به نقل از : پيام فدايي ، ارگان چريکهای فدايي خلق ايران

شماره 68 ، دی ماه 1383 

 

 

 

 

فاجعه سونامی، افشاگر نظام ضدخلقی سرمایه داری!

 

روناک مدائن

 

 

در 26 دسامبر 2004 ، سونامی (امواج عظيمی که در اثر زلزله های دريايی ايجاد می شوند) سواحل چندين کشور را در آسيای جنوب شرقی ويران کرد.

 

در همه اين کشورها قربانيان اصلی اين فاجعه روستائيان فقيری بودند که زندگی آنها در جریان این فاجعه نابود گشت و پس از آن نیز با بی تفاوتی امپرياليست ها و رژيم های ضدخلقی و وابسته محلی مواجه شدند. ساکنين مناطق ويران شده که مهمترين منبع درآمدشان ماهيگيری است، اگر خود زنده ماندند خانه و قايق ها و وسايل ماهيگيری و امرار معاششان را از دست دادند و سونامی به مشقت های زندگی طاقت فرسای آنها افزود. بلافاصله پس از وقوع سونامی در کشورهای مختلف، مردم روستاهای اطراف که از دريا دورتر بودند به کمک قربانيا ن  شتافتند. اما آنها که خود ماهيگيران فقيری بوده و يا در هتل های توريستی کارگری می کنند قادر به مهيا کردن همه نيازهای هم وطنان بلازده خود نبودند. با توجه به بی مسئوليتی دولت های مربوطه، در حال حاضر هزاران کودک و پير و جوان آواره در اثر گرسنگی و بيماری در معرض خطر مرگ قرار دارند. بسياری از يک ميليون و نيم کودک يتيم بازمانده از این فاجعه، نيز طعمه باندهای فحشا و قاچاقچيان اعضای بدن شده اند.

 

هيچ کدام از دولت های کشورهائی که مورد ضربه سونامی قرار گرفتند به مردم فقير منطقه کمک های اساسی نکردند. اگر هم کمکی شده از يک وعده غذا در روز تجاوز نکرده است. اکثر کمک های دولت های منطقه فقط به سرمايه داران بوده است که به هتل ها و مراکز توريستی شان در مقايسه با روستاها خسارات اندکی وارد شد. به عنوان مثال، دولت تايلند به جای تخصيص بودجه ای برای بازسازی روستاها، بودجه تابستان آينده را برای تبليغ توريسم دو برابر کرد و به سرمايه داران قول داد که در عرض چند ماه برای بازسازی مراکز توريستی اقدام خواهد کرد تا برای تابستان آينده آماده باشند. البته بيشترين خسارات به روستاها وارد شده، در حاليکه در حال حاضر 80 درصد هتل ها مشغول کار هستند.

 

نهايتأ نه تنها ضرر ناچيز سرمايه داران سريعأ جبران خواهد شد بلکه در درازمدت وقوع سونامی به سود بيشتر آنها نيز تمام خواهد شد. هر سرمايه داری که هتل و يا ويلاهايش خساراتی هر چند جزئی ديده اند، با اقدام فوری شرکت های بيمه و دست و دلبازی دولت در پيشکش وام های بی بهره مواجهه شده است. در حالی که هيچ ماهيگيری تحت پوشش بيمه نبوده و در نتيجه شرکت های بيمه از اين نظر نيز متحمل ضرری نشدند. شهردار يکی از شهرهای تايلند با بی شرمی تمام گفته بود که: "با اينکه سونامی موجب کشته شدن خيلی ها شد ولی برای ما نتايج خوبی داشت. مثلأ تمام سواحل ما را تميز کرد و از شر هر چه آت و آشغال نجاتمان داد...".  مردم تايلند به اين مسئله اعتراض کرده و آن را توهينی به روستائيان و ماهيگيرانی دانستند که در زاغه های کنار ساحل زندگی می کردند.

 

فاجعه دهشتناک سونامی، برای سرمايه داران خارجی نيز، که برای خريد زمين در مناطق توريستی تايلند (که قيمتشان بيش از 75 درصد کاهش يافته است) به اين کشور هجوم آورده اند، بسيار سودآور بوده است.

 

دولت های کشورهای مورد حمله سونامی، نه تنها نسبت به قربانيان فقير بی تفاوت هستند و درصدد جبران خسارات وارد شده به آنها نيستند، دفن اجساد مردم را نيز به شيوه ای بسيار توهين آميز انجام دادند. به عنوان مثال، دولت تايلند که 6 درصد درآمدش از توريسم است، اجساد توريست ها را برای شناسايی در سردخانه ها نگه داشت اما اجساد تايلندی ها را بدون شناسايی در گورهای دسته جمعی دفن کرد.

 

گفته می شود که يکی از دلايلی که موجب وارد شدن خسارات زياد به روستاهای تايلند شد نابودی جنگل Mangrove در سال های 1975 تا 1993 می باشد. در آن سال ها سرمايه داران به کمک دولت، درخت های جنگلی را برای تأسيس مراکز توريستی و همچنين مزارع بزرگ ماشينيزه، قطع و این جنگل را تقریبا نابود کردند. ساکنين منطقه "واداماراچی"  (Vadamarachchi) در کشور سريلانکا، که اغلب، ماهيگيران بسيار فقيری بوده و يا در مراکز توريستی با حقوق بسيار ناچيز کارگری می کنند، حدود 20 سال است که در اثر جنگ داخلی بارها مجبور به ترک روستاهايشان برای مدت های طولانی شده اند. طبق معاهده "هندولانکا" (Indo-Lanka) 1978، ارتش هند به کمک دولت سريلانکا آمده و در شمال و شرق سريلانکا با نيروهای "ببرهای تاميل" (LTTE) به جنگی طولانی پرداخت که روستائيان را مجبور به تخليه روستاهايشان کرد. زمانی طولانی از بازگشت مجدد آنها به خانه هايشان نگذشته بود که مجددأ جنگ های داخلی 1995 درگرفت و آنها را دوباره آواره کرد. در ماه دسامبر 2004 نيز مدت زيادی از بازگشت مجدد روستائيان، پس از چند دهه بی خانمانی و بيکاری و فقر، نگذشته بود که کلبه های نيمه ويرانشان طعمه سونامی شد و آنها را دوباره آواره کرد. بيش از 70 درصد خانه های اين روستاها ويران شده و هزاران نفر کشته شدند. در برخی از روستاها (مثلMarudhankei  و Manathadu ) تمام خانه ها ويران شدند و چيزی از روستاها باقی نماندند.

 

در سال های جنگ داخلی، ماهيگيران مرتبا با ممنوعيت هايی برای ماهيگيری روبرو بودند. آنها مجبور بودند که برای رفتن به دريا از دولت سريلانکا جواز بگيرند که این کار با مقررات دست و پا گير و موانع و دشواری های زياد همراه بود. بعد از وقوع سونامی و از بين رفتن قايق ها و وسايل ماهيگيری، به بيکاری و فقر آنها افزوده شده است. از طرف ديگر، مجددأ ماهيگيری در بيشتر مناطق ممنوع شده است. در حال حاضر، منطقه "واداماراچی" در محاصره ارتش قرار گرفته و تقريبأ در هر 200 متر، يک پاسگاه و گشت مستقر شده است. در نتيجه کمک رسانی به مردم عملأ غيرممکن شده است و علاوه بر آن، دولت نيز به دليل اينکه بخش کوچکی از اين منطقه تحت کنترل "ببرهای تاميل" (LTTE)  قرار دارد، از رساندن هر گونه کمکی به روستائيان برای جبران خساراتشان به بهانه اينکه اين کمک ها به نيروهای تاميل می رسند، جلوگيری می کند.

 

در دوران جنگ داخلی در شمال و شرق سريلانکا مين های زيادی توسط ارتش کار گذاشته شد که با امواج سونامی به مناطق مختلف ديگر نيز رفته و پراکنده شدند. بسياری از آن ها در مناطق پرتردد منفجر شده و منجر به کشته شدن روستائيان بی خانمانی شدند که به دنبال سرپناهی آواره بودند.

 

سواحل شرقی هند و جزاير "آندامان" و "نيکوبار" (Andaman , Nicobar) نيز از مناطقی بودند که قربانيان بی شماری دادند. دولت هند اعلام کرد که به دليل اينکه پيش بينی وقوع سونامی بسيار مشکل است، به هيچ وجه امکان نجات جان هزاران قربانی وجود نداشت. اما حوادث و واقعيات خلاف اين ادعای دولت هند را اثبات کرده بودند. به عنوان مثال، مردم روستايی به نام "نالاوادو" (Nallavadu) و 3 روستای مجاور آن با اخطار به موقع يک داوطلب در ايستگاه مطالعاتی سونامی در سنگاپور، از مرگ حتمی نجات يافتند. اين داوطلب مدت ها قبل در ايستگاه تحقيقاتی کوچک روستای نالاوادو کار کرده بود و در زمان وقوع سونامی در سنگاپور بسر می بُرد. او به محض اينکه اخطاری مبنی بر وقوع سونامی از مرکز تحقيقاتی سنگاپور دريافت کرد، کارکنان ايستگاه روستای نالاوادو را نيز در جريان قرار داد. آنها نيز بلافاصله روستائيان را مطلع کردند و در نتيجه روستاها به موقع تخليه گشته و اهالی 4 روستا جان سالم به در بردند.

 

اگر همه کشورهای منطقه چنين مراکز تحقيقاتی را که با مخارج نسبتأ ناچيز قابل نصب می باشند، تهيه کرده بودند، از مرگ هزاران روستايی فقير جلوگيری شده بود. حتی بدون وجود چنين مراکز تحقيقاتی نيز اخطارهايی وجود داشت که اگر دولت هند به موقع به آنها توجه کرده بود از مرگ هزاران نفر جلوگيری شده بود. به عنوان مثال، ساعت ها قبل از آنکه سونامی به سواحل جنوبی هند برسد، جزاير متروکه خليج بنگال را ويران کرده بود. در ساعت 6.29 صبح روز 26 دسامبر زلزله ای در اعماق اقيانوس رخ داد که توسط دستگاه های ارتش هند ثبت شد. 50 دقيقه بعد، سونامی به جزاير دورافتاده آندامان و نيکوبار رسيد. 11 دقيقه بعد، در ساعت 7:30 نيروی هوايی هند اخطاری را از قرارگاه نيروی هوايی در جزيره Car Nicobar دريافت کرد. 25 نفر از پرسنل نيروی هوايی هند که با خانواده هايشان در اين جزيره زندگی می کردند قبل از کشته شدن پيغامی را به نيروی هوايی هند مخابره کردند: "جزيره در حال غرق شدن است. همه جا را آب فرا گرفته." پس از فرستادن ماهواره های هند نيز عکس هايی از اين جزيره در حال غرق شدن را به ايستگاه های نيروی هوايی هند فرستادند. اين عکس ها نشان می دهند که اولين موج در ساعت 8:32 ، و موج های بعدی در 9:20 ، 10:20 ، 10:40، و آخرين موج در 11:00 صبح به سواحل هند برخورد کردند. بنابراين، اگر مسئولين به موقع اقدام کرده بودند وقت کافی برای نجات جان مردم وجود داشت.

 

دولت هند برای توجيه بی مسئوليتی و بی تفاوتی خود در مقابل جان بوميان، اعلام کرد که به دليل اينکه سونامی برای اولين بار در سواحل هند رخ داده است، دولت آمادگی لازم برای مقابله با آن را نداشته است. اما واقعيت های تاريخی چيز ديگری را می گويند. طبق گزارش مجلات علمی (مانند مجله Current Science) در سال 1883 سونامی در جزيره Krakatoa موجب کشته شدن 36000 نفر در آن منطقه و در سواحل هند شد. در دسامبر 1881 نيز در جزيره Car Nicobar ، و در سال 1981 وقوع سونامی در سواحل غربی جزاير Andaman و سواحل هند خسارات مالی و جانی بسياری را موجب شد. دولت انگليس زندانی را به نام زندان Cellular در جزيره دورافتاده و متروکه Andaman ايجاد کرده و زندانيان سياسی هند و مخالفين سلطه امپرياليستی انگليس را در آن به بند کشيده بود. بخشی از اين زندان طعمه سونامی سال 1981 شد. در 27 نوامبر 1945 نيز سواحل غربی هند شاهد امواج عظيمی بودند که خسارات بسياری به بار آوردند. بنابراين، اگر جان مردم برای دولت های وابسته ارزشی داشت، همين نمونه های تاريخی هشدارهايی جدی بودند و می بايست منجر به پيشگيری هايی می شدند.

 

نشست کشورهای صنعتی در جاکارتا که برای به اصطلاح هماهنگ کردن کمک رسانی هايشان به قربانیان این فاجعه برگزار شد، نشان داد که کشورهای سرمايه دار غربی نيز فقط به دنبال حفظ منافع اقتصادی و سياسی خويش هشتند نه کمک به قربانيان سونامی. به عنوان مثال، کشور آلمان اعلام کرده است که فقط به سريلانکا کمک مالی می رساند زيرا که سالهاست مناسبات ويژه ای در اين زمينه با سريلانکا دارد (مناسباتی که عملأ کمک های مالی را مشروط به حفظ منافع سرمايه داران آلمانی کرده است). کشور استراليا نيز اعلام کرده است که فقط در صورتی کمک نقدی به کشورهای آسيب ديده می کند که دولت های محلی تضمين کنند که اگر قرار است اين پول ها صرف جاده سازی و ساختمان سازی شوند، انجام اين نوع بازسازی ها به کمپانی های استراليايی سپرده شوند. دولت آمريکا با اين تصور که می تواند با فرستادن اندک کمک مالی به کشورهای آسيب ديده چهره ای انسانی به خود بگيرد و اشغال امپرياليستی عراق را از خاطره ها بزدايد، اعلام کرد که: "سونامی می تواند از اين جهت که چهره انسانی ارتش آمريکا را به مردم جهان نشان دهد، مفيد  باشد...". (نقل به معنی از سخنان کاندليسا رايس)

 

امپرياليسم آمريکا به بهانه کمک به آسيب ديدگان سونامی، نيروهای نظامی خويش را به کشورهايی مثل سريلانکا و اندونزی فرستاد. اين کشورها از اين جهت که راه ارتباطی خاورميانه از طريق آسيا و اقيانوس آرام می باشند اهميتی استراتژيک برای آمريکا داشته و امپرياليسم آمريکا هميشه منتظر فرصت و بهانه مناسبی برای توسعه حضور نظامی در آن کشورها بوده است. حضور نظامی آمريکا در کشورهای جنوب آسيا از زمان جنگ ويتنام تاکنون، از نظر ابعاد بی سابقه است.

 

درست است که تکنولوژی مدرن و امکانات علمی موجود نمی توانند جلوی وقوع زلزله و يا ديگر حوادث طبيعی را بگيرند، اما به آسانی می توانند ضررهای مالی و جانی را به حداقل برسانند. سالهاست که در شهرهای ساحلی آمريکای شمالی و ژاپن سيستم های رديابی سونامی وجود دارند و دانشمندان و محققين کشورهای مختلف از دولت های منطقه و همچنين از دولت های غربی خواسته اند که چنين امکاناتی را در مناطق زلزله خيز کشورهای فقير نيز نصب کنند اما به هيچکدام از اين درخواست ها توجهی نشده است. هر ساله شاهد قربانی شدن هزاران نفر در اثر زلزله و سيل و طوفان و غيره در کشورهای آسيايی و آفريقايی هستيم ولی هيچکس اقدامی برای استفاده از تکنولوژی موجود جهت کاهش تعداد قربانيان نکرده است. سيستم های سنجش و پيش بينی سونامی به آسانی و با مخارجی نسبتأ کم قابل نصب در مناطق پرخطر بوده و با استفاده از آنها می توان به موقع جان بسياری را نجات داد. فاجعه ای که در اثر سونامی به وقوع پيوست نه تنها غيرقابل اجتناب نبود، بلکه تعداد زياد کشته شدگان آن نتيجه مستقيم خصلت ضدخلقی سيستم سرمايه داری است. سيستمی که بر اساس سوددهی به عده معدودی سرمايه دار و به بهای استثمار اکثر انسان های زحمتکش جهان اداره می شود.

 

بديهی است که پيشرفت های عظيم صنعتی و اقتصادی قرن گذشته، بشریت را قادر می سازند که با برنامه ريزی ها و استفاده های صحيح از ثروت و منابع جهانی، بتواند زندگی و آسايش و رفاه مناسبی را به طور يکسان برای تک تک انسانه ای کره زمين مهيا کنند. سطح علم و تکنولوژی به حدی رسيده است که با استفاده از آنها می توان تعداد قربانيان اغلب بيماری ها و حوادث طبيعی را به حداقل ممکن رساند. با استفاده از علم و تکنيک موجود می توان خسارات وارد شده به محيط زيست را جبران کرده و از وقوع بسياری از فجايع طبيعی مثل سيل جلوگيری کرد. اما تا زماني که سيستم طبقاتی ظالمانه موجود پابرجا است، تا زماني که تعداد معدودی از سرمايه داران کلان 99 درصد ثروت جهان را در دست دارند*، تا زمانيکه سيستم اقتصادی سرمايه داری که هدفش سودرسانی به صدها نفر سرمايه دار به قيمت استثمار بيليون ها نفر ديگر می باشد، پابرجا است، رفاه و آسايش واقعی برای اکثر جهانيان غيرممکن خواهد بود.

 



*  طبق آمار مجله "فوربز"، 585 نفر بيليونر در کشورهای مختلف (که نصفشان در آمريکا به سر می برند)، صاحب 1.9 تريليون دلار سرمايه هستند اما بيش از يک بيليون نفر در جهان زير خط فقر به سر می برند.