به نقل
از : سرمقاله
پيام فدايي ،
ارگان چريکهای
فدايي خلق
ايران
شماره
حداقل
دستمزدها در
سال
در روزهای
آخر اسفند ماه
"شورای عالی
کار" جمهوری
اسلامی حداقل
دستمزد
کارگران در
سال
اما براستی
چرا عليرغم
اينکه تعيين
مبلغ
پاسخ به
اين سوال برای
کارگرانی که
جز فروش نيروی
کار خویش
وسيله ای جهت
تأمين زندگی
خود و خانواده
شان در اختيار
ندارند و به
طور روزمره با
پوست و گوشت
خود مشکلات
تأمين يک زندگی
بخور و نمير
را لمس می
کنند کاملا
روشن است.
آنها به تجربه
دريافته اند
که تنها زمانی
می توان از
افزايش واقعی
دستمزد
کارگران سخن
گفت که اين
افزايش از رشد
تورم، پيشی
گرفته باشد.
تنها در اين
حالت است که
قدرت خريد
واقعی
کارگران حفظ و
تا حدی افزايش
می يابد وگرنه
حتی افزايش
حقوق کارگران
متناسب با رشد
تورم هنوز به
معنای افزايش
واقعی
دستمزدها و
رشد قدرت خريد
واقعی
کارگران نمی
باشد . تازه
چنين افزايشی
هم، تنها به
طبقه کارگر
امکان می دهد
که سبد هزينه
های خانوار
کارگری را در
حد سال قبل
حفظ نموده و
تا حدی امکان
بازتوليد
نيروی کار خود
جهت فروش آن و
تداوم توليد
را به دست آورد.
در حالی که
وقتی افزايش
دستمزد
کارگران
پائين تر از
رشد شتابان
تورم باشد،
عملا قدرت
خريد کارگران
کاهش يافته و
کارگران قادر
نخواهند بود
حتی در حد سال
گذشته
احتياجات
اوليه خود را
تأمين نمايند.
اين درست همان
واقعيتی است
که کارگران
ايران
سالهاست شاهد
آن می باشند و
امسال نيز با
ميزانی که برای
حداقل دستمزد
تعيين گرديده-
دستمزدی که
بسيار پائين
تر از رشد
تورم است-
کارگران با
شرايط زندگی
باز هم وخامت بارتری
مواجه می
باشند.
سالهاست
که جمهوری
اسلامی، به
مثابه رژيم
حافظ نظم
سرمايه
دارانه موجود،
می کوشد با
جلوگيری از
افزايش
دستمزدها
متناسب با نرخ
تورم، جيب سرمايه
داران را از
حاصل دسترنج
کارگران پرتر
سازد. اين
رژيم به جز
سالهائی که به
بهانه های
مختلف- از جمله
جنگ
امپرياليستی
ايران و عراق-
عملا
دستمزدها را
منجمد ساخته بود،
تقريبا در هيچ
سالی از سال
های طولانی
سلطه ضدکارگری
اش اجازه
نداده که
دستمزدها در
حدی افزايش
يابد که باعث
کاهش قدرت
خريد واقعی
کارگران
نگردد. به
همين دليل هم،
عليرغم اينکه
تقريبا هر سال
مبلغ کمی به
دستمزدها
افزوده می شود
اما کارگران
با شدت بيشتری
به ورطه فقر و
فلاکت سوق
داده می شوند.
در اسفند
ماه که زمان
تعيين حداقل
دستمزدها می
باشد هر ساله
"شورای عالی
کار" ادعا می
کند که
دستمزدها را
متناسب با نرخ
تورم اعلام
شده از سوی
بانک مرکزی
افزايش داده است
اما در عمل
همواره نرخ
تورم بيشتر از
رقمی بوده که
"شورای عالی
کار" آنرا
مبنای عمل خود
قرار می دهد.
برای نمونه،
برای امسال با
احتساب رشد
مقايسه
مبلغ تعيين
شده به مثابه
حداقل دستمزد،
با نرخی که از
سوی خود منابع
دولتی برای خط
فقر اعلام
شده
نيز از شکاف
عظيمی که ميان
دستمزد
کارگران و
هزينه های يک
زندگی بخور و
نمير وجود
دارد پرده بر
می دارد و
نشان می دهد
که چگونه بر
اثر سياست های
ضدکارگری
جمهوری اسلامی
هر سال بخش
بزرگتری از
کارگران ما به
زير خط فقر
رانده می
شوند. سايت
"بازتاب" از
مراکز خبری
جمهوری اسلامی
خط فقر نسبی
را
در شرايطی
که با چنين
دستمزدی، به
قول يکی از
کارگزاران
رژيم در
زنجان، تنها می
توان روزانه "
مقايسه
شرايط زندگی
اين بخش از
جامعه با زندگی
ای که جمهوری
اسلامی برای
سرمايه داران
زالوصفت و
"آقازاده"های
رنگارنگ اش
فراهم نموده
به روشنی نشان
می دهد که علت
وجود چنان "آقازاده
ها" و "آقا ها"
ئی چيست و
چگونه رژيم با
سرکوب
اعتراضات و
مبارزات
کارگران
شرايط غارت
دسترنج آنها
را مهيا نموده
و امکان فربه
شدن هرچه
بيشتر سرمايه
داران وابسته
و اربابان
امپرياليست
شان را فراهم
کرده است. به
واقع لازمه
ثروت اندوزی و
فربه شدن
سرمايه داران،
گسترش فقر و
فلاکت در صفوف
کارگران است.
سرمايه دارانی
که جهت حفظ
اين شرايط
دهشتناک
همواره
پشتيبان رژيم
حافظ
منافعشان
بوده اند. بی
دليل نيست که
يکی از
ثروتمندان
استان لرستان
در يکی از
مجالس خودمانی
شان به بقيه
متنفذين محلی
حاضر در جلسه
می گويد "بايد
روزی صد بار
به جان جمهوری
اسلامی دعا
نمود چرا که
در هيچ دوره ای
همچون دوره
اين رژيم اين
چنين شرايط
رشد و ثروت
اندوزی ما
فراهم نبوده
است!" در چنین
شرایطی طبیعی
ست که نه فقط
"دعای خير"
بلکه هرگونه
کوشش برای حفظ
رژيم
جنايتکار و
ضدکارگری
جمهوری اسلامی
از جانب اين نيروهای
انگلی امری
کاملا طبيعی
است چرا که
اين رژيم با
اعمال
ديکتاتوری و
شرايط خفقان
سياسی تسمه از
گرده کارگران
کشيده و شرايط
دستيابی به
ثروت های
افسانه ای را
برای آنها
فراهم نموده
است.
محو فقر و
فلاکت
کارگران قبل
از هر چیز در
گرو مبارزه
برای
نابودی شرایط
ظالمانه حاکم
است. این وظیفه
ای ست که بر
دوش همه نیروهای
مبارز و آزادیخواه
و کارگران
مبارز قرار
دارد و تحقق
آن، کلید رهایی
جامعه از کل
نابسامانی های
کنونی است.