به
نقل از : پيام
فدايي ، ارگان
چريکهای
فدايي خلق
ايران
شماره
ضد
انقلابيون دست
و پا چُلفتي
کوبائي
نويسنده:
مایکل مور
برگردان
به فارسی: پویان
انصاری
آيا
تابحال فکر کرده
اید که فيدل
کاسترو برای
اينکه سال ها
در قدرت بماند
چگونه رفتار
کرده است؟ دوران
حکومت او
بيشتر از
دوران
سياستمداران
ما تمامي کلک
های خود را برای
از صحنه خارج
کردن او به کار
برده اند. از وقتيکه
کاسترو کشورش
را از دست
رشوه گيرها و رژيم
باتيستا که از
جانب مافيا
پشتيباني مي
شد آزاد کرد،
واشنگتن آزمون
های بسياری
برای به پائین
کشيدن او از
جایگاه قدرت،
از تمامي
امکانات از تلاش
برای به قتل
رساندن او تا سعي در
تسخير کوبا با
استفاده از
پول ماليات
دهنده گان،
تحريم ، تهديد
به نابود کردن
کشور به وسيله
اسلحه اتمي، فعاليت
های تخريبي و استفاده
از سلاح های
زيستي (در
چيزی
که من را
هميشه سردر
گُم مي کند
اين است که آمريکا
واقعا يک
پايگاه نظامی
در اين جزيره
دارد! تصور
کنيد که ما
اول در انقلاب
مان عليه
بريتانيا
پيروز مي شديم
و سپس به آنها اجازه
مي داديم که
چند هزار
سرباز و چند
تا کشتي جنگي
در بندر نيویورک
داشته باشند. آیا
این ديوانگي
محض نیست!
پرزيدنت
کندی، که راه
پرزيدنت
آيزنهاور را
برای تسخير
کوبا از طريق
خليج خوک ها دنبال
مي کرد، به
سازمان سيا
دستور داد که کاسترو
را به قتل
رسانند. و در
اين راه از
تمامي امکانات
از جمله خودنويسي
که با زهر
پُر شده بود تا
سيگاری که مي
توانست منفجر
شود استفاده
شد. نه، منبع
من ماکسول
سمارت (کاراکتر
یکی از سريال های
کمدی دهه
کاسترو
موقعيت خودش
را مستحکم کرد
البته
هيچکدام اينها
اثر مطلوب را
نگذاشت.
کاسترو موقعيت
خود را تقويت
کرد و شکست
های آمريکا
ادامه پيدا
کرد. کوبا به
مثابه "کشوری
که از مجازات
در رفت"
شناخته شد.
اين امر برای
ما دردناک
بود. برای ما
که هر ملتي را
در نيم کره
غربي، به
استثنای
کوبائي های
لعنتي، در
اختيار خود
داشتيم. این
امر جالب به
نظر نمي آمد.
مثل اين بود
که وقتي همه فاميل
بيرون مي روند
تا غذا بخورند
و تنها فرد
خاطی
خانواده،
بيلي کوچولو
است که سرپيچي
مي کند که
آرام بنشيند و
اطاعت کند. تمامي
افرادی که در
آن محل هستند
به پدر و مادر
بيلي خيره مي
شوند و مُتعجب
اند که آنها
چه مي کنند. دردناک
ترين امر اين
است که به نظر
مي رسد در اينجا
نه انضباط
موجود است و
نه کنترل.
بدين گونه است
که آنها تلاش
مي کنند به
کمک سيلي بيلي
کوچولو را سر
عقل بياورند
اما سيلي هم
کمکي نمي کند،
بيلي کوچولو
قصد ندارد که
نخود فرنگي اش
را بخورد.
در
چشمان مردم
جهان، ما به همين
اندازه ابله
ارزيابي مي
شويم. انگار
که آن جزيره
کوچک که تنها
خشم
و غضب عمو سام
کم نمي شود
بديهي
است که تمامي اينها
نتيجه اشتباهات
اسفناک
کاسترو بوده
است. او مي
توانست
بلافاصله پس
از اينکه قدرت
را به دست
آورد و همه
شرکت های
آمريکائي را
ملي کرد و مافيا
را از هاوانا
بيرون
انداخت، روی
يک قُله آتشفشاني
بنشيند،
چرا که خشم و غضب
عمو سام با
تمامي قدرت
گريبانگير او
شد و قدرت این
خشم و غضب در
حالا
چرا ما مبارزه
خود را در
مقابل ران
بوقلموني که
از جنگ سرد
باقي مانده
است ادامه مي
دهيم؟ برای
يافتن پاسخ احتياجي
نيست که دورتر
از محلي که
ميامي نام
دارد برويم. از
آنجا است که
گروهي از کوبائي
های تبعيدی
کله پوک، سياست
خارجي ايالات
متحده آمريکا را
در مقابل ملتي
که در جزيره
کوچکي سکونت
دارند کنترل
مي کنند. به
نظر مي آيد که آن
کوبائي ها، از
جمله تعداد
بسياری از
هواداران
قديمي باتيستا
که زماني که
آن شارلاتان
بر کشور حکومت
مي کرد نانشان
در روغن بود، از
زمانيکه
اسباب شان را
جمع کرده اند
و به فلوريدا
کوچ کرده اند
خواب به
چشمشان نرفته
باشد.
عمليات
ديوانه وار
کوبائي های
تبعيدی
از
سال
در
شب
امروزه
در ميان
کوبائي های
ميامي بارکر و
گونزالز به
چشم قهرمان
ديده مي شوند.
مارتينز بعد
از آن توسط
رونالد ريگان بخشيده
شد و تنها کسي
است که از
شرکت در این
عملیات اظهار
پشيماني کرده
است. او می
گوید "من مايل
نبودم در سقوط
رئيس جمهور
آمريکا سهيم
باشم." چه آدم
نازی!
وقتي
اوليور نوُرث
احتياج به نمایی
خارجي داشت که
برای سقوط
دولت
نيکاراگوئه
به این کشور
اسلحه وارد
کند، به چه
کسی جز کوبایی
های میامی
مراجعه کرد؟
اشخاص
کارآزموده
خليج خوکها،
افرادی مانند رامون
مدينا و رافائل
کینترو کليد های
اساسي در شرکت
هواپيمائي باری
ای بودند که
اسلحه را به
کنتراس تحويل
می داد.
وارد
کردن مواد
مُخدر در
آمريکا توسط
کوبائي های
تبعيدی
يکي
از "پاداش های"
بزرگی که در
مقابل پولي که
به کوبائي های
تبعيدی داديم
به ما رسید کمک
آنها در مورد
وارد کردن
مواد مخدر به
آمريکا بود، که
منجر به در هم
شکستن
خانواده ها و
تعداد بسیاری
از ناحيه های
شهرها شد. در
اوائل
دهه
تشکيلات
اداری مبارزه
با مواد مُخدر
(DEF) که تلاش می
کرد کوبائي
های تبعيدی را
گير بياندازد از
پشتيباني چندانی
از طرف دولت
مرکزی برخوردار
نشد، چرا که آنها
زير پرچم
قلابي "گروه
های آزادی
طلب" سازماندهي
شده بودند. البته
بيشتر این
گروه ها تنها پوششي
برای حفظ
جریانات بزرگ قاچاق
مواد مُخدر و
عملیات آنها
بود. این همان
کاسبکاران
مواد مُخدر بودند
که چندی بعد در
قاچاق اسلحه
به کنتراس شرکت
کردند.
سازمان
های تروريستي
کوبائي مستقر
در ایالات
متحده مسئوليت
بيش از
يک
تعداد بچه ننه
حالا،
چرا من نمي
ترسم؟ البته، برای
اينکه همه
کوبائي های
تبعيدی با
حالت های
گوريل وار خود
و اقدامات
تروريستي خود
واقعا تعدادی بچه
ننه هستند.
واقعا
همينطور است.
بچه ننه. مدرک
مي خواهيد؟ از
اين جا شروع
کنيم: اگر از
رهبری
کشورتان
ناراضی
هستید، در
آنجا مانده و تلاش
کنيد کسي را
که باعث
اختناق در
کشور شده است
سرنگون کنيد.
اين عمليات مي
تواند به کار
بردن قهر (مانند
انقلاب
آمريکا و
انقلاب
فرانسه) و يا با
روش های صلح
آميز (مانند گاندی
در هندوستان
يا ماندلا در
آفريقا جنوبي)
به انجام رسد. اما
آدم دُمش را روی
کولش نمي
گذارد که در
برود، مانند
کوبائي های
تبعيدی.
فکر
کنيد که همه مهاجرین
اولیه به ایالات
متحده به
کانادا فرار
مي کردند و
سپس نق نق مي کردند
که کانادائي
ها مسئولیت
ساقط کردن انگليسي
ها در ایالات
متحده را بر
دوش داشتند.
ساندنيست ها
هرگز اگر همگی
به ساحل
کُستاریکا
فرار کرده و
مشروب نوشیده
و جیب هایشان
را پُر از پول
مي کردند نمي
توانستند کشورشان
را از دست
سوموزا آزاد
کنند. ماندلا
به زندان رفت،
نه به ليبي يا
لندن.
اما
ثروتمندان
کوبائي به
ميامي در
رفتند و ثروتمندتر
شدند.
تمامی
محتویات
مراحل عملیات خليج
خوکها
البته
این کوبایی
های آمریکایی
تلاش کردند که
گلیم خود را
از آب بیرون
بکشند اما تلاش
آنها نمایی از
پلنگ صورتی بر
خود دارد.
عملیات خليج
خوکها معروف
ترین شکست
آنها است. در
آن می توان
تمامی جزئیات
یک نمایش کمدی
را یافت، کشتي
اشتباهی،
ساحل
اشتباهي، عدم
وجود گلوله
برای اسلحه ها،
عدم وجود کسی
که آنها را در
آنجا تحویل بگيرد
و سرانجام هيچ
کسی با آنها تماسی
نمی گیرد و
آنها در بخشی
از جزیره خود
که برای آنها
ناشناس است ول
می گردند (تصور
مي کنم
شوفرهای آنها
هرگز آنها را
در زمان های
خوب قديم به
آنجا نبرده
بودند).
آدم شاید
فکر کند که
شکست عملیات خليج
خوکها باید به
آنها درس و
مشق خوبی داده
باشد. اما در
چنین صورتی
فرد تنها نقش
خود را در
آئینه دیده
است. یک آدم
معمولی در چنین
وضعی اعلام
تسلیم می کرد،
اما اینان
اینگونه
نیستند. پس از
سال
رهبر
کوبائي های
تبعيدی
سال
سال
بر
طبق نوشته
واشنگتن مانتلي
"پنج عمليات ضربتي
عليه کوبا در
خلال تابستان
و ابتدای
پائیز
سال
محکوم
کردن ایالات
متحده آمریکا
توسط سازمان
ملل متحد
چند
سال بعد
باسولتو گروهی
به نام "برادران
در راه آزادی"
را تشکيل داد.
این گروه
کوبایی
تبعیدی وقت
خود را به آن
می گذارند که به
حريم هوائي
کوبا پروازکرده،
از دیده بانی
های کوبایی
گذشته،
اعلاميه در
اینجا و آنجا
پخش کرده و خشم
دولت کوبا
را بر انگيزد.
در فوريه
با
وجود اینکه
"برادران در
راه آزادی"
هنگامیکه به
در حريم هوایی
کوبا پرواز
کردند عملی برعليه
قانون آمريکا انجام
دادند
(همانطور که
سازمان
ارتباطات هوایی
خاطر نشان
کرده است)،
دولت کلينتون
مجددا به نفع کوبائي
های تبعيدی وارد
عمل شده و
بلافاصله
قانونی در
مورد تشدید
تحریم کوبا را
به تصویب
رساند. این
تحریم دنیا را
بر علیه ما
برانگیخته است.
مجمع عمومی سازمان
ملل متحد با
آرای
هفته
بعد از سرنگون
شدن هواپيماها،
کوبائي های
تبعيدی تلاش
کردند که با
امید آنکه
نیروی نظامی
عملیاتی علیه
کاسترو را
آغاز کند
ایالات متحده
آمريکا را تحت
فشار بگذارند.
آنها اطلاع
دادند که می خواهند
شنبه بعد
گروهی قايق
کوچک را از
فلوريدا به
محلی نزديک
ساحل کوبا
برای اعترض به
سرنگون کردن
دو هواپيما
بفرستند.
کلينتون
تصميم گرفت که
بزرگترين
نمايش قدرت را
عليه کوبا بعد
از بحران
موشکي (در سال
کلينتون
قرص دريازدگي
را فراموش کرد
تنها
چيزی که
کلينتون
فراموش کرد
بفرستد قرُص
دريازدگي
بود، چرا که بعدا
نشان داده شد
که کوبائي های
ميامي واقعا
به آن احتياج
دارند. تنها
رهبر
گروه اعزامي
کوبائي سریعا
از جلا افتاده
گفت: "در دریا
طوفان
وحشتناکي حکم
فرما شد. بُلندی
موج ها
مسلمأ
کاسترو اين
قدر مي خندد
که اشک هايش
سرازير مي شوند.