین به هر قیمتی هستند.

نکته دیگه ای که لازم هست در این جا مطرح کنم این است که همواره ‏مهاجرینی که از مرز عبور کرده و غیر قانونی وارد آمریکا شده اند ، وقتی که ‏مرتکب اعمال غیر قانونی می شوند ، شناسائی ، محاکمه و اخراج می ‏شوند.  این سیاست همه کابینه های قبل از کابینه ترامپ بوده است.  ولی از ‏همان روز اول روی کار آمدن ترامپ ، سیاست شکار و اخراج همه کسانی که غیر ‏قانونی وارد آمریکا شده اند ، حتی اگر سابقه هیچ گونه کار خلاف و غیر قانونی ‏ای از زمان ورود خود به آمریکا را نداشته باشند ، در دستور کار ماموران اداره ‏مهاجرت قرار گرفته است و این سیاست شامل مهاجرینی می‌شود که سالیان ‏سال در آمریکا زندگی کرده و بخش بزرگی از کارگران زحمتکش این جامعه را ‏تشکیل می‌دهند. ‌ کسانی که بیش از سی سال در‎ ‎این جا زندگی و کار ‏کرده اند و فرزندان شان در آمریکا بدنیا آمده اند ، اما نتوانسته اند وضعیت اقامت ‏خود را قانونی کنند ، ماموران سرکوبگر اداره مهاجرت این ها را شبانه روز شکار ‏می‌کنند و در دادگاه های فوری به جرم غیر قانونی بودن (مثلا سی سال پیش) غیر قانونی وارد آمریکا شدن  ‏محاکمه کرده ‌و با دست خالی از آمریکا اخراج می کنند.  در دو‎ ‎سال اخیر‎ ‎روی‎ ‎کار ‏آمدن ترامپ‎ ‎،‎ ‎هزاران پدر و یا مادر و یا هر دو را در محیط کار ، یا هنگامی که بچه هایشان را به مدرسه می بردند  ، تنها به جرم نداشتن مدرک‎ ‎اقامت قانونی ، دستگیر و در مرز ‏ها رها کرده و خانواده های آنان را از هم‎ ‎پاشانده اند.  بورژوازی همیشه برای‎ ‎‏"کانون مقدس خانواده" تبلیغ کرده و حال بورژوازی آمریکا نشان می دهد که تا‎ ‎چه حد به چنین امری باور دارد.

در بسیاری از مواقع فرزندان نوجوان اخراجیون ، مجبور به ترک تحصیل شده اند تا بتوانند کار کنند و خرج زندگی خود و خواهران و برادران کوچکتر خود را تامین کنند.   این تعرض بورژوازی هار به محرومترین ،‌ زحمتکش ترین بخش طبقه کارگری است که سالیان سال با ناچیز ترین حقوق ممکن ، بدون هیچ حمایتی از قانون کار موجود ، با کار طاقت فرسای خود ، سخت ترین مشاغل را تو جامعه آمریکا انجام می‌دهد.  بسیاری از این کارگران در حالی که مجبور به پرداخت مالیات بر درآمد مستقیم به دولت می باشند ولی بخاطر غیر قانونی زندگی کردن در آمریکا از هیچ نوع امکانات دولتی بهره مند نیستند.

 

پرسش : رفیق سارا ، واکنش مردم آمریکا نسبت به این سیاست فاشیستی چه بوده است ؟

 

پاسخ : واقعا این که گفته میشه هر جا ظلم هست در آن جا مبارزه هم خواهد بود ، بسیار درست هست.  دولت ترامپ تلاش زیادی در جهت پنهان نگه داشتن محل نگهداری این کودکان و چگونگی شرایط زندگی آن ها انجام داد.  با این حال ، خبر این عمل فجیع سریعا از طریق فضای مجازی و رسانه ها پخش شد.  با پخش شدن خبر، مردم در اکثر شهر های بزرگ ، و همچنین در شهر های مرزی دست به تظاهرات زدند و دولت ترامپ را فاشیست و نژاد پرست نامیدند.  اخبار شرایط اسفناکی که کودکان مهاجر در آن بسر می برند ، توسط برخی افراد انسان دوستی که در داخل این کمپ ها کار می‌کردند به بیرون درز پیدا ‌کرد و باعث خشم بیش‌تر مردم می‌شد.  وکلای آزادیخواه زیادی ، وقت خود را بطور مجانی صرف حمایت از حقوق مهاجرین می کردند و می کنند. در مورد پشتیبانی مردم از پناهجویان یک مورد را اینجا ذکر کنم.  از طرف یک پدر و مادر آمریکائی برای جمع آوری فقط ۱۵۰۰ دلار کمک مالی برای یکی از خانواده ها یک حساب درخواستی باز شد. ولی به جای 1500 دلاز تا به امروز بیش از ۲۰ میلیون دلار از طرف مردم در این حساب جمع آوری شده که خرج کمک به مهاجرین می‌شود. مردم همچنین دست به تهیه غذا ، لباس و وسائل بازی برای کودکان مهاجر زدند و ‌کمک های بسیاری در این زمینه ها جمع آوری شد. مادران و دختران بسیاری در این چند هفته اخیر ، مکرارا فضای سالن ورودی کنگره آمریکا را به اشغال خودشان در آوردند و بطور سمبلیک ، با استفاده از پتو های آلومینیومی که به مهاجرین اسیر داده می شود ، خود را پوشاندند تا شرایط سخت پناهندگان در کمپ ها را در معرض تماشای مردم جهان بگذارند، و از دولت خواستند تا فورا بچه های دزدیده شده را به خانواده های شان برگرداند.  مردم می گفتند ما همه مهاجر هستیم و با زحمت و ایثار این سرزمین را ساخته ایم.  ‌در روز شنبه سی ام ماه جون هم هزاران هزار زن و مرد آزادیخواه در نزدیک به هفتصد شهر در ۵۰ ایالت در آمریکا ، در اعتراض به سیاست ضد بشری ترامپ در مورد مهاجرین به خیابان ها آمدند تا نهایت انزجار خود را از این سیاست بیان کنند

 

پرسش:  رفیق سارا علت این که مهاجرین با علم بر این که می دانند چه شرایط سختی در طی این مهاجرت در انتظار آن هاست ، اما هنوز همه این خطرات را به جان می خرند و به آمریکا می آیند چیست؟

 

پاسخ: برای پرداختن به این سئوال در درجه اول باید به علت اصلی که باعث این مهاجرت ها شده است ، پرداخت.  اکثر این مهاجرین که عمدتا از کشورهای السالوادور ، کلمبیا ، هاندوراس و مکزیک هستند، با علم بر شرایط سختی که در انتظارشان هست به آمریکا می آیند چون در کشور خودشان با شرایط مرگ آوری مواجه اند که نه تنها زندگی خود آنان ، بلکه کودکان شان را نیز به طور جدی تهدید می‌کند. آنها برای رهایی از شرایط مرگ آور زندگی خود چنین راه پر مخاطره ای را در پیش گرفته اند.   در السالوادور  سیستم سرمایه داری شرایطی برای خانواده های کم در آمد در محله های پائین شهرها به وجود آورده که گروه های لمپن مخوفی در آنجا سر بر میبرند . این گروهها با دست زدن به هر عمل زورگویانه و غیر قانونی و غیر اخلاقی از رشوه گیری گرفته تا  دست زدن به کشتار شهروندان جو رعب و وحشت را بر مردم تحمیل کرده اند. ‌در موارد بسیاری وقتی پسران به سن ۱۳ سالگی می رسند ، باید به یکی از این گروه ها بپیوندند و گرنه کشته خواهند شد. ورود به درون این گروه ها و جنگ های بین آن ها ، هزاران نفر از این کودکان را نابود کرده و خیلی از پدران و مادران برای زنده نگه داشتن فرزندان شان مجبور به مهاجرت شده اند.  در کلمبیا ، کارتل های مواد مخدر ، دارای آن چنان قدرتی هستند که حتی نیروهای نظامی آن جا را هم تحت کنترل خود دارند.  مادر جوانی از این مهاجرین در یکی از کمپ ها تعریف می‌کرد که پدرش یک کشاورز ساده و تهیدست بوده و وقتی به درخواست یک کارتل که از او می خواست که زمین را برای کشت کوکائین در اختیارشان قرار دهد ، پاسخ منفی می دهد، سر او را در مقابل چشم خانواده اش می برند و خانواده را هم تهدید به مرگ می کنند. همان طور که می بینید بر خلاف تصور موجود ، مهاجرت به آمریکا برای این مهاجرین انتخاب بین مرگ و زندگی است که ترامپ آن را به شرایط انتخاب بین مرگ و از دست دادن فرزندان شان تبدیل کرده است.  بخش دیگری از این مهاجرین بر اثر شرایط وحشتناک بد اقتصادی و نجات از گرسنگی برای این که با پول ناچیزی که در آمریکا به دست می آورند بتوانند خانواده های شان را تامین کنند ، خود را با هر بدبختی به این طرف مرز می رسانند. ‌

 ولی بهتر است در این جا به این پرسش پاسخ دهیم که باعث و بانی همه این بدبختی ها برای مردم زحمتکش کشورهای آمریکای لاتین چه کسانی هستند؟  پاسخ اینه که آمریکا با سیاست های چپاولگرانه خود ، در بوجود آوردن دولت های ارتجاعی و دست نشانده در کشورهای آمریکای لاتین نقش ایفا کرده . عناصر اصلی کارتل ها را امروز افرادی تشکیل می‌دهند که در جنگ های کثیف در آمریکای لاتین ، توسط سازمان سیا آموزش دیده و درس جنایت را یاد گرفته اند.  کودتای های نظامی آمریکا در این کشورها عملا زمینه را برای قدرت گیری دولت های فاسد ‌ بوجود آورده ،‌ کشورهای آمریکای لاتین از چنان درجه اهمیتی برای امپریالیسم آمریکا برخوردار است که نیکسون رئیس جمهوری وقت آمریکا در سال ۱۹۷۲ گفت که ، اگر آمریکا نتواند آمریکای لاتین را کنترل کند ، چطور انتظار دارد که به نظر موفقیت آمیزی در جای دیگری از جهان برسد؟  آمریکا با سیاست های استعمارگرانه خود در کشورهای آمریکای لاتین و برای زیر سلطه نگاه داشتن این جوامع، اغلب با دخالت مستقیم خود رژیم های دیکتاتور و دست نشانده ای را بر سر کار آورده است. سیاست های توسعه نظامی گری ، ایجاد آشوب های داخلی ،‌ بوجود آوردن جنگ های ارتجاعی داخلی ، ترویج ‌و قاچاق مواد مخدر که همه این ها با سیاست های مشخص و برنامه ریزی شده انجام می گرفت و می گیرد ،و این ها هست که  شرایط وحشتناک امروز را بوجود آورده است. بنابراین شرایطی که مهاجرین امروز با آن روبرو هستند ، نتیجه مستقیم سیاست های استعمارگرانه خود آمریکاست. اینو هم اضافه کنم که در السالوادور ، در سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۲ ، آمریکا با صرف ۶ میلیارد دلار کمک به دولت فاشیستی وقت و آموزش شکنجه و کشتار به سرکوبگران ، جنبش آزادیخواهانه السالوادور را نابود کرد.  ‌در اوروگوئه و بولیوی و سایر کشورهای آمریکای لاتین هم سیاست مشابهی را در پیش گرفت.  مهاجرین آمریکای لاتین که چنین شرایطی را برای مهاجرت انتخاب می‌کنند ، ‌معلومه که بخش مرفه بورژوازی وابسته این کشورها نیستند چون آن ها را با پهن کردن فرش قرمز مورد استقبال قرار می‌دهند ، اینان همه کارگران و دهقانان زحمتکشی هستند که برای فرار از جهنم، سرزمین آبا و اجدادی خود را ترک کرده و راهی مرزهای آمریکا شده اند.

 

پرسش: رفیق سارا اگر ممکن هست لطفا توضیحی هم در مورد شرایط کار و زندگی مهاجرین آمریکای لاتین در آمریکا بدید؟

 

پاسخ ‏: همان طور که قبلا هم توضیح دادم ، این مهاجرین از محرومترین و زحمتکش‌ترین بخش جامعه هستند. بسیاری از این مهاجرین با این که سال هاست در آمریکا زندگی می‌کنند ، به علت نداشتن حق شهروندی ، با اینکه سرمایه دار ها مالیات های دولتی را مستقیما از حقوق آن ها کم می‌کنند ، اما آن ها به خاطر غیر قانونی بودن ، از هیچ حقی مثل بیمه یا کمک های دولتی نمی توانند استفاده بکنند و سخت ترین مشاغل را با کمترین حقوق انجام می‌دهند. ‌ زنان مهاجر غالبا در خانه ها ، کار نظافت و نگهداری از کودکان شهروندان آمریکائی را انجام می‌دهند.  در مزارع ، کار طاقت فرسای برداشت محصول با درآمد بسیار بسیار ناچیز به زنان و مردان مهاجر داده می شود و کارفرما ها که از موقعیت این مهاجرین با خبر هستند و می دانند که آن ها حق اعتراض ندارند، با دستی باز نیروی کار مهاجرین را به ارزان ترین قیمت در اختیار خود می گیرند.   اکثر مهاجرین ، کار ساختمانی و باغبانی اماکن عمومی را که کارهای بسیار سخت و توانفرسایی هستند را با حقوق ناچیزی انجام می‌دهند.  مهاجرینی که توانستند بطور قانونی در این جا زندگی کنند هم شرایط بهتری ندارند.  بیش‌تر آن ها در کارهای خدماتی بیمارستان ها ، هتل ها ، یا رستوران های زنجیره ای با حداقل دستمزد در حالی که هیچ امتیازی از بیمه و بازنشستگی ندارند ، کار می‌کنند. در ایالاتی که کشاورزی جریان دارد ، این مهاجرین همراه با خانواده های شان صبح تا شب به کار کشاورزی مشغولند. هنگام برداشت محصول ، مثلا میوه توت فرنگی ، این کارگران دوازده ساعت در روز بطور دائم دولا شده ، از زمین میوه می چینند و باید خیلی سریع کار کنند ، چون دستمزدشان بستگی به وزن مقدار محصولی دارد که چیده اند.  خلاصه به یک معنا ، برده گی کامل برای انسان هایی که بخشی از اکثریت گرسنگان جهان را تشکیل می‌دهند در آمریکا برقرار است. ‌

 

پرسش:  رفیق سارا همان طور که حتما می دونید ، بخشی از مخالفین جمهوری اسلامی در انتظار این هستند که توسط ترامپ به قدرت سیاسی برسند.  آن ها با بیشرمی تمام از این سیاست خارجی ستیزانه ترامپ نیز حمایت می کنند.  علت ابن امر چیست و این واقعیات چه تجربه‌ ای می‌تواند برای مردم ایران داشته باشد؟

 

پاسخ: سئوال خوبی کردید.   بله برخی از ایرانیان مقیم آمریکا از سیاستهای دولت ترامپ دفاع می کنند. آنها همه این درد ها را می بینند اما نه تنها هیچ حس همدردی ندارند بلکه بی شرمانه خواهان اخراج مهاجرین هم هستند. کسانی که واقعا لایق انسان نامیده شدن نمی باشند.

جالب این جاست که بسیاری از این ها از سرکوب جمهوری اسلامی فرار کرده اند و خودشون مهاجر به حساب می آیند. این ها همان نژاد پرستانی هستند که در ایران هم همین برخوردهای نژاد پرستانه را با مهاجرین شریف و زحمتکش افغانستان که از شرایط جنگ بین طالبان و آمریکا فرار کرده و به ایران پناه آورده بودند،  داشتند.  این ها که امروز در پی عربده کشی های دولت نژاد پرست ترامپ ، دل به رفتن جمهوری اسلامی توسط ترامپ بسته اند ، لحظه ای فکر نمی کنند که تا به حال ، در کجای این کره زمین ، آمریکا با حضورش توانسته ذره ای آزادی و رفاه برای مردم آن جامعه آورده باشد؟ این ها نمی خواهند ببینند که در تحت نام آزادی و دمکراسی ، آمریکا و ناتو چه بلایی بر سر مردم افغانستان آورده ،چه بر سر مردم عراق آمد ، نتیجه دخالت گری های آمریکا و دیگر امپریالیست ها در کشور های دیگر باید این تجربه را برای مردم ما داشته باشد که ما فقط با اتکاء بر نیروی خودمان می توانیم به آزادی و عدالت اجتماعی دست پیدا کنیم.  آمریکا نمی تواند برای ایران آزادی و عدالت بیاورد ، وقتی در همین آمریکا همین امروز کودکان شیرخوار را از بغل مادران شان می دزدند.  وقتی در سال ۲۰۱۸ ، انسان هایی را که برای پناهندگی به این جا رسیدند را تو قفس هایی نگه می دارند که برای نگهداری حیوانات باید بکار رود ، وقتی که خود ترامپ در همین کشور خودش ، قلاده سگان نژاد پرست خودش را آزاد کرده تا بتوانند انسان های آزادیخواه را مورد تعرض قرار دهند و بکشند ، چگونه ممکن است دلش برای مردم محروم ایران بسوزد؟  جمهوری اسلامی خودش پاره تن امپریالیسم آمریکاست و این قدرت تا نهایتی که بتواند ، با تامین منافعش ، آن را حفظ می‌کند و وقتی نتوانست و تاریخ مصرفش تمام شد ، مطمئن باشید که آلترناتیوش مهره دیگری خواهد بود که در درجه اول منافع سرمایه داری وابسته به امپریالیسم را تامین کند و در چنین صورتی باز در بر روی همان پاشنه کنونی خواهد چرخید.

 

پرسش:  رفیق سارا ، با توجه به عقب نشینی دولت ترامپ در زمینه جدائی فرزندان از والدین آیا دولت ترامپ که تبلیغ می کرد "آمریکا هرگز مانند اروپا به یک کمپ مهاجران تبدیل نمی‌شود" ، ورود مهاجرین را تحمل خواهد کرد و یا با توسل به ترفند های دیگری تلاش خواهد کرد که از ورود آن ها جلوگیری کند؟

 

پاسخ : اولا این ادعا که اروپا به کمپ مهاجرین تبدیل شده ، مثل اکثر ادعاهای دیگر ترامپ ، فاقد حقیقته.  ‌‌درسته که اروپا هم با بحران پناهندگان روبرو هست ، بحرانی که دقیقا نتیجه سیاست های استعمارگرانه و به دنبال سیاست های جنگ افروزانه آمریکا در افغانستان ، عراق و سوریه به وجود آمده و حل این بحران هم به حل بحران های زاده شده از سیاست های امپریالیستی گره خورده ، اما اروپا هم بخش بزرگی از پناهنده ها را برای نیازش به نیروی ارزان کار پذیرفت.  اما از آن جا که ترامپ همه سیاست داخلی خود را با تمرکز بر ناسیونالیسم استوار کرد و مطمئنا قصد دارد که برای بار دوم هم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند ، برای نگه داشتن پایه های خودش که بخش نژاد پرست و عمدتا سفید پوست جامعه آمریکا هستند ، از هیچ رذالتی در حق مهاجرین کوتاه نخواهد آمد.  این که در اجرای این سیاست ضد بشری کاملا موفق بشود یا نه ، بستگی به مقابله مردم و واکنش مردم خواهد داشت.  ترامپ اگر می توانست حمایت مردم آمریکا را در مورد سیاستش درمورد مهاجرین به خود جلب کند و اگر این درجه از اعتراضات مردم نبود ، چه بسا پا را از این هم فرا تر گذاشته بود.  

 

پرسش ‏: رفیق سارا، هر چند که صحبتمان طولانی شد ولی بگذارید این سئوال آخر را هم بکنم.

در جریان اوج گیری مخالفت مردم آمریکا با برخورد دولت ترامپ با مهاجرین ، شاهد بودیم که ترامپ در کاخ سفید مهماندار کسانی شد که اقوام شان به دست مهاجرین غیر قانونی کشته شده اند و به رغم عقب نشینی مفتضحانه اش گفت که "قربانیان واقعی در بحران مهاجرت ، خانواده هائی هستند که عزیزان شان را توسط خارجیان جنایتکاری که غیر قانونی به آمریکا آمده اند، از دست داده اند". انعکاس این تبلیغات فریبکارانه و مغرضانه در آمریکا چگونه بود؟

 

پاسخ: بله، این هم یکی دیگر از شیوه های رذیلانه ترامپ برای منحرف کردن افکار عمومی و ترساندن مردم از خارجی هاست و در ضمن نشان می‌دهد که این عقب نشینی ترامپ فقط به خاطر اعتراضات وسیع مردم بوده و به همین دلیل در اولین فرصت با ترفند دیگری از طرف وی جهت اجرای همین سیاست روبرو خواهیم بود.   درسته که‌ مسئله امنیت در آمریکا همواره موضوعیت داشته اما این ادعای ترامپ دروغی بیش نیست.   اتفاقا مهاجرین خود در معرض بیشترین نا امنی ها قرار داشته و دارند.  بیش‌ترین قتل ها و‌ دزدی ها در محلات مهاجر نشین ، علیه آن ها انجام می‌گیرد.   قصد ترامپ این هست که از مهاجرین برای مردم ، چهره وحشی بسازد تا از این طریق اعمال ضد انسانی خودش را توجیه کند.  خوشبختانه این ترفند ترامپ هم فقط برای خودش و هوادارانش موثر هست.   البته ما همه میدونیم که موضوع نژاد پرستی در آمریکا ، مسئله ای هست که همیشه وجود داشته و موضوع  حل نشده  ای هست ، ولی با روی کار آمدن ترامپ ، نژاد پرستانی که قبلا جرات ابراز وجود نداشتند ، حال خیلی وقیحانه و علنی درجه نفرت خودشان را از خارجی ها و رنگین پوستان نشان می‌دهند.  همین هفته پیش در خبرها آمده بود که یک زن سفید پوست در استخر یکی از هتل های نسبتا گرانقیمت،‌ پسر بچه سیاهپوستی که در استخر شنا می کرد را در انظار همه مورد تهدید کرده و از او خواسته بود که از استخر خارج شود. یا در اماکن عمومی ، خیلی ها مورد تعرض نژاد پرستان قرار می گیرند که بهشون گفته میشه ، "برگرد برو کشور خودت".  این مسائل قبلا پنهان بود ولی امروز به برکت ظهور ترامپیسم ، کاملا علنی و آشکار شده اند.

علیرغم همه این ها ما هر روز شاهد اوج گیری اعتراضات مردم و نفرت شان از ترامپ و سیاست های او‌ هستیم.  در همین هفته اخیر ، مردم آمریکا با اعتراضات و مبارزات خود، زندگی اعضای کابینه ترامپ را سیاه کردند.  مثلاً صاحب رستورانی در ویرجینیا از سخنگوی کاخ سفید خواست که رستوران او را ترک کند و به او گفت که غذا دادن به توی دروغگو ، خلاف اصول پرنسیپی من هست.  این قدر مردم با کارکنان ترامپ خصمانه برخورد می‌کنند که دولت مجبور شده است برای آن ها محافظ بگذارد ، امری که هیچ وقت سابقه نداشت.‌

در روز ۲۸ ماه جون هم ، هزاران زن و دختر جوان در اعتراض به سیاست ضد مهاجرین ترامپ ، سالن کنگره را به تسخیر خود در آوردند و ۵75 نفر در همان جا توسط پلیس کنگره دستگیر شدند.  تا به حال در هیچ آکسیونی ، این مقدار دستگیری وجود نداشته و جالب است که زنان دستگیر شده می‌گفتند ما ناراحت نیستیم که دستگیر می شویم ، چون هدف ما نجات دادن مهاجرین و کودکان شان هست.  ما قدرت این را داریم که به دادگاه برویم و آزاد بشویم در حالی که مادران مهاجر این حق را ندارند.

اجازه بدید سخنانم را با اشاره به تظاهرات روز شنبه سی ام جون تمام کنم. در این روز در ۷۰۰ شهر در سراسر ۵۰ ایالت آمریکا ، همزمان تظاهرات های گسترده ای علیه سیاست ترامپ برگزار شد.  من خود شخصا فرصت این را یافتم که در تظاهراتی که در مقابل کاخ سفید برگزار شد ، شرکت داشته باشم.  هزاران هزار زن و مرد و دختر و پسر و کودک در این آکسیون شرکت داشتند و روحیه عجیبی بر همه حاکم بود ، روحیه اتحاد و همدلی. برخوردها طوری بود که  گویی خانواده های خودشان در اسارت بودند.  در گرمای طاقت فرسای آن روز واشنگتن دی سی ، می دیدی که همه ، با همه توان فریاد می زدند و می گفتند که ما اجازه نخواهیم داد که ترامپ با سرنوشت انسان ها بازی کند و تحت نام مردم آمریکا ، چنین جنایتی را انجام دهد.  آن شعار ها ، بیان گر امید اکثریت مردم آمریکاست که در سراسر آمریکا ، فریاد زده می شوند. آنها خواهان ساختن آینده ای بهتر ، ساختن جهانی هستند که در آن هیچ کس به خاطر رنگ پوستش ، به خاطر محل تولدش مورد ستم و تبعیض قرار نگیرد.

 

پرسشگر:  رفیق سارا با تشکر مجدد از شما به خاطر وقتی که برای این گفتگو به ما اختصاص دادید، شاد و پیرز باشید.

 

رفیق سارا نیکو: با تشکر از شما بابت فرصتی که به من دادید و با تشکر از شنوندگانی که به این مصاحبه گوش می‌کنند ، برایتان تلاش و پیروزی آرزو می کنم.