اشرف دهقانی

 

زنان و مردان مبارز و قهرمان ایران!

 

هزاران درود و افتخار بر شما باد که در تداوم شش ماه مبارزه خونین خود با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، در روز 6 دی با چنان جسارت و شجاعت انقلابی با نیروهای سرکوبگر رژیم برخورد کردید که ضعف و زبونی آن نیروها در مقابل گوشه ای از قدرت زایل ناپذیر شما به همگان نشان داده شد. نیروهای مسلح رژیم که سه دهه بود با قدر قدرتی سلطه خود را بر مردم اعمال کرده بودند، در این روز با دیدن روحیه والای تعرضی شما، لرزه بر اندامشان افتاد و بسیاری از آنها چنان به زانو در آمدند که روحیه خود را از دست دادند- که این خود برای پیشروی جنبش امری بسیار ضروری است.

 

با وارد شدن توده وسیعی از مردم به صحنه مبارزه که ابعاد آن به قولی از ظرفیت نیروهای سرکوبگر رژیم در خیابانها فراتر بود و با مجموعه برخوردهای انقلابی و تعرضی شما مردم رنج کشیده و داغ دیده، 6 دی، مُهر یک روز تاریخی را یافت. در این روز جنبش توده های مبارز ایران قدم مهمی به جلو برداشت و شرایط نوینی را در جامعه پدید آورد. به این امر دشمنان نیز اقرار کرده و حتی نیروهای راست و سازشکار هم اکنون از یک مرحله جدید و چرخش در روند مبارزات مردم صحبت می کنند.

 

ببینیم این قدم به جلو و این چرخش چیست و چگونه ایجاد شد؟ اینها را با شماره توضیح می دهم.

 

1- در روز 6 دی، در شرایط شدت گیری سرکوب های وحشیانه و در شرایطی که حتی برای مرعوب کردن مردم، به انتشار اخبار جنایاتشان در کهریزک ها متوسل شدند، آمدن توده عظیم تری به میدان مبارزه و برخورد های بسیار شجاعانه و جسورانه ای که شما در این روز در مصاف با نیروهای مسلح رژیم صورت دادید- چنان جسورانه و شجاعانه که حیرت جهانیان را بر انگیخته است- ثابت کرد که جمهوری اسلامی دیگر نمی تواند همچون 30 سال گذشته با سرکوب و ارعاب، توده های جان به لب رسیده ما را به عقب براند. این امر اگر چه در تظاهرات 16 آذر نیز نشان داده شده بود ولی در روز 6 دی در ابعاد گسترده تری خود را آشکار ساخت؛ و به همه مدافعین سیستم سرمایه داری فهماند که شما مردم شجاع و دلاور ایران قادرید خیابانها را که پیش از این صحنه تاخت و تاز برای ابراز قدر قدرتی نیروهای امنیتی- نظامی رژیم بود به جهنمی برای آنها تبدیل نمائید.

در تظاهرات 6 دی با آشکار شدن شدت خشم و نفرت توده ها از جمهوری اسلامی و شرایط ظالمانه ای که سیستم سرمایه داری در ایران نه فقط برای کارگران و زحمتکشان بلکه برای اکثریت آحاد جامعه بوجود آورده است، این واقعیت بیش از پیش آشکار شد که توده های به تنگ آمده از مظالم این سیستم، برای پایان دادن به شرایط زندگی دهشتناک و شدیداً غیر انسانی خود عزم جزم کرده اند. در چنین شرایطی دشمنان مردم مجبورند علاوه بر سرکوب که عمده ترین عامل بقای آنهاست، به راه های دیگری نیز از قبیل جابجائی مهره ها برای تداوم و حفظ نظم ضد خلقی خود بیاندیشند.

2- تا کنون رسانه های امپریالیستی و همه محافل راست می کوشیدند شعار "مرگ بر دیکتاتور" مردم را این طور تعبیر کنند که گویا منظور از آن احمدی نژاد می باشد و نه کل رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی. اما شعار "مرگ بر خامنه ای" که در تظاهرات عظیم 6 دی با گستردگی هر چه بیشتری طنین اندار شد، دیگر جائی برای چنان دغلکاری باقی نگذاشت. برای توده های مردم، شعار مرگ بر خامنه ای، حکم شعار مرگ بر شاه در سال 1357 را دارد، چرا که او به عنوان ولی فقیه، همه کاره رژیم دانسته می شود. این شعار اگر چه هنوز صراحت شعار" مرگ بر جمهوری اسلامی" (که در شروع جنبش در خرداد ماه با صدائی هر چه رساتر در جامعه طنین افکن شد) را ندارد و هنوز دست دشمنان حیله گر را برای انحراف مبارزات کنونی باز می گذارد، اما سر داده شدن آن توسط انبوه عظیم مردم، بر همگان آشکار ساخت که مردم رنج کشیده ایران با همه وجود خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی می باشند. بیهوده نیست که رسانه های امپریالیستی و دیگر رسانه های ضد خلقی که همواره کوشیده اند تا همه رویدادهای مبارزاتی اخیر و تلاش ها و قهرمانی های مردم بر علیه کلیت جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته اش را به حساب اصلاح طلبان "سبز" ریخته و صورت مسأله را اعتراض به تقلب در انتخابات جلوه دهند، اکنون در لحن تبلیغاتی خود تغییر بوجود آورده و اعتراف می کنند که مسأله شما مردم مبارز فراتر از رأی و انتخابات می باشد.

3- عظمت جنبش 6 دی و غیر قابل انکار شدن این امر که سرنگونی جمهوری اسلامی خواست اصلی مردم ایران در حال حاضر است، یک پیروزی برای شما توده های رزمنده می باشد. هر گام شما در مسیر سرنگونی، چشم اندازهای انقلابی جدیدتری را بوجود آورده و راه را برای دستیابی به هدف هموار می کند. در چنین شرایطی جناح حاکم در جمهوری اسلامی مجبور شده است برای ایجاد ممانعت در مقابل رشد گرایش های رادیکال و انقلابی در جامعه با روش های مخصوص به خود توجه مردم را هر چه بيشتر به طرف اصلاح طلبان که قبل از انتخابات رنگ سبز را به عنوان نشانی برای خود برگزیدند، بکشانند. (همانطور که رژیم شاه در اواخر عمر خود برای ایجاد مانع برای پیوستن جوانان به کمونیست ها، این کار را به شیوه خود و به اقتضای آن زمان، در مورد آخوند ها می کرد) امپریالیست ها یا به عبارتی قدرت های خارجی نیز به مثابله دشمنان اصلی مردم ما که اکنون "ثبات و آرامش" دلخواه خود را در ایران در خطر می بینند، پس از تظاهرات عظیم 6 دی به تکاپو افتاده و حالا با لحن متفاوت تر از قبل با سران حاکم در جمهوری اسلامی برخورد می کنند.

 

4- در تظاهرات 6 دی، رشد گرایش به اعمال قهر در میان مردم هر چه بیشتر آشکار شد. اگر قبل از این جوانان ما تجربه جنگ و گریز با نیروهای امنیتی نظامی رژیم را از سر گذرانده بودند؛ و بعد با شجاعت هر چه تمامتر در دفاع از خود، قهر ضد انقلابی نیروهای مزدور رژیم را با قهر انقلابی خود پاسخ می دادند، اکنون جوانان به درجه ای از شجاعت و جسارت انقلابی دست یافته اند که خود به محاصره نیروهای نظامی پرداخته و به خلع سلاح مزدوران رژیم می پردازند. مسلماً با تدوام اوضاع به این نحو، در تجمعات توده ای دیگر، مردم با روحیه مبارزاتی و تعرضی ارتقاء یافته تری با دشمنان خود مواجه شده و در این روند تجارب جدیدی به دست خواهند آورد. این امری است که هم جمهوری اسلامی و هم قدرت های خارجی(امپریالیستها) را شدیداً نگران ساخته و هراس در دل آنان ایجاد نموده است.

 

5- استفاده از کوکتل مولوتف از طرف مردم بر علیه رژیم اگر چه پیش از این نیز صورت گرفته بود، ولی وسعت استفاده از این امر در تظاهرات 6 دی به حدی بود که خبرگزاری ها نیز قادر به کتمان آن نشدند. این امر به طور غیر قابل انکاری از یک طرف آشکار کرد که مردم ایران برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به قهر آمیزترین روش ها هم دست می زنند و از طرف دیگر این واقعیت را بیان نمود که مردم در روند جنبش خود به ضرورت تسلیح خود هرچه بیشتر پی برده و در آن جهت اقدام خواهند کرد. جای تردید نیست که چنین وضعی برای همه نیروهای ضد خلقی که خواهان حفظ سیستم سرمایه داری در ایران هستند، تحمل ناپذیر بوده و در حال حاضر آنها را در شرایط دشواری قرار داده است.

 

6- نافرمانی در نیروهای مسلح رژیم، مورد جدید و بسیار مهم و حساسی است که در تظاهرات 6 دی دیده شد که در طی آن برخی از نیروهای مسلح از دستور فرمانده خود سرپیچی کرده و از شلیک به سوی مردم خودداری نمودند. این امر که خود انعکاسی از عظمت و قدرت مبارزات شما مردم رزمنده ایران می باشد و در تجربه همه انقلابات در سطح جهان هم دیده شده است، نوید بخش ریزش در نیروهای مسلح دشمن در صورت تداوم خیزش انقلابی کنونی است.

 

مردم دلیر و مبارز ایران

جنبشی که هم اکنون با خون عزیزان و جگر گوشه های ما و با فداکاری های تحسین بر انگیز شما زنان و مردان دلاور ایران، دور جدیدی از روند خود را آغاز کرده است، هدف اش دست یابی به رفاه برای همه مردم تحت ستم و برقراری وسیع ترین آزادی های دموکراتیک در جامعه می باشد. این هدف در درجه اول بدون سرنگونی تمام و کمال رژیم جمهوری اسلامی ممکن نیست. از آنجا که خط سبز اصلاح طلبان حکومتی خط بخشی از همین رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی است، هرگونه تقویت این خط، مانعی بر سر راه شما برای سرنگونی رژیم مذهبی حاکم بوجود می آورد. متأسفانه امروز برخی از جوانان- البته در ابعادی بسیار محدودتر از گذشته- با این که خود به جبهه اصلاح طلبان تعلق نداشته و متعلق به مردم هستند، ناآگاهانه از رنگ سبز برای معرفی جنبش جاری استفاده می کنند. این جوانان عزیز باید توجه کنند که رنگ سبز حتی در خارج از ایران به عنوان نشان خط موسوی و اصلاح طلبان حکومتی رسمیت یافته. در نتیجه استفاده از این رنگ در فعالیت های سیاسی هر چقدر هم با نیت پاک به آن نسبت غیر مذهبی داده شود، به نفع موسوی و حامیان ضدخلقی اش می باشد. در واقع، انرژی مبارزاتی این جوانان با رفتن به زیر پرچم سبز ناخواسته در خدمت پیشبرد اهداف دشمنانشان قرار گرفته و به هرز می رود.

 

همچنین نباید اجازه داد که تجربه زمان شاه تکرار شود و با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، طبقه سرمایه دار در سطح جهان یا به عبارتی دیگر امپریالیست ها، برای حفاظت از منافع بی کران خود در ایران، امکان یابند در نهایت، رژیم ارتجاعی و ضد خلقی دیگری را به جای رژیم کنونی به جامعه ما تحمیل کنند. در این رابطه باید دانست که دیکتاتوری در جامعه ایران که در حال حاضر شکل و شمایل مذهبی به خود پوشانده و در قالب ولایت فقیه عرضه می شود، خود حاصل سیستم سرمایه داری وابسته به امپریالیسم در جامعه ماست. برای از بین بردن دیکتاتوری باید ریشه آن را خشکاند. در نتیجه، مبارزه با دیکتاتوری حتماً باید با مبارزه برای نابودی سیستم استثمارگرانه و ظالمانه حاکم، در آمیخته و توأم گردد؛ و نباید اجازه داد که دشمنان با تغییراتی ظاهری در حکومتها و دست نخورده گذاشتن اساس و ریشه دیکتاتوری، یک بار دیگر مردم را فریب دهند. تأکید من این است که اگر توده های تحت ستم ایران از کارگران گرفته تا زنان و جوانان و خلاصه همه اقشار و طبقات تحت ستم، براستی خواهان آزادی و پایان دادن به دیکتاتوری در ایران هستند، اگر می خواهند به خواستهای برحق و عادلانه خویش دست یابند، در این صورت باید دانست که راهی پر فراز و نشیب در پیش رو است؛ و باید خود را برای یک مبارزه قهر آمیز طولانی با دشمنان رنگارنگ آماده کرد.

 

با تکیه بر این امر که چه مبارزات عمومی مردم و چه مبارزه خاص کارگران بدون وجود یک رهبری انقلابی قادر به تأمین پیروزی نیست، نکته اصلی و مرکزی در شرایط کنونی چگونگی پر کردن این جای خالی می باشد. اتفاقاً، امروز مبارزات قهرمانانه مردم تحت ستم ایران، زمینه کاملاً مناسبی را برای شکل گیری چنین رهبری بوجود آورده است. قدر این فرصت درخشان را باید دانست و آن را از دست نداد. ضروری است که کارگران و جوانان زن و مرد آگاه ما بدانند که متشکل کردن خود با استفاده از روابط بوجود آمده در جریان مبارزات اخیر، امروز وظیفه عاجل و مبرم آنها را تشکیل می دهد. شما جوانان مبارز و آگاه در هر محلی که حضور دارید، بطور کاملاً مخفیانه به روابط خود شکل سازمان یافته ای داده و متشکل شوید. تشکل های مخفی ای که به این نحو به وجود می آیند باید درک نیازهای مبارزاتی کنونی توده ها و پاسخ گوئی به آنها را در عمل در دستور کار خود قرار دهند. در این رابطه نکته کلیدی آن است که باید دید دست یازیدن به کدام حرکت های انقلابی در شرایط کنونی می تواند باعث حفظ و ارتقای روحیه انقلابی در توده ها شده و آنها را برای برداشتن قدم های بیشتری به جلو برای سرنگونی رژیم تشجیع نماید. در این میان تنها گروه های مخفی متشکلی که قادر به درک واقعیت های شرایط موجود بوده و بتوانند در عمل راه را هرچه بیشتر برای پیشروی جنبش توده ها هموار کنند، خواهند توانست نقشی انقلابی در جنبش ایفاء نموده و خود را به پیشروی توده ها تبدیل نمایند. حتی اگر تجارب تاریخی انقلابها در سطح جهان را یاد آوری ننموده و فقط بر گذشته مبارزاتی پر افتخار ایران تکیه کنیم، امروز الگوی جوانان مبارز ما باید ستارخان ها و باقر خان ها، علی مسیوها، حیدر عمواوغلی ها و انقلابیون دهه 50 و بطور اخص چریکهای فدائی خلق باشد.

در اینجا من با بهره گیری از تجارب گذشته، خود را موظف می دانم نظر و عقیده خود را با شما مردم دلیر و بطور مشخص با جوانان زن ومرد روشنفکر و آگاه ایران، هرچه بیشتر در میان بگذارم. واقعیت این است که توده های ستمدیده ما خشونت طلب نبوده و نیستند و اساساً بحث بر سر خشونت طلبی نیست که امروز خیلی از افراد دوست نما که در واقع نگران فروپاشی سیستم ظالمانه حاکم بر ایران هستند، از طریق رسانه های مختلف، مردم را از آن برحذر می دارند. بحث و صورت واقعی مسأله این است که جمهوری اسلامی که در طی 30 سال در قالب ضحاکی خون آشام از خون عزیزان و بهترین فرزندان ایران ارتزاق کرده است، امروز با کشتار وحشیانه توده ها در خیابانها و محل های مختلف و در زندان ها، یک جنگ مسلحانه تمام عیاری را به مردم ما تحمیل کرده. در واقع، با آغاز یک جنگ مسلحانه بر علیه مردم ایران از طرف رژیم وحشی و جنایتکار جمهوری اسلامی، مردم مجبورند در دفاع از خود به مقابله برخیزند. در چنین شرایطی، سوال اصلی این است که آیا مردم باید با شجاعت و دلاوری در میدان نبرد باقی مانده و با دشمنان خود بجنگند و یا باید از این کار احتراز نموده و اجازه دهند که سلطه جمهوری اسلامی با همه شرایط نکبت بارش همچنان تداوم یابد؟ آیا آنها باید خود را سازمان داده و بطور کاملاً آگاهانه یعنی با طرح ها و نقشه های حساب شده بطور مسلحانه با دشمنان خود مبارزه کنند و یا اجازه دهند که مرد و زن و کودک و پیر و به طور کلی مردم بی پناه و بی دفاع هر روز در خیابانها و اماکن مختلف مورد حملات وحشیانه اراذل و اوباش حکومت قرار گیرند! و یا در بالای چوبه های دار میادین شهرهای مختلف جان ببازند؟ تجربه های تلخ گذشته به خصوص تجارب خونین و بسیار مصیبت باری که سلطه جمهوری اسلامی در جامعه ما بوجود آورده است با وضوح تمام نشان می دهند که عدم مقابله با این رژیم و سرباز زدن از نبرد مسلحانه سازمان یافته و آگاهانه با او، تنها دست نیروهای مسلح جنایتکار جمهوری اسلامی را برای تاخت و تاز های بازهم خونین و بی رحمانه باز خواهد گذاشت. این امر خود اثبات گر آن است که مردم ما امروز چاره ای جز طی راه اول در مقابل خود ندارند. به این دلیل است که روشنفکران مبارز و کارگران آگاه موظفند به توده های شدیداً تحت ستم اما شجاع و دلاور ایران کمک کنند تا با نیروئی هرچه سازمان یافته تر و مجهزتر با دشمنان خود مواجه شده و با آنها بجنگند. باز هم تأکید کنم که شدیداً لازم است این حقیقت را با همه وجود به خاطر سپرد که با دست روی دست گذاشتن و عدم استفاده از زمینه موجود برای متشکل کردن خود، به جنایتکاران فرصت داده خواهد شد که نیروهای مسلح مزدور تحت فرمان خویش را هر چه بیشتر سازمان داده و در موقعیتی مقتضی، شرایط بسیار مصیبت بار دهه 60 را دوباره در جامعه بوجود آورده و فجایع دهشتناک آن دهه را این بار حتی بی رحمانه تر و با شقاوتی به مراتب شدیدتر از آن دوره تکرار کنند؛ و با ارتکاب به جنایت کارانه ترین و شنیع ترین اعمال از توده های مبارز ما انتقام بکشند.

 

مبارزات توده های قهرمان و رزمنده ایران نیازمند یک رهبری انقلابی است و امروز زمانی است که بیش از هر وقت دیگر می توان و باید در جهت تحقق آن گام برداشت. در جامعه ما تاریخی در حال شکل گیری است و یک بار دیگر برای روشنفکران و کارگران آگاه در کنار توده های رزمنده ایران دوره آزمون های سخت فرا رسیده است. امیدوارم در پیکار سرنوشت سازی که در پیش است مردم تحت ستم ما با رزمندگی و با برخوردهای هشیارانه نسبت به همه مسایل، صفحه پر افتخاری بر تاریخ سرشار از قهرمانی های خود بیافزایند و رژیم جمهوری اسلامی را با هر جناح و دسته اش در آتشی که خود بر پا نموده، بسوزانند و نیست و نابود سازند. و به امید آن که زمستان سیاه کنونی هر چه زودتر به پایان رسد و با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی مردم ما روی خوش بهار آزادی واقعی را ببینند. پیروزی بی تردید از آن خلقهای رزمنده است.

 

دهم دیماه 1388