به
نقل از : پيام
فدايي ، ارگان
چريکهای
فدايي خلق
ايران
شماره
گزارش
به جنبش
انقلابی مردم
ایران
مردم
مبارز،
سازمان های سیاسی
و نیروهای
انقلابی!
همانطور
که اطلاع دارید،
یکی از تلویزیون
هائی که از
امریکا برای ایران
برنامه پخش می
کند به نام
تلویزیون
"آپادانا"،
مدتی بود که
در یکی از
برنامه هایش
که به وسیله
آقای "مهدی
ذوالفقاری"
تهیه و اجرا
مي شود با
قراردادن
نوشته ای در
روی صفحه تلویزیون
عنوان مي کرد
که برنامه
آنها از سوی
هواداران چریکهای
فدائی خلق ایران
حمایت مي شود.
با
مشاهده تبلیغ
فوق، رفقای ما
به کرّات با
مسئولین این
برنامه تماس
گرفته و برایشان
توضیح دادند
که چریکهای
فدائی خلق ایران
چنان تبلیغ و
اقدامی را تائید
نکرده و
خواهان توقف
اقدام فوق
الذکر می
باشند اما در
پاسخ به این اعتراضات،
مسئولین
برنامه مذکور
در تلویزیون
آپادانا، تأکید
می کردند که
برنامه آنها
در معرض
ورشکستگی
قرار داشته و
هواداران چریکهای
فدائی خلق با
مبلغی که جهت
این تبلیغ
پرداخته اند این
برنامه را از
ورشکستگی
نجات داده
اند؛ و جهت
توجیه اقدام غیرمسئولانه
خود در پاسخ
به اعتراضات
رفقای ما مبنی
بر این که چریکهای
فدائی خلق هیچگونه
رابطه و اطلاعی
از وجود چنین
به اصطلاح
هوادارانی
ندارند اولاً
گاه با قطع
تماس تلفني
رفقا، اجازه
صحبت نمی
دادند و ثانیاً
هر بار پس از این
تماس ها به
شکلی برعلیه
ما سخن مي
گفتند. برای
نمونه، یکبار
مطرح کردند که
خوب است به
نظرات دیگران
گوش بدهید و
از "انسداد
فکری" خارج شوید،
و یکبار نیز
مطرح نمودند
که نام شما آش
دهان سوزی هم
نیست که ما
بخواهیم از آن
استفاده کنیم
و باز در
مقابل تأکید
رفقای ما که
ما از وجود
چنان
هوادارانی که
به شما پول
داده اند، بی اطلاع
هستیم، مطرح
کردند که این
امر به
اختلافات
درونی خودتان
مربوط است و
به ما ربطی
ندارد و مطرح
کردند که شما
مگر همه
هواداران تان
را می شناسید!
در همان ابتدا
که یکی از
رفقای ما بعد
از برنامه با
آقای
ذوالفقاری
تلفنی صحبت
نمود، ایشان
(آقای
ذوالفقاری)
مطرح کرد که
حالا نمی شود که
به جای کلمه
هواداران، ما
اعلام کنیم که
تعدادی از
هواداران چریکهای
فدائی خلق از
این برنامه
حمایت می
کنند! که
نادرستی این
امر نیز از
طرف رفیق ما
به ایشان توضیح
داده شد. در این
مکالمه رفیق
ما خواستار آن
شد که
هواداران خلق
الساعه که به
ادعای مسئولین
برنامه تلویزیون
آپادانا در
ازای پخش
اعلام فوق
الذکر به آنها
پول داده اند
را به ما معرفی
کنند، اما
مسئول برنامه
با تأکید بر
ضرورت مخفی
نگاه داشتن
مشخصات حمایت
کنندگان
برنامه شان،
از این کار
طفره رفتند.
در هر حال،
مسئول برنامه
قول داد که اعتراض ما
را اعلام کنند
اما متأسفانه
پس از مکالمه
مذکور نیز هیچگونه
پای بندی به
قولی که داده
بودند از خود
نشان نداده و
با ادامه تبلیغ
فوق و استفاده
جعلی از نام
سازمان ما تا
مدتی دیگر به
فریبکاری خود
و اشاعه توهم
در میان مردم
ادامه دادند. با
اینکه یکی از
رفقای ما شماره
تلفنی در اختیار
آنان قرار
داده بود تا
به اصطلاح
هواداران مزبور
از آن طریق با
ما تماس بگیرند،
از تماس نیز
خبری نشد. در این
زمان، روابط
عمومی سازمان
ما اطلاعیه ای
صادر و اقدام
تلویزیون
آپادانا را به
این دلیل که
از رعایت
حداقل اصولی
که باید
راهنمای هر
رسانه جمعی
باشد، سر باز
زده، محکوم
ساخت. علیرغم
اینکه این
اطلاعیه به
هنگام پخش
برنامه توسط
خانم "پوران
مهدی زاده"،
به آنان فکس
شد اما وی
گرچه دريافت
اطلاعیه را
اعلام کرد
(مجدداً همراه
با نیش زهری
به ما که اینها
روابط عمومی
نداشتند!)
حاضر به
خواندن متن آن
در تلویزیون
نشد.
سرانجام،
پس از تداوم
اعتراضات و پس
از این که ما
مصراً خواهان
ارتباط مستقیم
با به اصطلاح
هوادارانی شدیم
که به ادعای
تلویزیون
آپادانا،
آنها را از
ورشکستگی
نجات(!؟) داده
بودند (و
البته در ازای
سوء استفاده
از نام سازمان
ما!)، فردی که
خود را "دکتر
رادمنش" معرفی
می کرد و مدعی
بود که در
پراگ زندگی می
کند و برادر
زاده دکتر
رادمنش دبیر
کل سابق حزب
توده می باشد،
با ما تماس
گرفت. از آنجا
که به نظر مي
رسد احتمالاً
در پشت پرده
به اصطلاح
هواداری از چریکها
و به اصطلاح خیرخواهی
جهت تبلیغ نام
آنها از طریق
تلویزیون
آپادانا، نیات
پلیدی خوابیده
باشد، وظیفه
خود می دانیم
که کلیت
مکالمات رفقای
تشکیلاتی با این
فرد را تا
آنجا که یاداشت
هایمان از این
مکالمات
اجازه مي دهد،
علنی کنیم؛ و
همانطور که
تلفنی به خود
این فرد نیز
گفته شد، به این
وسیله با
قراردادن
محتوای آن
مکالمات در
اختیار مردم
مبارز ایران،
نیروهای
انقلابی و
سازمان های سیاسی
مختلف، امکان
سوءاستفاده بیشتر
در این رابطه
را محدود سازیم.
ما بر این
باوریم که یکی
از مهمترین
طرق مقابله با
روش های
ناسالم و
اقدامات
مشکوک، همانا
مطلع کردن جنبش
انقلابی مردم
ایران از این
روش هاست.
حال، قبل از
طرح مکالمات
رفقای خود با
فردی که با
انگیزه های
ناسالم، ادعای
هواداری از
تشکیلات ما را
می کرد، لازم
می دانیم که
اقدام اخیر
تلویزیون
آپادانا را تا
آنجا که به
طور رسمی به این
تلویزیون
مربوط مي شود
در موارد زیر
مورد توجه
قرار دهیم:
1-
اساساً،
یک رسانه جمعی
و در این مورد
مشخص، برنامه
تلویزیونی ای
که مدعی
روشنگری و
آگاهی رسانی
به جامعه می
باشد، حق
ندارد ساده ترین
پرنسیب های
شناخته شده یک
رسانه جمعی را
این چنین زیر
پا گذاشته و
بدون اطلاع
سازمانی که
دارای
امکانات تماس
علنی و شناخته
شده می باشد
(تلفن، فکس،
ايمیل، سایت
های اینترنتی
و آدرس برای
مکاتبه) در
رابطه با آن
سازمان آگهی
تبلیغی قبول
نماید (حتی با
فرض قبول ادعای
مسئولین تلویزیون
که در ازای دریافت
پول، نام
سازمان ما را
به عنوان به
اصطلاح حامی
برنامه شان در
صفحه تلویزیون
قرار داده
اند).
2-
زیر
پا گذاشتن
پرنسیب های
شناخته شده یک
رسانه جمعی از
طرف مسئولین
برنامه تلویزیونی
آپادانا به این
دلیل با
برجستگی مطرح
است که آنها
علیرغم
اعتراضات
رفقای مختلف-
که خیلی از
آنها به هنگام
پخش برنامه
صورت گرفت- نه در
ابتدا ، با
شماره تلفنی
که ما در تماس
مستقیم با
"اتاق فرمان"
شان در اختیار
آنها قرار دادیم
با ما ارتباط
گرفتند و نه
پس از صدور
اطلاعیه اول
که خانم مهدی
زاده دريافت
آن را توسط
فکس در هنگام
پخش برنامه
اعلام کرد.
لازم به یاد
آوری است که
شماره تلفن،
فکس و آدرس
ايمیل ما در زیر
همان اطلاعیه
ای که برایشان
فکس شد موجود
بود.
3-
مسئولین
برنامه،
علاوه بر شنیدن
همه اعتراضات
ما، حتی علیرغم
صدور اطلاعیه
از طرف ما نیز
به کار خود
ادامه دادند.
در حالی که
برخورد اصولی
حکم می کرد که دست
اندرکاران
برنامه در
همان ابتدا به
محض اطلاع از
اعتراض
سازمان ما، از
پخش آن به
اصطلاح آگهی
تبلیغاتی، تا
روشن شدن
موضوع جلوگیری
می کردند.
4-
مسئولین
برنامه فوق
الذکر در تلویزیون
آپادانا می بایست
به دنبال صدور
اطلاعیه
روابط عمومی
سازمان ما، در
همان زمان که
این اطلاعیه
برای آنها فکس
شد، آن را
تماماً به
اطلاع بینندگان
تلویزیون
مزبور می
رساندند. لازم
به تأکید است
که اطلاعیه
مزبور به تاریخ
دوشنبه
باید
به اطلاع
برسانیم که پس
از صدور اطلاعیه
دوم از طرف ما
در اعتراض به
اقدام تلویزیون
آپادانا، آقای
ذوالفقاری به
تلفن روابط
عمومی سازمان
ما زنگ زده و پیغام
گذاشتند که
آگهی مزبور را
برخواهند
داشت و خواهان
تماس ما با خود
شدند که ما
دوباره با تلویزیون
مزبور تماس
گرفته ولی
موفق به صحبت
با ایشان نشدیم.
به دنبال این
پیام، تلویزیون
آپادانا در
آخرین اقدام
خود، اطلاعیه
های سازمان ما
را به اطلاع بینندگان
خود رسانده و
آگهی مزبور را
نیز از برنامه
خود برداشته
است؛ همچنین
آنها به خاطر
اقدام نادرست
خود، معذرت
خواهی نیز
نمودند. هرچند
که مجدداٌ به
نادرست و به
طور غیرمسئولانه
اتهاماتی را
متوجه سازمان
ما کردند که
اساساً در
اطلاعیه های ما
با دلیل و
مدرک روشن به
خود
گردانندگان این
برنامه وارد
است. در نتیجه
ما دیگر ضرورتی
نمی بینیم که
بیشتر از این
به موضوع فوق
بپردازیم.
اما در
مورد تماس با
کسی که مسئولین
تلویزیون
آپادانا
شماره تلفن ما
را به او
دادند و وی به
عنوان به
اصطلاح
هوادار ما با
ما تماس گرفت،
ضروری است که
با تفصیل بیشتری
سخن بگوییم.
بنابراین،
آنچه در صفحات
بعد می آید،
صحبت های رفقای
تشکیلات ما با
فرد مذکور می
باشد.
تماس
اول، سه شنبه
در این
تماس، او خود
را دکتر
رادمنش از "پیر
و پاتال"های
حزب توده که
به
دنبال این
تماس و با
بررسی صحبت ها
و ادعاهای
نامبرده و
تداوم پخش آگهی
مزبور از سوی
تلویزیون
آپادانا،
سازمان ما به
این نتیجه رسید
که در پشت به
اصطلاح
هواداری از چریکهای
فدائی خلق ایران،
اهداف پلیدی
قرار دارد و
کسانی سعی
دارند با
سوءاستفاده
از نام سازمان
ما، آن اهداف
را پیش ببرند.
لذا، تصمیم
گرفته شد که
فوراً با صدور
اطلاعیه ای در
مورد عواقب چنین
برنامه ای، به
نیروهای
انقلابی
هشدار داده و
با علنی کردن
مسائل، امکان
سوءاستفاده
را محدود سازیم.
به همین دلیل
اطلاعیه
"هشدار به نیروهای
انقلابی در
مورد اقدام اخیر
تلویزیون
آپادانا" به
تاریخ
تماس
دوم، شنبه
مکالمه
تلفنی شخص
مزبور با یک
رفیق دیگر به
شرح زیر است:
"من
رادمنش هستم.
حتماً صدای
مرا در تلویزیون
های مختلف شنیده
اید و مرا می
شناسید". رفیق
مخاطب، به او
پاسخ داد که
صدای شما را
تاکنون نشنیده
ام ولی می
دانم که چند
روز پیش با یکی
از رفقای ما
صحبت کرده اید.
رادمنش شروع
کرد به گفتن اینکه:
سن و سالم زیاد
است و شاید
مثل شما جوان
نباشم شما
ممکن است
آقای
رادمنش که تا
دقایقی قبل،
خود را هوادار
چریکهای فدائی
خلق معرفی می
کرد با شنیدن
توضیحات رفیق
ما مطرح می
کند که "مگر
شما در خارج
از کشور چه کار می
کنید؟ نام
اشرف دهقانی
به عنوان چتری
جهت فعالیت های
چریکی به درد
می خورد. شما
در خارج هستید
و علنی هستید.
در حالی که ما
شدیداً مخفی
کاری را رعایت
می کنیم و نمی
خواهیم که با
بند کفشی در
راهرو یک قطار
زیرزمینی ما
را خفه کنند!
در ثانی شما
در خارج در هر
تظاهراتی که می
گذارید
حداکثر
رفیق
ما به او می گوید
که شما چه
تماس
سوم، یکشنبه
آقای
رادمنش
دوباره به یکی
از شماره تلفن
هایی که در
اختیارش قرار
گرفته بود،
زنگ زده و
تلاش نمود با
فریبکاری، بین
رفقای ما
اختلاف بیندازد.
او در این
تماس به رفیق
ما گفت: "من به
تو به عنوان یک
شاهد زنده تاریخی
و به خاطر
انسانیت می
خواهم بگویم
که این رفیقتان
که معلوم نیست
که بود و از هر
کس هم پرسیدم
به خصوص از
دوستانم در
پاریس او را
نمی شناختند،
خیلی دگم است
و ما نمی توانیم
با هم کار کنیم."
وقتی به او
گفته شد که
حرف های آن رفیق
کاملاً درست و
نظر سازمان
است، وی
دوباره مطرح
کرد: "چه شما
بخواهید و چه
نخواهید ما آن
تبلیغ را از
تلویزیون بر
نخواهیم داست
و به کارمان
ادامه خواهیم
داد. ما یک تلویزیون
داریم با پنج
میلیون بیننده،
شما هیچ کاری
نمی توانید
بکنید. بروید
در دادگاه شکایت
کنید. ضمناً
ما کمیته مرکزی
خودمان را تشکیل
داده ایم و
اصلاً ما شما
را نمی شناسیم"!
با
توجه به برخوردهای
بحث انگیز این
فرد، در خاتمه
رفیق ما به او یادآوری
کرد که اگر به
واقع شما
برادرزاده
همان رادمنش
حزب توده هستید
پس حتماً می
دانید که مردم
ما تجربه
پروژه عباس
شهریاری در
دوران دبیرکلی
عموی شما را
هنوز در خاطره
دارند و حتماً
می دانید که
او چگونه رسوای
خاص و عام
گشت؟! به این
ترتیب این
مکالمه و به
طور کلی
مکالمات ما با
فرد مزبور پایان
یافت.
لازم
به توضیح است
که به دنبال این
مکالمات، در
فضای اینترنتی
سايت "پرشین
بلاگ" یک
وبلاگ به نام "جوانان
مسلح هوادار چريکهای
فدائی خلق"
اعلام موجودیت
کرد و داستانی
از چگونگی شکل
گیری این جریان
در وبلاگ
مزبور قرار
گرفت که در
انطباق با حرف
هائی که
رادمنش به ما
زده بود، قرار
داشت. مطالعه
مطالب درج شده
در وبلاگ
مزبور نشان مي
داد که نویسندگان
این داستان ها
هیچگونه
قرابتی با
فرهنگ و پرنسیب
های شناخته
شده نیروهای
چپ و انقلابی
ندارند. پس از
چند روز این
وبلاگ که شروع
به فحاشی به یکسری
از سازمان های
سیاسی نموده
بود، بسته شد.
وبلاگ فوق، اخیراً
تحت نام دیگری
شروع به کار
کرده است.
البته
لازم به تذکر
است که بر
اساس تحقیقات
ما از یکماه پیش،
تحت عنوان
فوق، ايمیل هایی
به افراد
مختلف
فرستاده شده و
در آن ها در
راستای خط آن
وبلاگ مطالبی
نوشته می شد.
آنچه
در این قسمت
گفته شد، شرح
گفتگوهایی
است که در این
فاصله بین
رفقای تشکیلات
ما و کسی که
خود را هوادار
سازمان ما جا
می زد، انجام
شده است. نگاهی
به این
مکالمات تلفنی
نشان مي دهد
که کسی که با
ادعای هواداری
از سازمان ما
مدعی شد که هزینه
تبلیغ (ظاهراً
به نفع ما) را
در تلویزیون
آپادانا تأمین
نموده، اولاً
فردی است که
ما به هیچوجه
او را نمی
شناسیم و حتی
نمی دانیم که
نامی که او
خود را با آن
معرفی می کند
واقعی است یا
نه! در
با توجه
به همه آنچه
در اینجا توضیح
داده شد، روشن
است که چنین
برخوردی اگر
برنامه از پیش
تعیین شده
دشمن نباشد،
جز شارلاتانیسم
و سوء استفاده
از نام نیروهای
انقلابی جهت پیشبرد
اهداف سود جویانه،
معنای دیگری
ندارد.
در هر
حال نیروهای
انقلابی باید
با این موضوع
آگاهانه و جدی
برخورد نمایند.
در
هفته های اخیر
ما سعی کردیم
به شکل های
مختلف این
واقعه را به
گوش همگان
رسانده و
افکار عمومی
را نسبت به
آنچه که اتفاق
افتاده بود،
آگاه سازیم.
با تشکر از
همه رادیوها و
سایت های اینترنتی
که در این
فاصله یار و یاور
ما بودند در زیر
می کوشیم به
برخی از
سوالاتی که در
این رابطه
مطرح شده اند
پاسخ دهیم.
از
آنجا که اکثر
تلویزیون هایی
که در امریکا
جهت ایران
برنامه پخش می
کنند وابستگی
های سیاسی
مشخصی داشته و
سیاست های خاصی
را تبلیغ می
کنند که در
تقابل با تحلیل
ها و مواضع
سازمان ماست،
بنابراین،
وقتی که نام
سازمان ما در
صفحه این تلویزیون
ها به عنوان
حمایت کننده
از آنها مطرح
مي شود به طور
طبیعی در ذهن یکسری
از هواداران و
دوستداران
سازمان ما، این
توهم ایجاد می
شود که از
قرار، تحلیل
های ما تغییر
کرده و گرایش
سیاسی جدیدی
در سازمان ما
شکل گرفته
است. به خصوص
که این تریبون
ها همواره تبلیغ
می کنند که با
تحولاتی که در
جهان رخ داده
(و به اصطلاح
"جهان عوض شده")
نیروهای سیاسی
هم باید عوض
شوند و منظور
آنها از این
تغییر هم
البته جز به
معنای عدول از
مطالبات
انقلابی نیست.
ثانیاً وقتی
که نام یک جریان
انقلابی به عنوان
حامی یک
برنامه تلویزیونی
مطرح مي شود،
به طور طبیعی
احتمال دارد
جوانان مبارز
اما کم تجربه
ای که در ایران
مبارزه می
کنند دچار این
توهم گردند که
می توانند از
طریق همین تلویزیون
با آن سازمان
تماس بگیرند.
واضح است که این
مساله باعث
شکل گیری تماس
هایی می شود
که خارج از
کنترل سازمان
ما، اما ظاهرا
در جهت ارتباط
با ما برقرار
شده که در این
صورت، سرنوشت
نامشخص و
دردناک چنین
تماس هایی بر
کسی پوشیده نیست.
با تأکید
بر این امر که
اساساً، تبلیغ
جهت اشاعه هر
چه بیشتر
مواضع و تحلیل
های چریکهای
فدائی خلق ایران
یکی از وظایف
تخطی ناپذیر
ما می باشد،
ما ترجیح می
دهیم که برای
این منظور به
امکانات
محدودی که
حاصل کار و
تلاش تک تک
دوستداران این
خط سیاسی
و تشکیلات می
باشد تکیه
نمائیم و نه
تبلیغ به وسیله
کمک هایی که
ما بر چگونگی
تهیه و منبع
واقعی آنها
آگاهی نداریم.
به همین دلیل
بود که ما
قاطعانه به
اعتراض برعلیه
اقدام تلویزیون
آپادانا برخاستیم.
نگاهی
به تحولات
پرشتاب
روندهای سیاسی
در ایران تا
حدودی پاسخگوی
این سوال می
باشد. جامعه
ما در شرایطی
قرار دارد که
فقر و بیکاری
و گرسنگی و
گرانی در آن بیداد
می کند و ما هر
روز شاهد
گسترش هر چه بیشتر
اعتیاد، دزدی،
فحشاء و کار
کودکان خیابانی
و هزاران مورد
و معضل اجتماعی
وحشتناکی هستیم
که همگی حاصل
طبیعی فقر و بیکاری
حاکم بر جامعه
می باشند.
روشن است که
رژیم حاکم
قادر نبوده به
هیچ یک از نیازها
و خواست های
مردم ما پاسخ
داده و جامعه
با انبوهی
مطالبات پاسخ
داده نشده
مواجه است. از
طرف دیگر، در
شرایطی که ما
هر روز در
اعتراض به شرایط
موجود، شاهد
فریاد
کارگران و
زحمتکشان در
گوشه ای از این
سرزمین
استبداد زده می
باشیم و هر
روز مبارزات
کارگران،
معلمان،
پرستاران و بیکاران
و ... اوج بیشتری
می گیرد؛ در
شرایطی که گرایش
به مبارزه
برعلیه سیستم
ظالمانه سرمایه
داری و ضرورت
سرنگونی رژیم
وابسته به
امپریالیسم
جمهوری اسلامی،
با برجستگی
خود را نشان
مي دهد، و در
شرایطی که
ترفندهای
جمهوری اسلامی
جهت کنترل این
مبارزات نیز
با شکست مواجه
شده و "پروژه
کلان
اصلاحات" خاتمی
(که به وسیله
آن جمهوری
اسلامی جهت
بقای خود،
زمان خرید) نیز
سترونی اش را
به آشکاری
نشان داده
است، گرایش به
سرنگونی و گرایش
به انقلاب به
مثابه تنها
راه تحقق
مطالبات توده
ها هر روز
ابعاد وسیع تری
پیدا می کند.
در این شرایط
است که به طور
طبیعی مردم
ستمدیده، به
سوی نیروهای
سرنگونی طلب،
نیروهای رادیکال
و انقلابی گرایش
پیدا کرده و
نسبت به آن
سمپاتی نشان می
دهند. و در این
رابطه هم است
که طبیعتا چریکهای
فدائی خلق که
از روز اول بر
ضرورت سرنگونی
این رژیم تأکید
کرده و در
مقاطع مختلف و
حساس تحلیل
هائی ارائه
داده و مواضعی
اتخاذ کرده
اند که سیر رویدادها
صحت تحلیل ها
و مواضع آنها
را بر همگان
آشکار ساخته
است، مورد
توجه هر چه بیشتری
قرار گرفته
اند. به همین
دلیل می باشد
که ما در سال
های اخیر با
حجم قابل
ملاحظه ای از
تبلیغات
وزارت
اطلاعات
جمهوری اسلامی
برعلیه نیروهای
انقلابی و گرایش
های فکری
طرفدار
انقلاب و به ویژه
چریکهای فدائی
خلق ایران
مواجه شده ایم.
نگاهی
به افاضات
حجاریان در
رابطه با به
اصطلاح
نادرستی "تبلیغ
مسلحانه" و
ضرورت پای بندی
جوانان و
دانشجویان به
"تبلیغ مصلحانه"،
و تبلیغات
روزنامه شرق
در رد مبارزه
قهرآمیر و به
اصطلاح درستی
"مبارزه
مصلحانه" و
چاپ ده ها
کتاب و مقاله
در راستای
تخطئه
مبارزات چریکهای
فدائی خلق در
سال های
به طور
کلی، ما آنچه
که در رابطه
با سازمان خود
از طریق تلویزیون
آپادانا به
وجود آمد را
صرفاً موضوع
مربوط به خود
ندانسته و
معتقدیم که هر
نیت و هدف پلیدی
که در پشت
مجموعه
اقدامات توضیح
داده شده وجود
دارد، متوجه
همه نیروهای
مبارز و
انقلابی و
برعلیه
کارگران و
زحمتکشان و
توده های رنجدیده
ایران می
باشد.
از این رو ما
از همه این نیروها
خواهانیم که
با حساسیت
لازم به این
مساله برخورد
نمایند.