شیلی علیه نظم ظالمانه سرمایه داری حاکم به پا خاسته است

 

مردم آزادیخواه جهان در ماه اکتبر ٢٠١۹ با خیزش انقلابی طبقه کارگر و زحمتکشان شیلی روبرو شدند که یادآور مقاومت قهرمانانه آنها در مقابل دیکتاتوری پینوشه و امپریالیسم آمریکا در بیش از چهار دهه پیش است. دیدن صحنه های مقاومت و درگیری کارگران و جوانان انقلابی با سربازهای مسلح، و یا صحنه هایی مانند صدها نفر گیتار به دست که ترانه "حق زیستن در صلح" سروده "ویکتور خارا" ترانه سرا، شاعر و انقلابی شیلیایی، را می نوازند و می خوانند و صدای انقلابی خود علیه رژیم دیکتاتور شیلی و امپریالیست های مدافع آن را به گوش جهانیان می رسانند، شور انقلابی را در قلب هر بیننده آزادیخواهی شعله ور میکند. (١)

 

در ماه اکتبر، علاوه بر شیلی، شاهد گسترش خیزش های انقلابی-طبقاتی جدیدی در چندین کشور دیگر نیز بودیم. در واقع، خواسته های مشابه در بین طبقه کارگر و توده های مردم در کشورهایی به ظاهر متفاوت (شیلی، عراق، لبنان و ...) منجر به شورش های اجتماعی بزرگ علیه شرایط استثمار و خفقان و فسادهائی گشته است که سلطه سرمایه داری وابسته به امپریالیسم در این کشورها ایجاد نموده و زندگی میلیون ها انسان را در چنبره فقر و فلاکت و مصیبت های گوناگون فشرده ساخته است. در اینجا نگاهی به خیزش انقلابی کارگران و زحمتکشان شیلی می اندازیم.

 

افزایش چهار درصدی بلیط مترو در شیلی جرقه ای شد برای انفجار خشم مردم و شروع تظاهرات اعتراضی گسترده ای که نظم حکومتی سیستم سرمایه داری آن کشور را دچار بحران کرد. طبقه کارگر شیلی در اعتراضات اخیر خود با قاطعیت نشان داد که به شدت علیه حکومت دیکتاتور حاکم بوده و با آن مبارزه می کند. کارگران پس از فراخوان برای اعتصاب عمومی با هدف پایان دادن به حکومت نظامی، بیست بندر اصلی (شاهرگ های تجاری) را مسدود کردند. معدنچیان مس که تاریخأ مبارزترین بخش طبقه کارگر شیلی هستند و مهمترین صادرات این کشور را تولید می کنند، از ١٦ اکتبر در برخی معادن اعتصاب را شروع کردند و از روز دوشنبه ۲١ اکتبر اعلام اعتصاب عمومی کردند و معادن مهمی مانند معدن "اسکوندیدا" بزرگترین معدن کشور را تعطیل کردند. این خبر منجر به افزایش قابل توجه قیمت مس شد. شیلی تقریباً یک سوم از مس جهان را تأمین می کند. هر روز هزاران کارگر با جلیقه های زرد بر تن (مانند جلیقه زردهای فرانسه) در خیابان های شهرهای صنعتی شیلی رژه رفتند. تظاهرکنندگان در روز ١۸ اکتبر همه ١۳٦ ایستگاه متروی سانتیاگو را مسدود و عملأ تعطیل کردند و دوازده ایستگاه مترو را آتش زدند. آنها دفاتر روزنامه طرفدار پینوشه و دفتر مرکزی شرکت خصوصی ایتالیایی "آنل" (Enel) که کنترل ۴۰ درصد توزیع انرژی در شیلی را به عهده دارد را نیز به آتش کشیدند.

 

پاسخ دولت دست راستی "سباستین پیانرا" (­Sebastián Piñera) به تظاهرات مردم، اعلام حکومت نظامی (از روز شنبه ١۹ اکتبر) و استقرار بیست هزار سرباز در خیابان های سانتیاگو و هزاران نفر در شهرهای دیگر و حمله مسلحانه به تظاهرکنندگان بود. به طوری که براساس آمارهای رسمی تاکنون بیش از ١۸ نفر کشته، صدها نفر زخمی و حداقل پنج هزار نفر دستگیر شده اند. البته آمار واقعی به طور قطع بیش از این تعداد می باشد. گزارش های متعددی نیز در رابطه با ناپدید شدن و شکنجه زندانیان و تجاوز به زنان بازداشت شده منتشر شده اند. به عنوان مثال، یک گروه از دانشجویان زن به خبرنگاران گفتند که سربازها آنها را مجبور به برهنه شدن کردند و به آنها آب فشار قوی می پاشیدند و فریاد می زدند: "از کمونیست ها متنفریم".

 

یگان های ارتشی سراپا مسلح (با هر وسیله ای منجمله هلیکوپتر) به تظاهرکنندگان در خیابان ها و فروشگاه ها و پلازاها و پل ها و ... حمله کردند. فیلم هایی در رسانه های اجتماعی منتشر شده اند که نشان می دهند سربازان و لباس شخصی ها در روز روشن و در شب به تظاهرکنندگان شلیک کرده و آنها را به قتل رسانده اند و یا از آنها عکس گرفته و روز بعد آنها را در محله هایشان ربوده و سربه نیست کرده اند. همه این واقعیات بیانگر آنند که طبقه حاکم بر شیلی، چهل و شش سال پس از کودتای آمریکایی "آگوستو پینوشه"، در چنان وضعیتی قرار دارد که خود را مجبور دیده است با همان روش های جنایتکارانه دیکتاتوری پینوشه تحت حمایت امپریالیسم آمریکا، یعنی با حکومت نظامی و شکنجه و کشتار به سرکوب اعتراضات رو به رشد صدها هزار کارگر و جوان آگاه بپردازد. این عکس العمل، دقیقاً وحشت طبقه سرمایه دار حاکم بر شیلی و اربابان آمریکایی آنها از شعله ور شدن خشم کارگران و زحمتکشان را نشان می دهد. بیهوده نیست که سرمقاله "واشنگتن پست" در ۲١ اکتبر از "بهار آمریکای لاتین" سخن گفته و وحشت امپریالیست ها از گسترش اعتراضات در همه کشورهای آمریکای لاتین را آشکار می سازد.

 

اما تاکنون سرکوب ها و شکنجه های قرون وسطایی نه تنها منجر به ترس و عقب نشینی مردم شیلی نشده، بلکه باعث تشدید اعتراضات آنها نیز گردیده است. به عنوان مثال در روز چهارشنبه ٢۳ اکتبر اعتصاب سراسری در کشور آغاز شد و طبق آمار دولتی حدود ۴٢۴ هزار نفر در ٦۸ راهپیمایی مجزا در سراسر کشور شرکت کردند. بدون شک در یک آمار واقعی ارقام فوق به مراتب بیشتر از این نشان داده خواهد شد. در دومین روز اعتصاب سراسری (پنجشنبه ٢۴ اکتبر) صدها هزار نفر دیگر نیز به راهپیمایی ها و تظاهرات قهرآمیز خیابانی افزوده شدند. این سرعت گسترش تظاهرات، طبقه حاکم را دچار وحشت از سقوط ناگهانی حاکمیت موجود کرد، به طوری که رئیس جمهور شیلی در روز ١٩ اکتبر پیام داد که "متواضعانه، صدای هموطنانم را شنیدم..." و اعلام کرد که ٣٠ پزو را که اخیرأ به قیمت بلیط مترو سانتیاگو اضافه کرده بودند، برمی دارد. این فریبکاری او در حالی است که از مدتی پیش ١۰۰ پزو به قیمت بلیط در ساعات اداری افزوده شده است. مردم شیلی که در مواجهه با افزایش فقر و گرسنگی و شکاف طبقاتی در کشورشان، به روشنی می دانند که سیستم سرمایه داری حاکم ریشه همه رنج و درد و ستم های اقتصادی-اجتماعی است که آنها متحمل می شوند، فریب اینگونه فریبکاری ها و قول و قرارهای ناچیز و عوامفریبانه دولت را نخورده و در شعارها و اعلامیه های خود خواهان سقوط دولت و رژیم شدند. مردم آگاه شیلی می دانند که خصوصی سازی های سال های اخیر منجر به ایجاد چنان فقر و نابرابری اقتصادی در شیلی شده که بنا بر گزارشات موسسات بین المللی، این کشور بالاترین سطح نابرابری اجتماعی در جهان را نمایندگی می کند. براساس داده های بانک جهانی (آمار سال ٢٠١٧) یک درصد از جمعیت، بیش از ٣٣ درصد از درآمد ملی را هر ساله به جیب می زند. اخیراً نیز شیلی بهشتی برای سرمایه های مالی خارجی نامیده شد، و این فراتر از آن چیزی است که دیکتاتوری پینوشه قادر به انجام آن بود.

 

گزارشی از "نیویورک تایمز" به شکل فریبکارانه ای بخشی از حقایق اجتماعی شیلی را بیان نموده و تظاهر به دلسوزی برای مردم آن کشور کرده است. در سرمقاله این نشریه ۲۴ اکتبر آمده است: "خشم معترضین شیلی ناشی از ناامیدی های زندگی روزمره آنهاست. آنها با نابرابری های اقتصادی فوق العاده ای روبرو هستند. با اینکه سانتیاگو یک شهر بسیار ثروتمند است و از بالای بلندترین ساختمان آمریکای جنوبی که در مرکز شهر در محله ای به نام "سنهاتان" قرار دارد (2) می توان آپارتمان های بسیار لوکس و بیمارستان ها و مدارس خصوصی و نمادهای ثروت را تا آنجا که چشم کار می کند، دید، اما فقر سانتیاگو نیز در حومه این کلان شهر چشمگیر است. بیمارستان های عمومی ای که در حال ویران شدن هستند، مدارس شلوغ و کپرنشین ها و ... و دورتر از سانتیاگو نیز شهرهایی وجود دارند که در آنها خبری از رونق اقتصادی نیست".

 

آنچه که نیویورک تایمز نمی گوید این است که با توسعه سرمایه های مالی امپریالیستی و تشدید سلطه آنها بر کشورهای وابسته و به نابودی کشاندن زندگی طبقات تحت ستم، مبارزه طبقاتی در سراسر جهان (هر زمان و هر جا که شرایط مساعدتر است) تشدید خواهد شد.

 

یکی از ویژگی های قابل توجه (و مشترک) در اعتراضات مردم شیلی و کشورهای دیگر چون اکوادور، عراق و لبنان، اعتراض آنها علیه سیاست های ریاضت اقتصادی و نابرابری های اقتصادی-اجتماعی و فقر و فلاکتی است که در ٣۰ سال گذشته تشدید شده است. کاهش خدمات شهری، باز گذاشتن دست بخش خصوصی و در نتیجه آن کاهش دستمزدها به میزانی زیر خط فقر، قوانین ضدکارگری، سپردن پرداخت حقوق بازنشستگی و غیره به شرکت های خصوصی... این ها همه واقعیت هائی در شیلی می باشند و این واقعیات در یکی از شعارهای تظاهرکنندگان در شیلی به خوبی منعکس شده است: "این به خاطر ٣۰ پزو نیست، به خاطر ٣۰ سال است". (اشاره به افزایش سی پزو به بلیط مترو در سانتیاگو که محرک اولیه برای به صحنه مبارزه آمدن توده ها بود و سی سال افزایش نابرابری های طبقاتی از زمان کناره گیری پینوشه در ماه مارس ١۹۹٠ تا کنون).

 

مردم معترض در لبنان نیز می گویند که سیاست های ریاضت اقتصادی تحمیل شده از طرف بانک جهانی و صندوق بین المللی پول یعنی دو نهاد امپریالیستی که آمریکا دست بالا را در آن دارد، از زمان پایان جنگ داخلی منجر به وخامت وضعیت زندگی اقتصادی و اجتماعی آنها شده است. این ويژگی اعتراضات اخیر کارگران و زحمتکشان جهان نشان دهنده این واقعیت است که حاکمیت سرمایه مالی انگلی نظمی ایجاد کرده است که رشد بی وقفه نابرابری اجتماعی، انتقال ثروت از انبوه طبقه کارگر و زحمتکش سراسر جهان به یک گروه کوچک از سرمایه داران بزرگ را باعث شده و مبتنی بر سرکوب معترضین نسبت به این نظم می باشد. این نظم سیستم سرمایه داری امروز با خطر تجدید حیات سریع مبارزه طبقاتی طبقه کارگر جهانی روبرو شده است.

 

اوج گیری مجدد مبارزات طبقه کارگر شیلی، بخشی از شورش مجدد طبقه کارگر در سطح بین المللی منجمله در آمریکای لاتین علیه سیستم سرمایه داری می باشد. اعتصابات گسترده و تظاهرات علیه ریاضت اقتصادی در اکوادور و هندوراس، بخشی از مبارزات کارگری جهانی هستند.

عامل اساسی چرخش طبقه حاکم در کشورهای سرمایه داری جهان به شیوه های سرکوب بسیار وحشیانه، که با اشکال حاکمیت دموکراتیک سرمایه داری کلاسیک و شبه کلاسیک متفاوت است، رشد هر چه بیشتر مبارزه طبقاتی با توجه به رشد شدید نابرابری های اقتصادی-اجتماعی است. به عنوان مثال در شیلی، نابرابری به سطح سال ١۸۸۲ بازگشته است، به زمانی که تعداد انگشت شماری از سرمایه داران بزرگ که دارای روابط نزدیکی با امپریالیست های آمریکایی و اروپایی هستند (منجمله رئیس جمهور میلیاردر شیلی) همه سطوح دولت را کنترل می کنند.

 

شیوه برخورد وحشیانه طبقه حاکم با اعتراضات توده های مردم در شیلی از یک طرف نشان داد که طبقه حاکم در همه جای جهان با کوچکترین خدشه ای به حاکمیت اقتصادی سیاسی اش، به وحشیانه ترین شکلی مقابله خواهد کرد و از طرف دیگر اعتراضات کارگران و توده های مردم در شیلی آشکار ساخت که طبقه کارگر برای ایجاد شرایط جهت از بین بردن سیستم سرمایه داری ناگزیر است که خود را سازماندهی انقلابی کند و رهبری مبارزه برای به دست آوردن حقوق دموکراتیک و از میان برداشتن نابرابری های اقتصادی سیاسی را به عهده بگیرد.

 

با درس گرفتن از وقایع شیلی و لبنان و عراق و ایران و ... کارگران مبارز و حامیان انقلابی آنان می توانند اعتراضات و اعتصابات گسترده اجتماعی کنونی را به پیش درآمدی برای مبارزه انقلابی رو به رشد و پیروزمند طبقه کارگر برای پایان دادن به سیستم سرمایه داری تبدیل کنند.

 

اکتبر 2019

تهیه و تنظیم از سهیلا

 

زیرنویس ها:

(١) ویکتور خارا ترانه "حق زیستن در صلح" را علیه دخالت نظامی آمریکا در ویتنام سروده بود. به دنبال کودتای پینوشه کودتاچیان جنایتکار دست های ویکتور خارا را شکستند و سپس او را تیرباران کردند.

 (2) "سنهاتان" به منطقه ای در مرکز شهر سانتیاگو (شیلی) گفته می شود که مانند "منتهاتان" (مرکز شهر نیویورک) مرکز دفاتر اصلی موسسات مالی و شرکت هایی با سرمایه های افسانه ای می باشد.