به
نقل از:
شماره
نگاهی
به ابعاد
دهشتناک
قربانی شدن
کارگران در
اثر سوانح
ناشی از کار
طولانی
بودن ساعات
کار، آلودگی و
غیر بهداشتی
بودن محیط کار و
عدم وجود
حداقل وسائل
امنیتی هر روز
از میان
کارگران
قربانی می
گیرد. در همین
رابطه اخیرا
اینها
نمونه هایی
چند از دهها
حوادث
مرگباری می
باشند که هر
روزه
قربانیان
جدیدی از میان
کارگران می گیرند
و به نوبه
خویش از وضعیت
وخیم بهداشت و
امنیت جانی
این زحمتکشان
در واحد های
تولیدی بزرگ و
کوچک درسیستم
سرمایه داری
ایران تحت
حاکمیت
جمهوری
اسلامی خبر می
دهند. موقعیت
کارگران در
بخشهای حاشیه
ای، و در واحد
هائی همچون
کارگاههای
قالی بافی،
کوره پزخانه
ها و غیره، از
این هم وخیمتر
می باشد.
بطوری که
دامنه وقوع
حوادث
دهشتناکی نظیر
قطع دست، قطع انگشتان
دست و پا،
سوختگی و سایر
آسیب دیدگی
های فیزیکی در
اثر کار با
ماشین الات
غیراستاندارد
و فرسوده و
غیر ایمنی غیر
قابل توصیف
است. وخامت
شرایط کار
کارگران در
جمهوری
اسلامی به
گونه ای ست که
در برخی از
واحد های
تولیدی نظیر
کارخانه "پیک
شیمی" واقع در
جاده مخصوص تهران-
کرج، کارگران
حتی آب
آشامیدنی هم
ندارند.
واقعیت
این است که برای
ایجاد امنیت
در محیط
کارخانه ها و
نجات جان
کارگران،
کارفرمایان
مجبورند
هزینه هایی را
متحمل شوند.
اما آنان با
وجود منافع
مالی عظیمی که
از قبل
استثمار و
مکیدن شیره
جان کارگران
می برند حاضر
نیستند حتی
ذره ای از سود
خود بگذرند؛
که البته این
امر را با
پشتیبانی همه
جانبه رژیم ضد
کارگری
جمهوری
اسلامی پیش می
برند. تحت
چنین شرایطی
ست که چندی
پیش دو کارگر
در کارخانه
"نازک نخ" بر
اثر انفجار یک
تانکر پوسیده
بخار کشته و
زخمی شدند.
این حادثه در
حالی اتفاق می
افتد که احتمال
انفجار آن از
جانب مسئول
فنی تاسیسات
این کارخانه
طی
علاوه
بر فرسودگی
ابزار کار و
عدم تامین
شرایط امنیتی
در محیط کار،
از ساعات
طولانی کار و
اوقات کم
استراحت نیز
باید نام برد
که می تواند
به عنوان عامل
جدی دیگری که
باعث فرسایش
جسم و روح این
زحمتکشان، از
دست رفتن
سلامت آنان،
خستگی مفرط و
در نتیجه افزایش
شمار سوانح
کاری مرگبار
می شود، نیز یاد کرد.
ساعات طولانی
کار نه
تنها سلامت
کارگران را به
خطر می اندازد
بلکه از طرفی
مانع امکان
رشد معنوی،
عمل اجتماعی و
سیاسی آنان
نیز می شود.
این مسئله بی
شک به نفع
سرمایه داران
خواهد بود.
در همین
رابطه باید به
نقش
دستمزدهای
نازل کارگران
در تشدید
سوانح کاری نیز
اشاره کرد.
دستمزدهای
کارگران-
تازه اگر به
موقع پرداخت
گردند- با
توجه به حجم
تورم بسیار
پائین است و
این خود عاملی
است که کارگر
را وادار می
کند تا برای
دریافت حقوق
بیشتر بدون
توجه به قدرت بدنی
دست به اضافه
کاری بزند و
بدین طریق
ساعات کار
روزانه از
آنچه که باید
بیشتر می شود.
امری که درصد
وقوع حوادث
مرگبار در
هنگام کار را
افزایش می
دهد.
از سوی
دیگر، کارفرمایان
به هیچ وجهی
نگران از دست
دادن کارگران
خود نیستند
چرا که به علت
گسترش سرسام
آور صفوف ارتش
ذخیره کار در
ایران، هزاران
کارگر بیکار
پشت درهای
کارخانه ها در
انتظار کار صف
بسته اند و تک
تک آنان
مجبورند برای
تامین زندگی
خانواده
هایشان به هر
کار مشقت بار
و نا امنی تن
در دهند، چرا
که هیچ کنترل
و یا قانونی
در دفاع از
کارگران وجود
ندارد.
علاوه
بر تمام این
معضلات، در
شرایط وجود ده
ها قانون ضد
کارگری که
توسط رژیم ضد
خلقی جمهوری
اسلامی
در روابط بین
سرمایه داران
زالو صفت و
کارگران
زحمتکش حاکم
شده است،
کارگران
کوچکترین
تامینی هنگام
قربانی شدن در
زمان وقوع
سوانح کاری
ندارند.
همانطور
که می دانیم بسیاری
از کارگران
ایران امروز
حتی از داشتن حق
بیمه های
اجتماعی که
حقی قانونی
است نیز محرومند. چرا که
کارفرمایان
حاضر به
پرداخت هزینه
های مقرره به
این ادارات
نبوده و عملا
به بهانه
بدهکاری از
بیمه کردن
بعضی از کارگران
خودداری می
کنند.
کارفرمایان
بارها به منظور
شانه خالی
کردن از
مسئولیت خود
در قبال سلامت
و جان
کارگران، خود
کارگر را در
وقوع حوادث
کار سهل انگار و مقصر
دانسته و او
را مورد سرزنش
قرار داده و به
همین بهانه از
پرداخت هزینه
بیمارستان امتناع
ورزیده اند.
در جائی
که کارگران با
پائین بودن
دستمزدها و عقب
افتادن حقوق
خود حتی قادر
به تامین
ابتدائی ترین
نیازهای
روزمره خویش
نیستند چگونه
می توانند در
صورت مواجه
شدن با آسیب
های فیزیکی و
روحی گاها مرگبار
در زمان کار،
از عهده
پرداخت هزینه
های سنگین
بیمارستان و دارو
برآیند. در
نتیجه این
کارگران و
اعضای
خانواده اشان
اغلب اوقات نه
تنها مجبورند
از مراجعه به
پزشک خودداری
کنند بلکه
برای ادامه
زندگی مشقت
بار خویش گاها
ناگزیر به
فروش اعضای
بدن خود می
شوند.
ابتلا
به بیماریهای
مختلف و صدمات
جانی در محیط
های آلوده و
خطرناک کار
پدیده ی جدیدی
نبوده و همیشه
تا جائی که
امکان داشته
از جانب
سرمایه داران
به کارگران
تحمیل شده
است. کافی است
که نگاهی به
آمار مرگ و
میر کارگران
در اثر مشاغل
سخت و طاقت
فرسا و حوادث
در محیط های
کارگری
بیاندازیم تا
از وضعیت اسفبار
کارگران مطلع
شویم و بیشتر
به عمق فجایعی
که سیستم
استثمارگر
سرمایه داری
در حیات
کارگران ببار
می آورد پی
ببریم.
برخورد
رژیم ضد
کارگری ایران
با چنین
شرایطی، و با
کارگران
معترض به این
شرایط مذلت
بار و طاقت
فرسا بسیار
وحشتناکتر از
وضعیت آنان در
محیط
کار است.
رژیم به جای
رسیدگی به
وضعیت کارگران،
بجای تلاش
برای بالا
بردن امنیت
کاری و حل معضلات
آنان با صرف هزینه
های هنگفت،
نیروهای
سرکوب خود را
هر چه قوی تر و
وسیعتر می کند
و اعتراضات
کارگران هر
بار با بی
شرمی تمام بیش
از پیش به خاک
و خون کشیده
می شود.
بررسی
شرایط ایمنی
کارگران در
محیط های کار
در جمهوری
اسلامی و
برخورد این
رژیم با این
معضلات، عرصه
دیگری ست که
نشان می دهد
تداوم فقر،
فلاکت و شرایط
مرگبار زندگی
کارگران، با
حیات نظام
سرمایه داری
گره خورده و رهایی از
این شرایط
فلاکت بار
تنها با
مبارزات
کارگران و
تمامی اقشار
جامعه آنهم علیه
کلیت سیستم
سرمایه داری و
کلیت رژیم ضد
کارگری جمهوری
اسلامی گره
خورده است.