به نقل از : پیام فدایی ، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران

شماره 229 ، تیر ماه 1397

 

 

متن مصاحبه کانال تلگرام "بذرهای ماندگار" با رفیق چنگیز قبادی در بارۀ برجام

 

 

پرسشگر بذر های ماندگار : با درود به شنوندگان عزیز کانال"بذرهای ماندگار"

همانطور که مطلعید اخیرا دونالد ترامپ با صدور فرمانی، خروج آمریکا از برجام رو اعلام کرد؛ و وعده شدید ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی را داد. کمی بعد بر اساس این سیاست، وزیر خارجه دولت ترامپ هم یک لیست طولانی شامل دوازده مورد را اعلام کرد که خواستهای دولت آمریکا از جمهوری اسلامی است. و گفت که در صورت اجرا شدن تمام این خواستها دولت آمریکا حاضر به مذاکره و رسیدن به یک توافق جامع با جمهوری اسلامی است. با توجه به اینکه دولت ایالات متحده آمریکا اِعمال تحریم های خودشو شروع کرده و تحریم های قبلی هم قراره در یک فاصله زمانی دو باره شروع بشند، و با توجه به این که این تحریم ها تاثیرات بزرگی بر زندگی مردم ما و وضعیت جمهوری اسلامی خواهند داشت، در همین رابطه گفتگویی داریم با رفیق چنگیز قبادی فر، از مسئولین چریکهای فدائی خلق ایران، در رابطه با دلائل و تاثیرات این سیاست در اوضاع جاری. توجه تان را به این گفتگو جلب می کنم.

 

پرسشگر کانال "بذر های ماندگار": رفیق چنگیز با درود و سپاس از این که در این گفتگو شرکت کردید.

 

رفیق چنگیز: من هم از شما به خاطر فرصتی که در اختیار من گذاشتید تا از طریق کانال بذرهای ماندگار با مخاطبان عزیز شما در تماس باشم، سپاسگزارم

 

سئوال: رفیق، همانطور که می دانید ترامپ در توجیه خروج آمریکا از برجام آن را یک توافق بد و پوسیده خواند که باعث جلوگیری از فعالیت های جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی نمی شود. وی همچنین دخالت های نظامی جمهوری اسلامی در منطقه و به طور مشخص در عراق و سوریه و یمن و غیره را دلیل دیگری در توجیه تصمیم خود ذکر کرد. با توجه به این واقعیت که این دخالتها سالهاست که صورت می گیرد و امر تازه ای نیست ، تا چه حد ادعاهای آمریکا برای خروج از برجام را باید باور کرد؟

 

پاسخ: ببینید پیش از هر چیز باید تاکید کنم که در ادعاهای دولت آمریکا راجع به دلایل ترک برجام کمترین عنصری از حقیقت وجود نداره. واقعیت اینه که دروغ و فریبکاری بخشی جدائی ناپذیر از تبلیغات در رابطه با سیاستهای امپریالیستها و بویژه دولت آمریکا در صحنه بین المللی ست. تعداد دروغ های ترامپ در همین مدت یک سال و نیم روی کار آمدنش چه در مورد فسادهای مالی و سیاسی خود و دولتش در داخل آمریکا ، چه در مورد موشک باران سوریه با ادعای استفاده دولت ضد خلقی این کشور از سلاح های شیمیایی (در حالی که ثابت شده بود گروه های وابسته مزدور خود آمریکا و متحدینش این جنایت رو انجام داده بودند) لیست بی انتهایی رو تشکیل می ده که چشمهای حقیقت بین رو متوجه دروغپردازی ها و فریبکاریهای دولت ترامپ در توجیه ترک برجام می کنه.

 

واقعیت دیگر اینه که جمهوری اسلامی به خاطر ماهیت ضد مردمی و وابسته اش، در شرایط فقر و بیکاری و گرسنگی و بی حقوقی اکثریت آحاد جامعه یک پروژه اتمی راه انداخت و در طول سه دهه، بیشتر از 300 میلیارد دلار از ثروتهای مردم ما را به کورۀ برنامه های بلند پروازانه اتمی اش ریخت. بعدش وقتی هم که همون امپریالیستها که از قِبَل پروژه اتمی کلی سود برده بودند ، همین پروژه رو دستاویز اعمال فشار و تحریم کردند، سردمداران رژیم به یاد "نرمش قهرمانانه" افتادند. تحریم هائی گلوی کارگران و زحمتکشان را توسط امپریالیستها و سرمایه داران خارجی و داخلی تا حد مرگ فشرد. در نتیجه پروژه اتمی جمهوری اسلامی نه زمانی که رهبران رژیم عربده انرژی هسته ای حق مسلم ماست سر می دادند و نه زمانی که در چهارچوب برجام به قول معروف فتیله این پروژه را پائین کشیدند هیچ نفعی از هیچ زاویه ای نصیب مردم ایران نکرد ، بلکه برعکس در همه ی اوقات، عامل تشدید زندگی محنت بار توده ها بود.

جالبه که سرانجام هم دولتمردان حاکم با زیر پا گذاردن تمام فریادها و عربده کشی های به اصطلاح ضد امپریالیستی شان، در جریان مذاکراتی که هیچ کس جزییات اون رو نمی دونه به طور خفت باری حاضر به قبول تمام شرایط تحمیلی قدرتهای جهانی و دور ریختن همه اون سرمایه گذاری ای شدند که البته سود شون هم در یک تقسیم بندی اعلام نشده به جیب شرکتها و کمپانی های بزرگ امپریالیستی از آلمان و روسیه و چین گرفته تا شرکتهای دختر و خواهر خود آمریکا رفته بود. ولی برغم همه این حقایق جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده تا تمامی این خیانتها و مردم فروشی ها رو بیشرمانه به اسم "پیروزی هسته ای" به خورد افکار عمومی بده.

اما در مورد ادعای آمریکا مبنی بر خروج از برجام، واقعاً جمهوری اسلامی بنا به گزارشهای متعدد سازمان انرژی اتمی و شرکای اروپایی آمریکا و همچنین هراس از عواقب تخطی، در طول این مدت هیچ وقت بر خلاف تعهدات و شروط دیکته شده قدرتهای بزرگ در برجام فعالیتی نکرده. در نتیجه ترک برجام به خاطر بدعهدی جمهوری اسلامی نیست. در مورد دخالت های نظامی این رژیم علیه مردم منطقه (که شما هم بدرستی به برخی از مواردش اشاره کردید) سابقۀ این دخالت های ضد انقلابی به قدمت عمر خود رژیمه و اتفاقاً همه اونها هم در چارچوب سیاستها و منافع خود دولت آمریکا صورت گرفته و می گیره. می دونیم که هزینه های میلیاردی این دخالتهای نظامی هم از سفره محقر کارگران و زحمتکشان گرسنه ایران تامین می شه. و امر تازه ای هم نیست که حالا به عنوان دلیل ترک برجام توسط آمریکا ازش یاد می شه. واقعیت اینه که حضور جمهوری اسلامی در سوریه به سیاستهای دولت آمریکا و منافع آن در پروژه داعش کمک کرده و این امر امروز به باوری فزاینده در میون خود کارشناسان دولتهای غربی و از جمله در آمریکا مبدل شده است.

به قول بعضی از همین کارشناسان، دخالت های نظامی جمهوری اسلامی مثلاً در سوریه در خدمت جمع کردن و روفتن "کثافاتی" ست که دولت آمریکا در جنگ سوریه با ارسال و تقویت این دار و دسته های مزدور اسلامی و انداختن آنها به جان مردم سوریه در این کشور به جا گذاشته. حالا هم که در اثر توافقات آمریکا و روسیه وضع فرق کرده و نیازی به حضور جمهوری اسلامی در وسعت قبل در این کشور نیست ، جمهوری اسلامی با پول و دارایی مردم ستمکش ایران هزینه های انسانی و اقتصادی جمع کردن و بستن این پروژه ضد انقلابی رو باید تامین بکنه. در نتیجه لغو یک جانبه برجام از سوی آمریکا نه به دلایل ادعایی هیات حاکمه آمریکا بلکه به خاطر سیاست ها و منافع بزرگتری ست که دولت آمریکا چه در داخل آمریکا و چه در سطح بین المللی و در خاورمیانه در لحظه حاضر داره تعقیب می کنه. اما این منافع کدامها هستند؟

 

اگر به تبلیغات شدید دولت ترامپ در مورد دلایل ترک برجام اشاره کنیم ، می بینیم که دولتمردان آمریکایی اولا دارن این پیامو به رای دهندگان و جامعه آمریکا می دن که ترامپ بر خلاف سایر رییس جمهور ها "مرد عمل" است و به یکی دیگه از وعده های انتخاباتی ش عمل کرده و ثانیا در شرایطی که ما شاهد تشدید دور تازه ای از رقابتهای امپریالیستی بین آمریکا و سایر قدرتهای جهانی هستیم ، ترک برجام و در عمل به شکست کشوندن تلاش تمامی شرکا و رقبای آمریکا در 5+1 برای حفظ این توافقنامه، تجلی دیگریه از قدرت نمایی و زورگویی آمریکا نسبت به متحدینش زیر نام سیاست ترامپ مبنی بر "اول آمریکا"!

مطمئنا با ترک و احتمال زیاد شکست برجام و بازگشت تحریمها ضرر های زیادی متوجه شرکتها و دولتهای اروپایی فعال در بازار ایران می شه. امری که شواهدش از همین الان هم هویدا شده. برای نمونه شرکت نفتی (فرانسوی) توتال اعلام کرد که از قراردادهائی که باجمهوری اسلامی بسته صرفنظر می کنه و در صورت عدم موفقیت در اخذ "معافیت" از آمریکا بازار ایران را به خاطر تهدیدهای دولت آمریکا ترک خواهد کرد.

 

بنابراین، ترک یکجانبه برجام فراتر از تاثیراتش روی جمهوری اسلامی در واقع حرکت یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی جهان و صاحب بزرگترین ماشین نظامی عالم برای نمایش قدرت و تاکید بر خواست "سهم شیر" از سایر سرمایه داران جهانی در امر غارت بازارهای بین المللی یا به عبارت دقیق تر کشورهای تحت سلطه ست. اینها بخشی از دلایل واقعی و نه ادعایی ترک برجام توسط آمریکاست. در عین حال ترک برجام و تشدید کارزار "ایران هراسی" یک منفعت بزرگ دیگر رو هم برای آمریکا داره و دولت ترامپ را در این امر موفق می کنه که با تشدید جو ناامنی و تشدید شرایط جنگی و کمرنگ تر شدن هر چه بیشتر توهم صلح در منطقه، صنعت جنگ رو که در سالهای بحرانی اخیر نقش بزرگتری در چرخوندن اقتصاد آمریکا بازی می کنه را بیشتر رونق داده و سودهای حاصل از اون رو زنده نگه داره و فعالتر کنه.

خُب البته جمهوری اسلامی به خاطر ماهیتش و طبیعت رابطه اش با قدرت های امپریالیستی مثل همیشه در این رابطه نقش یک ابزار رو بازی می کنه و در این بحران هم درست به همان اقداماتی دست می زنه که ادعاهای ترامپ رو در افکار عمومی توجیه می کنن. در نتیجه با تاکید باید گفت ادعا های دولت ایالات متحده جهت خروج از برجام به هیچ وجه واقعی نبوده و صرفا توجیهی هستن جهت پیشبرد سیاست توسعه طلبانۀ جدید این دولت در سطح منطقه و جهان.

 

سئوال: مقامات جمهوری اسلامی در ابتدا اعلام کردند که در صورت خروج آمریکا از برجام، حق بازگشت سریع به غنی سازی گسترده اورانیوم را برای خودشون محفوظ نگاه خواهند داشت. ولی بعد عقب نشستند و مدعی شدند در صورت تداوم حمایت سایر امضاء کنندگان از توافقنامه، در برجام باقی خواهند ماند. این واکنش را چگونه می توان تحلیل کرد؟

 

پاسخ: ببینید ما در سابق هم شاهد این گونه عقب نشینی های فضاحت بار و "نرمش های قهرمانانه" و نوشیدن جام زهر های متعدد در موارد بزرگ دیگه از طرف سردمداران جمهوری اسلامی بوده ایم. و دیده ایم که چطور اینها هر زمان که مصلحت دیده اند خط قرمزهای ادعائی شان را نادیده گرفته اند. مثلاً زمانی گفتند قطار اتمی جمهوری اسلامی ترمز نداره؛ یا گفتند تحریمها کاغذ پاره ای بیش نیستند، گفتند جمهوری اسلامی بر سر حق مشروع داشتن اتم اصلا مذاکره نمی کنه و یا گفتند اگر برجام را پاره کنند ما اون رو آتش می زنیم... ولی واقعیت اینه که ما در عمل می بینیم هیچ کدام از این "اولدورم بولدورم ها" ، محلی از اعراب ندارن. ترمز قطار اتمی که خیلی بی سر و صدا کشیده شد و کلا قطار متوقف شد. توافقنامه برجام را هم ترامپ پاره کرد اما برجامی آتش زده نشد. در نتیجه به حرفهای سردمداران رژیم جمهوری اسلامی در این زمینه نباید اهمیت زیادی داد و باید بیشتر به عملش توجه کرد. الان هم که همه می بینند در عمل مقامات رژیم به دست و پای طرفهای اروپایی افتاده اند تا از اونها وعده بگیرند که بدون آمریکا در برجام باقی بمونند و اون رو نجات بدهند.

در واقع جمهوری اسلامی در یک موقعیت خاصی قرار داده شده. موقعیتی که اگر بخواد حتی فکر عمل کردن به تهدیداتش بیفته (البته فعلا کاری ندارم که آیا چنین امکان و توانی رو داره یا نه) این کارش عملا به تمام توجیهات دولت آمریکا در مورد چرایی ترک برجام خدمت خواهد کرد. و اگر هم این رژیم هیچ کاری انجام نده، با توجه به بازگشت تحریمهای وسیعتر و مخرب تر، در بحران هر چه بیشتری فرو خواهد رفت. در واقع با ترک برجام توسط آمریکا، جمهوری اسلامی در شرایطی قرار داده شده که باید خودش را برای انطباق با سیاست جدید آمریکا آماده کنه. سرنوشت برجام و آیندۀ اون در دست جمهوری اسلامی نیست بلکه در دست قدرتهای بزرگ دخیل در این معادله و حاصل موازنه قدرت بین آنها و منافع آنهاست.

سئوال: رفیق چنگیز ، خروج آمریکا از برجام چه تبعاتی برای جمهوری اسلامی و شرکای آمریکا در این توافقنامه خواهد داشت؟

 

پاسخ: تا اونجایی که به جمهوری اسلامی برمی گرده من فکر می کنم جواب سئوال شما رو در پرسش قبلی دادم. خروج آمریکا از برجام با توجه به موقعیتی که این رژیم درش قرار گرفته و بویژه با توجه به خیزش انقلابی مردم ما علیه کلیت این رژیم، بحران موجودیت و بقای جمهوری اسلامی رو تشدید کرده و علاوه بر فشار داخلی (جنبش توده ها) یک فشار خارجی مضاعف رو هم به او تحمیل می کنه. با توجه به این که آمریکا در رقابت با امپریالیستهای دیگر خواهان سهم شیره، به وجود آمدن این وضع اجتناب ناپذیره.

بدون شک برجام بدون حضور - و یا بدون توافق آمریکا - هیچ شانسی برای بقاء نخواهد داشت. چرا؟ چون همونطور که می دونید مسئله ترک برجام صرفا به معنی این نیست که یکی از طرف های این توافقنامه که از قضا بزرگترین قدرت اقتصادی جهان هم هست از برجام بیرون میره. دولت آمریکا با پشتوانۀ زور اقتصادی و قدرت نظامی خودش رسما به سایر امپریالیستهای ذی نفع در برجام اعلام کرده که نه تنها جمهوری اسلامی رو در معرض "سخت ترین تحریمها" قرار خواهد داد، بلکه هر شرکت اروپایی و بین المللی هم که تحریمهای آمریکا رو رعایت نکنه و با ایران در عرصه های مهم اقتصادی مثل نفت و گاز و هواپیمایی و ... وارد مراودات اقتصادی بشه مورد تحریم و جریمه قرار خواهد گرفت. در نتیجه در دنیای واقعی "نجات برجام" با اتکاء به پشتیبانی امپریالیستهای اروپایی و روسیه و چین آن هم بدون چراغ سبز آمریکا یک توهم بیشتر نیست. بیهوده نیست که در همین مدت کوتاه پس از اعلام ترک برجام توسط آمریکا بسیاری از قراردادهای شرکتهای غیر آمریکایی با ایران به حالت تعلیق درآمده و به طور مثال سفیر جدید آمریکا در آلمان بلافاصله پس از اعلام تصمیم ترامپ برای لغو برجام می گه زمان ترک ایران توسط شرکتهای آلمانی فرا رسیده و اونها باید ایران رو ترک کنن و یا شرکت فرانسوی توتال نیز رسما اعلام می کند که در صورت عدم موفقیت در اخذ "معافیت" از دولت ایالات متحده آمریکا مجبور به ترک ایران است.

در هر حالتی به نظر من نباید فراموش کنیم که مجموع مبادلات تجاری اروپا با آمریکا به طور مثال در سال 2016 چیزی حدود یک تریلیون و 45 میلیارد یورو و با ایران 3/15 میلیارد یورو هست. (روزنامه(مشرق) 26 مهر 1396) در نتیجه یکی از تبعات لغو یک طرفه برجام توسط آمریکا برای دولتهای امپریالیستی اروپایی در صورت عدم توانایی آنها در اخذ توافق و یا "معافیت" از آمریکا توقف فعالیت بیشتر اقتصادی در بازار ایران و ترک آن است. فراموش نباید کرد که رئیس جمهور فرانسه رسما گفت ما حاضر نیستیم به خاطر ایران با آمریکا وارد جنگ تجاری شویم.

اجازه بدید حالا که حرف برجام و تشدید تضاد بین امپریالیستها پیش آمد از این موقعیت استفاده کنم و تاکید کنم که تحولات برجام موقعیتی یه که ما آشکارا یکبار دیگر چهره کریه نظام سرمایه داری جهانی و ادعاهای اون رو به عینه می بینیم.

برخلاف تبلیغات سرمایه داران و بوقهای تبلیغاتی شان ما در یک دنیای تجاری "آزاد" به معنای واقعی کلمه زندگی نمی کنیم. در جهان امپریالیستی کنونی، در جهانی که تمام بازارهایش در دور افتاده ترین نقاط هم در بین مشتی دول قدرتمند و استعمارگر به نسبت قدرت اقتصادی و نظامی شان تقسیم شده و منطقه آزادی وجود ندارد، معنای واقعی "آزادی تجارت" و "رقابت اقتصادی" و "بازار آزاد"، آزادی بزرگترین قدرتهای امپریالیستی در تحمیل اراده و منافع خود بر شرکاء و بر ملتهای تحت ستم است. یکی از معانی این آزادی این است که آمریکا کشوری را مورد تحریم قرار می ده و بعد هم بقیه دولتها و شرکتهای غیر آمریکایی را آشکارا تهدید می کنه که "آزاد" هستند با رژیم آن کشور قرار داد اقتصادی ببندند؛ ولی اگر چنین کنند تحت شدید ترین تحریمها و جریمه های مالی قرار خواهند گرفت که ممکنه حتی به قیمت اضمحلال خود این شرکتهای دست اندر کار تمام بشه! خوب روشنه که آنها هم اگر نخواهند وارد جنگ با آمریکا بشوند مجبورند که آن اجبار تحمیل شده در اثر زور اقتصادی و نظامی بیشتر رو "آزادانه" بپذیرند و تن به خواست و منافع سرمایه داران قوی تر بدهند. یکی از جلوه های نفرت انگیز امپریالیسم در زمینه مثله کردن عبارات زیبایی نظیر آزادی رو در اینجا موردیه که در برجام به وضوح نشان داده می شه و می شه او رو دیدش.

سئوال: آیا آنطور که برخی کارشناسان سیاسی و نیروهای اپوزیسیون باور دارند، خروج برجام به معنی به جلوی صحنه آمدن سیاست "رژیم چنج" از سوی هیات حاکمه آمریکاست؟

 

پاسخ: باید گفت که در شرایط فعلی این مهمترین سئوالیه که افکار عمومی رو به خودش مشغول کرده. ولی همونطور که می دونید در تمام سطوح دولت آمریکا، بلافاصله پس از امضای فرمان حکومتی از طرف ترامپ و ترک برجام، با دقت تاکید می شه و رسما این پیام منعکس میشه که آمریکا خواهان تغییر جمهوری اسلامی نیست بلکه خواهان تغییر "رفتار" رژیم و برخی سیاستهای آن می باشد حتی در لیست 12 ماده ای که وزیر خارجه آمریکا به عنوان "شرایط" آمریکا برای "توافق جدید" با جمهوری اسلامی و احتمال برقراری رابطه دیپلماتیک مطرح کرده (و بسیاری از کارشناسان در خود آمریکا آن را "رویا" می نامند)، فرض تنظیم کنندگان این سند همچنان بر حفظ رژیم و "تغییر" رفتار و سیاستهای آن است. این سیاست تا آنجا روشنه که در این طرح حتی حمایت از اپوزیسیون جمهوری اسلامی به سرنگون طلب نبودن آن نیرو ها محدود شده است.

اما واقعیتی را هم باید بدونیم که ترک و لغو یک جانبه برجام توسط دولت آمریکا یکی از نشانه های تقویت مواضع سرمایه داران جنگ سالار و طرفدار گسترش جنگهای "بی پایان" در آمریکاست که راه نجات آمریکا از بحران اقتصادی کنونی را در گسترش نا امنی، ایجاد فضای جنگی و کسب منافع سرشار تجارت ناشی از جنگ می دانند. شاید به همین خاطر است که طرفداران سیاست "رژیم چنج" بخصوص نوع وطنی آنها دچار این تصور شده اند که گویا بدنبال ترک آمریکا از برجام ، سیاست "رژیم چنج" مورد علاقه آنها که صد البته امری ضد خلقی و ارتجاعی ست - به جلوی میز سیاست رانده شده است.

اما تا آنجا که به این احساس و تصور باز می گردد ، ما باید توجه کنیم که جمهوری اسلامی در طول چهل سال گذشته خدمات بسیار گرانبهایی به آمریکا و شرکایش کرده است. از سرکوب انقلاب ضد امپریالیستی مردم گرفته تا آتش افروزی در 8 سال جنگ امپریالیستی و ارتجاعی با عراق؛ از قتل عام یک نسل از رزمندگان و انقلابیونی که برای نابودی نظام سرمایه داری وابسته به امپریالیسم ایران به پا خاسته بودند گرفته تا پیشبرد سیاستهای دیکته شده بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای تسهیل هجوم سرمایه های امپریالیستی به ایران و بالاخره لیستی از ماجراجوئی های ضد انقلابی نظامی در افغانستان و عراق و سوریه و لبنان و یمن و آفریقا که تماما در خدمت پیشبرد سیاستهای امپریالیسم بوده ، آنهم به خرج مردم ایران، این واقعیتها همه و همه از نقش بسیار بزرگ و مهمی که جمهوری اسلامی برای امپریالیسم و بویژه امپریالیسم آمریکا بازی کرده خبر می دهند. بیهوده نیست که در طول چهل سال گذشته، جمهوری اسلامی با برخورداری از "امدادهای" غیبی "شیطان بزرگ" از تمام مراحل بحرانی موجودیت خویش گذر کرده و موجودیتش حفظ شده. در حالی که چندین رژیم منطقه در این مدت توسط آمریکا و شرکا عوض شده اند. این واقعیات از ارزش وجود جمهوری اسلامی برای منافع امپریالیسم خبر می دهند. البته همانطور که چریکهای فدایی خلق بارها اعلام کرده اند و تجربه سرنگونی رژیم شاه نیز بر آن مهر تاکید زده، امپریالیستها هیچ گاه سرنوشت خودشون رو با سرنوشت سگان زنجیری و نوکرانشون پیوند نمی زنن و در نتیجه احتمال اینکه در آینده وضع دیگری پیش آید وجود دارد.

بخصوص این که با توجه به متحول و بحرانی بودن شرایط داخل جامعه ما و تعرض بزرگی که توده های تحت ستم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی انجام داده و می دهند که قیام دی ماه جلوه ای از آن بود واقعیت این است که تداوم مبارزات پیگیر کارگران و زحمتکشان، زنان و جوانان و تمام اقشار تحت ستم جامعه، در صورت ناتوانی جمهوری اسلامی در کنترل این مبارزات، احتمال فرا روییدن سیاست "تغییر رفتار" مورد نظر آمریکا به سیاست تغییر رژیم و تلاش برای روی کار آوردن یک آلترناتیو جدید امپریالیستی توسط آمریکا و شرکا در ایران را به امری تبدیل می کنه که باید در نظر گرفته شود.

 

البته این امر بارها در عمل به اثبات رسیده که از تغییر رژیم ها به وسیله امپریالیستها ، آبی برای مردم گرم نمی شود و تنها درد و رنجشان فزونی می گیرد. در نتیجه باید تاکید کنم که مهمتر از تمرکز انرژی بر این احتمال که آیا هدف اصلی آمریکا و شرکا در این پروسه تحقق رژیم چنج باشد یا نه، مسئله اصلی باید این باشد که خود مردم برای رهائی از شرایط ظالمانه کنونی و تحقق شعار نان، کار، مسکن، آزادی چه آمادگی هائی باید پیدا بکنند و چگونه می توانند در اتحاد با هم نه فقط برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی مبارزه کنند بلکه بتوانند هر نوع فریبکاری و آلترناتیوهای امپریالیستی را خنثی ساخته و مبارزه خود را تا تحقق همه اهداف انقلابی شان پیش ببرند.

 

یکی از مهمترین آموزش ها در این زمینه تاکید بر این حقیقت است که ما، مردم ما و روشنفکران انقلابی جامعه به هیچ وجه نباید بر تجارب گرانبهای ناشی از مبارزات درخشان در زمان سرنگونی رژیم وابسته شاه چشم بپوشیم و فراموش کنیم که چگونه امپریالیستها در زمانی که بوی رفتن سگ زنجیری شان شاه به مشامشان رسیده بود، دست بکار شده و خطوط مختلف برای مقابله با انقلاب مردمی سالهای 56-57 که روی کار آوردن دار و دسته خمینی و جمهوری اسلامی تنها یکی از آنها بود را همزمان به کار گرفتند. آنها سرانجام با آزمودن هر یک از آن آلترناتیوها سرانجام قدرت خود را در پشت عبا و عمامه آخوندها متمرکز ساختند و در شرایط غیبت یک رهبری انقلابی بر مبارزات مردم موفق به جایگزینی رژیم جمهوری اسلامی با رژیم شاه شدند. امروز نیز در حالی که سیاستمداران آمریکا رسما پیام می دهند که خواهان حفظ جمهوری اسلامی ولی تغییر رفتار آن هستند در همان حال از طریق تمام کانالهای تبلیغاتی خویش از رادیو و تلویزیونهای وابسته و جیره خوارشان گرفته تا شبکه های اجتماعی در حال تبلیغ دائم برای آزمودن و جا انداختن آلترناتیوهایی نظیر سلطنت، اصلاح طلبان، ارتش و ... غیره می باشند تا در صورت مواجهه با اوضاع بحرانی و فی المثل پیشروی جنبش انقلابی مردم ما به فراخور اوضاع، برای تحقق یکی از آنها به دست خودشون تلاش کنند.

 

در نتیجه در شرایطی که سیاست امپریالیستی "رژیم چنج" یکی از چشم اندازها و احتمالات مورد نظر امپریالیستها در بحران جاری ست، افشای پیگیرانه این سیاست و سیاست آلترناتیو سازی امپریالیستها یکی از راه هائی است که مردم ما را به ابزار لازم برای موفقیت در امر تحقق آرمانهای آزادیخواهانه شان به نظر من مسلح می کند.

 

سئوال: برخی نیروهای سیاسی از اقدام دولت ترامپ برای خروج از برجام شاد شده و از آن استقبال می کنند با این توجیه که این اقدام به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر می گردد. تا چه حد می توان با چنین ایده ای موافق بود؟

 

پاسخ: گر چه در پاسخ به پرسش قبلی به این امر پرداختم اما در همان راستا باید تاکید کنم که خوب در یک نگاه واقعی به صحنه سیاسی ایران طیف ناهمگونی از این نیروها قابل تشخیصند. مثلا طرفداران سلطنت که سنتا نوکر خانه زاد آمریکا هستند، حالا که بوی کباب شنیده اند به تکاپو برای بازگشت به قدرت توسط نیروی اربابانشون و طبیعتا گرفتن انتقامی سخت از مردم ما افتاده ن و با رویای "رژیم چنج" شب را به صبح می رسانند. همچنین در این طیف ما نیروهای سازمان مجاهدین را می بینیم که سالیان درازی ست با فاصله گرفتن از ارزش های مبارزاتی ضد امپریالیستی اولیه این سازمان، به تدریج خود را به دامان امپریالیستها انداخته و با توجیهاتی نظیر سرنگونی رژیم ملایان به قیمت دوستی با شیطان و ... در واقع به زایده سیاستهای امپریالیستها در ایران و منطقه تبدیل شده ن. اینها نیز از فعالین بسیار پر شور و پیگیر سیاست رژیم چنج هستن. اینها حتی به مناسبت رسیدن امثال جان بولتونهای تبهکار به پُست های بالا در دم و دستگاه ترامپ شاد شدند؛ در حالی که همین مهره که تا دیروز با دریافت پول از سخنرانان تجمعات این سازمان بود و در سخنرانی های خود در باب ضرورت سرنگونی رژیم حرف می زد ، بلافاصله پس از رسیدن به پست مشاور امنیت ملی ترامپ تاکید کرد که سیاست دولت متبوعش سرنگونی رژیم ملایان نیست و مخاطبان سخنرانی هایش را باصطلاح بور کرد.

 

البته به جز این دو گروه ما طرفداران پنهان و خجالتی سیاست رژیم چنج را در میان نیروهایی که خود را "کمونیست کارگری" می خوانند هم می بینیم که با گروه ضد انقلابی اول یعنی سلطنت طلبان وابسته دارای روابط حسنه ای هم هستند؛ همان هایی که سیاستهای پرو امپریالیستیشان را در بسته بندی "سرمایه داری غرب از اسلام سیاسی مترقی تر است" (بدون این که به روی خود بیاورند که این اسلام سیاسی تبهکار و ضد خلقی را خود همان سرمایه داری باصطلاح مترقی ساخته و پرداخته کرده و به جان مردم انداخته) عرضه می کنند و با این موضع گیری ضد انقلابی به ارابه جنگی ناتو و شرکاء وصل می شوند و در افغانستان و سوریه و عراق با رسوائی تمام در مقابل توده های تحت ستم می ایستند. اینها نیز این روزها با تاکید بر این که مسئول اصلی ترک برجام توسط آمریکا و مسبب تمام بدبختی ها، سیاستهای جمهوری اسلامی ست، در واقع نقش امپریالیست ها و بویژه آمریکا را در جنایت علیه مردم ایران و منطقه لاپوشانی می کنن.

 

جالب اینجاست که وزیر خارجه جدید ترامپ در مصاحبه هایی که بدنبال صدور اطلاعیه 12 ماده ای اخیر علیه رژیم داشت رویاهای طرفداران رژیم چنج را بر هم زد. او تاکید کرده که اپوزیسیون جمهوری اسلامی تنها باید در راستای سیاست آمریکا برای تغییر رفتار رژیم با آن مبارزه کنند تا مورد پشتیبانی قرار بگیره ن! به هر رو نیروهای فوق به رغم هر تفاوت ظاهری، در یک نکته مهم مشترکند و اون اینه که با هر انگیزه و نیتی، دنباله رو سیاست خارجی تجاوزکارانه و ضد انقلابی آمریکا و شرکاء می باشند. اینها به نام مردم ولی علیه منافع آنها هستند و آزادی مردم ایران را نه از قدرت تشکل و رزم توده ها بلکه از دشمنان آنها گدایی می کنند.

 

اما خُب تجربه های مشابه سیاست رژیم چنج در عراق و افغانستان و لیبی و ... به روشنی به تمام کسانی که قلبشان برای کارگران و زحمتکشان ایران و سرنوشت آنها می تپد نشان داده که آزادی در ایران تحت هیچ شرایطی با دخالت امپریالیسم و یا سرنیزه سرباز آمریکایی به دست نخواهد آمد. در نتیجه نیروهای آگاه ما باید ضمن افشای این سیاست تاکید کنند که به جای هورا کشیدن برای ترامپ و دولتش و سیاست "رژیم چنج" آنها، اپوزیسیون باید اولاً به افشای ماهیت سیاستها و جنایات امپریالیسم و بویژه آمریکا بپردازد که روی کار آوردن رژیم مزدور و تبهکار جمهوری اسلامی و حفظ و تقویت آن تا این بُرهه تنها یکی از آنها ست. ثانیاً این حقیقت را اشاعه دهند که آزادی مردم تحت ستم ایران تنها به دست خود آنان امکان پذیر است.

بدون شک سرنگونی رژیم ضد خلقی و جنایتکار جمهوری اسلامی یک گام بزرگ در پیشرفت مبارزات عادلانه مردم رنجدیده ایران است؛ اما شرایط این سرنگونی و مهمتر از آن ماهیت قدرت سیاسی پس از این سرنگونی ست که تعیین می کند آیا بدنبال برافکندن رژیم ، مردم ما به آزادی و سایر خواسته هایشان دست خواهند یافت یا نه.

 

با توجه به اونچه که گفتم در مقابل طرفداران سیاست "رژیم چنج" و طرفداران سیاست حفظ جمهوری اسلامی و یا جناحی از آن، ما طرفدار سیاستی هستیم که خواست قلبی میلیونها تن از کارگران و زحمتکشان و توده های محروم یعنی اکثریت مطلق آحاد جامعه می باشد و آن سیاست چیزی نیست جز تلاش برای تقویت انقلابی اجتماعی با رهبری طبقه کارگر با هدف برافکندن نظام سرمایه داری وابسته حاکم بر ایران و بنیاد نهادن نظام دمکراتیکی که خواست "نان، کار و آزادی" در آن تضمین شده باشد. فراموش نکنیم که وسیعترین اقشار توده های تحت ستم این خواست قلبی و شعار را در دهها شهر و روستای ایران با تمام توان در ماه های اخیر در مارش های متعدد خودشون فریاد زده اند.

پرسشگر کانال "بذرهای ماندگار": با سپاس مجدد از این که پاسخگوی پرسش های ما بودید ، اگر نکته دیگری دارید لطفا مطرح کنید.

 

رفیق چنگیز: اجازه بدید از این فرصت استفاده کنم و روی یک نکته تاکید کنم ، مذاکرات برجام و توافقنامه حاصل از اون و بعدش هم ترک و لغو برجام توسط آمریکا بار دیگر نشان داد که امپریالیستها برای تأمین منافع استثمارگرانه خود، به هیچ توافق نامه ای پایبند نیستند. همچنین پروژه اتمی جمهوری اسلامی و آنچه در رابطه با برجام گذشت یکبار دیگه چهره وابسته به امپریالیسم رژیم جمهوری اسلامی و ماهیت ضد خلقی اون رو آشکار کرد. بدون در نظر گرفتن وابستگی جمهوری اسلامی به امپریالیسم، بدون در نظر گرفتن این واقعیت که در جامعه ما امپریالیسم نه به عنوان یک نیروی خارجی که به هر حال نقشی هم در این رویدادها داره ، بلکه به عنوان نیروی اصلی ای که از کانال بورژوازی وابسته حاکم، تمام روندهای اصلی جامعه تحت سلطه ما رو با مکانیزم های مختلف هدایت و کنترل می کنه و به رژیمهای سیاسی محافظ این نظام در چارچوب تقسیم کار جهانی خودش کثیف ترین و تبهکارانه ترین نقش و جایگاه رو می ده ، نمی شه تحلیل صحیحی از جامعه ایران ارائه داد. این حقیقت چه در زمان حاکمیت رژیم پهلوی و چه در طول حکومت جمهوری اسلامی با ده ها دلیل و فاکت روشن قابل اثباته. بدون در نظر گرفتن این اصل هیچ نیرویی قادر نیست که تحلیل درستی از تحولات جامعه ما و به طور مشخص در این بحث از برجام ارائه بده.

 

امیدوارم که روشنفکران انقلابی و بویژه جوانان آگاه با درس گیری از تجاربی که چگونگی سرنگونی رژیم شاه و جایگزینی جمهوری اسلامی در اختیار ما قرار میده ، آگاهی خودشون رو هر چه بیشتر رشد بده ن و از اون به عنوان سلاحی برای مبارزه با دشمن اصلی یعنی امپریالیسم و نظام سرمایه داری حاکم استفاده کنن.

باز هم از کانال بذرهای ماندگار به خاطر این فرصت سپاسگزارم